💠زوال #قهرمان در ساختارهای اجتماعی
👈نگاهی اجتماعی به محتوای فیلم "قهرمان"
🖊محمد وکیلی
🔸"قهرمان" تازهترین ساخته اصغر فرهادی که اخیرا به اکران عمومی درآمده، قصه ای سرراست و خطی دارد و به شکلی ساده و روان روایت می شود. قهرمانِ داستان یعنی رحیم، شخصیتی از طبقه فرودست جامعه که به دلیل بدهی در زندان است، تلاش دارد رضایت شاکی خود را به دست آورد اما اتفاقات، او را به مسیر دیگری می کشاند؛ در ابتدا، از او قهرمانی ساخته می شود اما در ادامه، همه چیز در هم شکسته و فرو می ریزد. داستانی که بسیاری از انسانهای امروزی به نوعی در زندگی روزمره با آن مواجه اند.
🔸داستان "قهرمان"، در دل یک #نظام_اجتماعی ساختارمندِ متشکل از ساختارهای درهم تنیده، اما ناپیدا و ناملموس شکل گرفته است. نظامی که #فضای_مجازی و #شبکه_های_اجتماعی نیز به کمک آمده اند تا این نظام، بیش از پیش درهم تنیده تر، فراگیرتر، مستحکم تر و غیرقابل مهارتر شود. از مهمترین ویژگی های چنین وضعیتی که به نظر می رسد کارگردان تلاش کرده بدان بپردازد عبارتند از:
🔹1.گم شدگی #حقیقت: در فضایی با چنین ساختار بدون مرکز و بدون تکیه گاه و بدون مرجعی، نفس عمل مهم نیست، بلکه درک و فهمی که ساختار از آن روایت می کند اهمیت می یابد. #امر_اصیل بی معنی می گردد. اصل عمل به حاشیه برده می شود و جامعه به لطف سیطره شبکه های اجتماعی، با ضریب دادن به حواشی، روایت مطلوب خود را دیکته می کند. در چنین وضعیتی، ارزش کارها و خدمات، توسط خود افراد تعیین نمی گردد بلکه توسط نظام و شبکه ارتباط و تعامل تعیین می گردد و به همین دلیل نیز حقیقت به محاق می رود و #تفسیر جای حقیقت می نشیند. در چنین دنیایی مرز بین خیر و شر از بین رفته و تابع روایت ها می شود و در نتیجه میتوان با کمک رسانه ها یک قهرمان ساخت و یک قهرمان را نابود کرد. همچنان که "رحیم"، حتی قادر نیست روایتی از آنچه که واقعا اتفاق افتاده را به دیگران توضیح دهد و با هر توضیحی به جای آنکه پرده از واقعیت ماجرا کنار رود، گرفتار حاشیه ای جدید می شود.
🔹2.امتناع قهرمان: در چنین وضعیتی که کار "خیر" کردن دارای هزینه می شود، قهرمان بودن یا ناممکن می شود یا بسیار پرهزینه. قهرمانان چنین جامعه ای یا مطرودند یا منزوی. قهرمان ها در چنین فضایی نمی توانند از خودشان دفاع کنند، فقط می توانند حس ترحم دیگران را برانگیزند تا شاید لطفی در حقشان شود، به مانند رحیم که فرزند بیمارش آخرین راه نجات او از فشارهاست. در چنین وضعیتی قهرمان ها نمی فهمند که در نزد چه کسی و از چه چیزی باید دفاع کنند.
🔹3.امتناع تغییر: در چنین وضعیتی، هرگونه تغییر و اصلاحی غیرممکن تلقی می گردد و از همین جاست که ساختارشکن ها ظهور می کنند و ساختارشکنی عصیانگرانه، تنها راه رهایی قلمداد می گردد. انسانها در چنین شرایطی در مقابل یک دوگانه گریز ناپذیر رها می گردند: یا تسلیم محض و تهی شدن از هرگونه خواست و اراده ای، یا عصیان و شورش ساختارشکنانه؛ در چنین جامعه ای، همچنان که کار خیر، بی معنی می شود، حماسه نیز جایی پیدا نمی کند. از این جهت می توان گفت فیلم اصغر فرهادی تصویرگر فضایی است که شخصیت هایی چون #جوکر و #راننده_تاکسی مارتین اسکورسیزی آماده ظهور می شوند.
🔹4.مرگ انسان: چنین جامعه ای در شکل افراطی خود منجر به مرگ انسان به عنوان سوژه ای اجتماعی می شود. انسان در چنین وضعیتی همچون عروسک خیمه شب بازی، چنان تسلیم اراده ساختارهای بنیادی می گردد که چه در درون زندان باشد و چه بیرون زندان، از این حصارها خلاصی نخواهد یافت؛ همچنان که رحیم در سکانس ابتدایی فیلم وقتی که از زندان رها می شود، مجبور است وارد دالانی از داربستهای درهم تنیده شود که هر چقدر به بالا می رود، درهم تنیده تر می شود. در چنین وضعیتی انسانها مجبورند برای زندگی کردن، مدام نقش بازی کنند، فیلم بازی کنند و امکان و اجازه اینکه خودشان باشند پیدا نمی کنند.
🔸فیلم قهرمان تلاش دارد روایتی ملموس، عینی و مینیمال شده و در عین حال انتقادی از جهان اجتماعی ساختارمند شده ارائه دهد، ساختاری که به مدد رسانه، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به عنوان بخش تفکیک ناپذیر ساختارهای اجتماعی امروزی، می توانند ایده #قفس_آهنین وبر را برای انسان تصویر کند. ساختارهایی که بعد از بسط، گسترش و سیطره حاکمیت آن، به مهمترین دغدغه انسان برای رهایی از آن بدل شده است. از این جهت، هر چند فیلم فرهادی در ایران روایت می شود، اما اختصاص به جامعه ایرانی ندارد و به مسئله و معضلی جهانی اشاره دارد.
➖➖➖➖➖➖➖➖
@daghdagheha
✍️ حضور قابل تحسین یک روحانی در قاب رسانه ملی
🔹چند سال پیش در دانشگاهی در یکی از شهرهای نزدیک تهران تدریس داشتم. روزی بچه ها به بهانه ای، سر کلاس گفتند: «استاد! شنیدیم در قم آخوندا خونشون تلویزیون ندارن چون حرام میدونن. درسته؟». من ابتدا خیلی متعجب شدم که چطور این گزاره در ذهن جوانانی در نزدیکی تهران در یک شهر بزرگ در عصر رسانه ها نقش بسته است؟!!!
🔸دلایل زیادی به ذهنم رسید؛ یکی از آن ها این بود که کمتر کسی زندگی شخصی #روحانیون را برای این نسل، روایت و کمتر #رسانه_ای این زندگی را بازنمایی کرده است. و البته این پرسش نیز ذهنم را درگیر کرده بود که آیا اصلا باید این زندگی، روایت و بازنمایی شود یا خیر؟! و هنوز نیز پاسخ کاملی نیافته ام...
🔹مسابقه تلویزیونی #خانه_ما را گاهی می دیدم اما امسال در نوروز 1401 بیشتر دیدم. «خانه ما» یک مستند مسابقه خانوادگی است که در آن شرکت کنندگان با دریافت مبلغ مشخصی به عنوان حساب مسابقه، باید بتوانند هزینه های خانواده خود را به صورت صرفه جویانه مدیریت کنند. سه خانواده در رقابتی حدودا یک ماهه به خرج گروه سازنده زندگی می کنند و با چالش هایی روبرو می شوند.
🔸در حین رقابت که در فضای رئال زندگی رخ می دهد، به نوعی زندگی شخصی، خانه و رفتار های روزمره شرکت کنندگان به تصویر کشیده می شود. در فصل یازدهم این مسابقه که برای اولین بار از شبکه پربیننده سه پخش شد، یک خانواده روحانی یکی از سه خانواده شرکت کننده بود.
🔹فضای حوزه همیشه فضایی متکثر از نظر دیدگاه نسبت به موضوعات مختلف بوده است و چه بسا همین تکثر یکی از دلایل پویایی در #حوزه_های_علمیه باشد. تقابل دیدگاه های سنتی و جدید در کنار توسعه تکنولوژی های ارتباطی و #شبکه_های_اجتماعی، کنشگری روحانیون در عرصه رسانه و فضای مجازی را متفاوت کرده است.
🔸کنشگری اجتماعی و رسانه ای که بعضا مخالف و موافق های زیادی دارد. در چنین فضایی باید جسارت حاج آقا حامد براتی را بخاطر حضور یک ماهه خانوادگی در این برنامه ستود. فارغ از اینکه این قبیل مشارکت ها و کنشگری های رسانه ای صحیح است یا غلط، باید اصل شهامت ایشان _که می دانم با نیت ارتقای جایگاه روحانیت در نزد مردم از مسیر شناساندن زندگی شخصی یک خانواده روحانی ابراز شد_، را ستایش کرد. مطلعم برنامه بسیار دیده شد و بازخوردهای بسیار مناسبی نسبت به روحانیت به ایشان و تهیه کننده برنامه منتقل گردید.
📎تأکید می کنم که نگارنده فعلا موضعی در باب باید یا نباید این چنین مشارکت ها و یا کنشگری های اجتماعی روحانیون ندارد اما بر خود لازم می دانستم در میان سکوت عمده حوزویان نسبت به فصل یازدهم برنامه «خانه ما» که زندگی یک ماهه یک خانواده روحانی را بازنمایی کرد، حداقل از نیت حجت الاسلام براتی و شهامت ایشان، اینگونه حمایت کنم.
🖊حجت الاسلام احمد اولیایی- دکتری فرهنگ و ارتباطات
@sedayehowzeh
@daghdagheha
🎥 سیل های شبیه هم و فرصتی برای ترکیدن حباب های رسانه ای!
1⃣ هزار تُن ماهی در سیل الیگودرز تلف شد.
2⃣ فرماندار #کنتاکی آمریکا اعلام کرد تلفات #سیل در این ایالت به ۲۵ نفر رسیده است، چندین نفر مفقود هستند و ۲۳۰۰۰ خانوار هم برق ندارند.
➖ «اندی بیشار» گفت: آمار بالاتر خواهد رفت. عملیات نجات تشدید شده است. در یک کلام، این حادثه #ویرانگر است.
3⃣ شهروند اماراتی در "الفجیره" ضمن اعتراض به کمبود امکانات و عدم حضور تیمهای امدادی درخواست کمک میکند!
➖ در این تصاویر شهروندان اماراتی عاجزانه طلب کمک میکنند و میگویند نه نیروی پلیس و نه نیروهای ستاد بحران، هیچکس به دادمان نمیرسد!
➖ گفته میشد که #امارات زیر ساختار کشورش را طوری طراحی کرده است که حتی کانال فاضلاب کشورش اتومات است.
✍ حالا دیگر انعکاس مشکلات غربی ها برای توجیه مشکلات داخلی نیست؛ به نظر می رسد در حال عبور از مرحله #اتوپیاانگاری و ایده آل گرایی در شناخت غربی ها هستیم، حالا گزارش های خبری شهروندان کشورهای غربی و غربزده در #شبکه_های_اجتماعی، ناکارآمدی های آنها را افشا می کند و دیگر فقط ایران نیست که مثلا در سیل تلفات می دهد!
➖ استمداد مردم سیل زده آمریکا و دوبی از مسئولان کشورشان کسی را خوشحال نمی کند اما برای ابطال انگاره کامل بودن سیستم های حکمرانی آنها کافیست!
➖ اخیرا #مریم_امیرجلالی بازیگر طنز سرشناس که برای دیدن فرزندش به #کانادا رفته بود از وضعیت اسفبار رسیدگی به معضل #قطعی_برق بعد توفان اشاره کرده بود که انعکاس زیادی در شبکه های اجتماعی داشت.
🆔 @sedayehowzeh