eitaa logo
✌💥دهه هفتادیا 💥✌
204 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
3.4هزار ویدیو
30 فایل
ارتباط با مدیریت کانال↙️↙️ @Yavar_amar مغزخاکستری @khakestary_amar نفوذیها @Nofoziha_ammariyon شهدا و اهل بیت علیهم السلام @Ammar_noghtezan خنده بازار و طنز سیاسی @khande_bazarr
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷باسم رب الشهداء و الصدیقین🌷 ❓❓روی را خوانده ای ؟ 🌷" " را می گویم .. همان بسیجی خط امامی که به اسارت رفت تا " درس کربلا " را تکرار کند و بانگ " شمر زمانه ات را بشناس " سر دهد روی سر من و تو .. 🍂روی اتیکتش نوشته بود " جون ، خادم المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف " ... 🕊بگذارید مرور کنیم ؛ نامش جون بود ؛ جون بن حوی ؛ اهل آفریقا بود و طی اتفاقاتی سوار بر کشتی نجات حسین علیه السلام شده بود ... ✨عاشورای شصت و یک ، اذن میدان کرد ولی سیدالشهدا علیه السلام او را بازداشت و جون در جواب گفت : به خدا سوگند هرگز از شما جدا نمی‌شوم تا خون من با خون شما درآمیزد ... ❄️عاقبت هم رفت ؛ باید می رفت ؛ آسمانی بود و زمین قفسش شده بود ؛ وقتی که خونش به زمین داغ کربلا ریخت و روحش به باغ ملکوت پرید ، سیدالشهدا علیه السلام بر سر پیکرش آمد و فرمود : 💫اَللّهُمَّ بَیِّض وَجهَهُ وَ طَیِّب ریحَهُ وَ احشُرهُ مَعَ الأبرارِ وَ عَرِّف بَینَهُ و بَینَ مُحمدٍ و آلِ مُحمدٍ» 🙏خدایا! رویش را سفید و بویش را خوش گردان و با نیکان محشور کن و با محمد و آل محمد آشنا ساز ... 🍃حال تو ، ای "محسن حججی " عزیز بدون شک سرنوشتی همانند همان جون بن حوی داری .. 💚حتما امام حسین علیه السلام برای تو هم اَللّهُمَّ بَیِّض وَجهَهُ گفته .. حتما بر سر پیکرت حاضر شده ... ✨حتما همان کسی که هزار و چهارصد سال و اندی از غیبتش می گذرد بر سر پیکرت حاضر شده .. 💙می دانی محسن حججی عزیز ... می خواهم آرام ازت بپرسم ... مادری با قدی کمان و پهلویی بشکسته هم بر سر پیکرت حاضر شده ؟ 🌳🍂🌳🍂🌳🍂🌳🍂🌳🍂🌳 @dahehaftadiihay_amariyon
💎مناجات شهید چمران در آخرین لحظات زندگی: 🌹ای دست های من ! قوی و دقیق باشید. 🌹ای چشمان من ! تیزبین باشید. 🌹 ای قلب من ! این لحظات آخرین را تحمل كن. به شما قول می دهم كه پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید. 🌹 من چند لحظة بعد به شما آرامش می دهم؛ آرامشی ابدی. ✨ شبتون_شهدایی ✨ @dahehaftadiihay_amariyon
🌺شهید احمدی روشن نان سنگگ گرفته بودیم و می آمدیم طرف خوابگاه. چندتا سنگ به نانها چسبیده بود. مصطفی کندشان و برگشت سمت نانوایی. میگفت «بچه بودم، یه بار نون سنگگ خریدم، سنگ هاش رو خوب جدا نکرده بودم؛ بهش چسبیده بود. خونه که رسیدم، بابام سنگ ها رو جدا کرد داد دستم، گفت برو بده به شاطر. نونواها بابت اینا پول میدن.» 📚یادگاران 22 (کتاب احمدی روشن) 🚨رعايت حق الناس حتي در صف سلف ( از خاطرات 🌺شهید دیالمه ) وارد سلف سرویس شدم. ساعت حدود 1و 45 بود و به کلاس نمی‌رسیدم و صف غذا طولانی بود. دنبال آشنایی می‌گشتم در صف تا بتوانم سریعتر غذا بگیرم. شخصی را دیدم که چهره‌ای آشنا داشت و قیافه‌ای مذهبی. نزدیک شدم و ژتون را به او دادم و گفتم: برای من هم بگیر.  چند لحظه بعد نوبت او شد و ژتون مرا داد و یک ظرف غذا گرفت. و برای من که پشت میز نشسته بودم، آورد و خودش به انتهای صف غذا برگشت و در صف ایستاد. بلند شدم و به کنارش رفتم و گفتم: چرا این کار را کردی و برای خودت غذا نگرفتی؟ گفت: من یک حق داشتم و از آن استفاده کردم و برای شما غذا گرفتم و حالا برمی‌گردم و برای خودم غذا می‌گیرم. این لحظه‌ای بود که به او سخت علاقه‌مند شدم و مسیر زندگی‌ام تغییر کرد. 🕊🌱🕊🌱🕊🌱🕊 @dahehaftadiihay_amariyon
🌷پیکر مطهرش را با دو شهید دیگر، تحویل بنیادشهید داده و گذاشته بودند سردخانه. نگهبان سردخانه می‌گفت: یکی‌شان آمد به خوابم و گفت: منو فعلا تحویل خانواده ام ندید ! از خواب بیدار شدم . هرچه فکر کردم کدامیک از این دو نفر بوده ، نفهمیدم ؛ گفتم ولش کن، خواب بوده دیگه. فردا قرار بود بدن‌ها‌رو تحویل بدیم که شب دوباره خواب شهید رو دیدم. دوباره همون جمله رو بهم گفت. این بار فوراً اسمشو پرسیدم،گفت امیر ناصر سلیمانی. از خواب پریدم رفتم سراغ . روی سینه یکی‌شان نوشته بود «شهید امیر ناصر سلیمانی». بعد‌ها متوجه شدم توی اون تاریخ خانواده در تدارک مراسم ازدواج پسرشان بودند؛ شهید خواسته بود مراسم برادرش بهم نخوره!🌷 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• @dahehaftadiihay_amariyon
بعد از اینکه وارد سپاه شد ؛ چند ماهی طول کشید تا حقوقش واریز بشه ، اولین حقوقی که گرفت پولش رو داد به یه نقاش حرفه ای تا تصاویر شهدای روستای کریم کلا را بکشه ‌؛ بعد از اینکه تابلوها آماده شد اونها رو با هم بردیم و به پایگاه بسیج کریم کلا تحویل دادیم ؛ برام خیلی جالب بود با اینکه مدتی حقوق نگرفته بود و پول نداشت، حالا که پولی به دستش رسید برای " شهدا " خرج كرد ... 🌷شهید‌ عبدالصالح‌ زارع🌷 @dahehaftadiihay_amariyon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از شهدا غافل نشید، شهدا حقیقتا در جمع ما هستند ... 🌷شهید حاج‌احمد‌ کاظمی🌷 @dahehaftadiihay_amariyon
🌷سردار رشید من نمی‌گویم معصوم است ولی ملتی که به امر خدا به امر اعتماد می کنند، خدا اجازه اشتباه به آن را نمی‌دهد و به نوعی به او می بخشد. @dahehaftadiihay_amariyon
🌷من کاندیدای شهادتم خیلی‌ها از سردار سلیمانی درخواست داشتند که کاندیدای ریاست جمهوری شود، ولی او می‌گفت: من فقط یک سربازم نه چیز دیگر، من کاندیدای شهادتم نه ریاست جمهوری! @dahehaftadiihay_amariyon
🇮🇷 .🌷 آرمان که مریض شده بود، بردمش پیش دکتر؛ تا فهمید دکتر خانم هست و میخواد آرمان رو معاینه بکنه، گفت من نمیام. گفتم: پسرم این خانم دکتر هستند، میخوان فقط معاینه ات بکنند. گفت: نه پدرجان! طبق فتوای حضرت آقا تا وقتی که میشه به پزشک محرم مراجعه کرد نباید پیش پزشک نامحرم رفت... ⚡️روای:پدر شهید. @dahehaftadiihay_amariyon
سختے ها را تحمـل کنید، این انقلاب بـا نهایـت اقتـدار و توان به انقلاب جهانے امام زمان (عج) اتصال پیدا مے کند. شهیدحاج محمدابراهیم همت🌷 🌹🍃🌹🍃 @dahehaftadiihay_amariyon