https://eitaa.com/giahZende/4144
این خانم هرچقدر تو کانالش شکست نفسی کرد شما باور نکنید🤝
منم هم نگرانم هم عصبانی!
یک هفته، چه بسا بیشتر به اقوامی که احتمال میدادیم بیان، ازشون میپرسیدیم برای مراسمات میاین تهران یا نه.
من هنوز نرسیدم خونه پدرم زنگ زدن بهم ک فلانیا دارن میان، ماشین دستته فلان چیزو تهیه کن.
الان نه میتونم، نه میخوام، که این توفیق خدمتی که نصیبم شده رو از دست بدم.
نه ميخوام ک مامانمو تنها بذارم😭😭😭
اگر زودتر میگفتن، زودتر تصمیم میگرفتن، من هماهنگ نمیکردم و قول نمیدادم😔
خوشحال بودم که نزدیک خودمون این فضا محیا شده که خدمت کنم.
چون از همون یک هفته پیش از چندین جا میگفتن ک میای که منم بنا به دلایلی نمیتونستم برم.😔
آقا جان، دلم میخواست آدم موفقی بشم تا بتونم ی روز بیام دیدارتون.
هنوز همون آدم نالایق و منفعلی هستم که بودم.
اما...
اره؛ اما اومدم دیدارتون...
چه دیدار باشکوهی دورت بگردم!
ممنونم که دعوتم کردید.