داییناسِر🇮🇷
یکیشون ادبیات نمایشی میخوند، تا کلمه ادبیات نمایشی از دهنش خارج شد یاد هیما افتادم. دوتاشون عکاسی و یکی دوتاشونم گرافیک.
بشدت زیبا بودن. بشدت با ادب.
امیدارم بتونم باهاشون ارتباط بیشتری بگیرم.
دلم برای کار با گل سرامیک تنگ شده😭
کارای قبلیمو هم ک درست کرده بودم، بابام هی یادش میره بره بگیره از استادم😐🤦🏻♀
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فنجون این ویدیو روووو😭💔✨
چون من قالب ندارم، فقط میتونم از این دفرمه های دست ساز بسازم. ی تایمی دوست داشتم قالب بگیرم نشد، ب این مدل دفرمه هم خیلی احساس ناکافی بودن میدادم 🥲 ولی الان ک این ویدیو رو دیدم، دیدم خیییلیییییی زیباسسس😭❤️
روزا بهتاش فریبام (گنگستر بیمه، یلی بیمه) شبا فهیمه معمولی (زودرنج، دلنازک).
|maed|
عزیزم بعضی حرفا کلا نباید زده بشه، اصلا حتی نباید بهش فکر بشه، عذر خواهی کردن برای کسیه که سهواً کفشو لگد کردی نه اینکه تموم ذوق و اُمیدش رو با کلمات نابود کردی و الان انتظارشو داری با یه "ببخشید" همه چیز به روالِ سابق خودش برگرده!
دقیقا مثل این میمونه که یه چاقوی ٩ سانتی رو توی بدنش فرو کردی حالا ۶ سانتش رو هم بیرون بکشی؛ نه لطف کردی و نه جبران!
|بیست ودو|