شب های کنکور زیادی رو تجربه کردم :)
خوب میتونم درک کنم چه حالی دارن بچه های کنکوری.
من سخت ترین و شدید ترین استرس زندگیم رو شب کنکورم تجربه کردم (کنکور دوسال پیش) و (کمی هم کنکور پارسال)
متاسفانه یه داستانی ساختن ک نمیشه گفت این رو بدید دیگه راحتید و ..
اومدن ب اسم عدالت و هر چیز دیگه ای، استرس رو ده برابر کردن برا کنکور :)
برا همین فقط میتونم بگم ی مرحله بزرگ رو قراره پشت سر بذارید.
هم میتونه باعث شه تجربهتون بیشتر شه برا کنکور بعدی، هم نقاط ضعف و قوتتون دستتون بیاد
کنکور هنر سال اولم (اولین کنکور بود و قبل تجربی بود، شرکت کردم تا با سیستم کنکور آشنا شم و سر کنکور خودم اونقدر بی تجربه نباشم)
با اینکه فقط داشتم میرفتم برای کسب تجربه، استرس داشتم :/
سر جلسه هم جدای اون تایمی ک عمومیارو جواب میدادم، بقیهش رو داشتم مگس میپروندم (چون تا ی تایمی نمیذارن بیایم بیرون) و سوالای درسای تخصصی رو مثل مسابقه های تلویزیونی جواب میدادم 🌚
کنکور بعدی کنکور تجربی همون سال بود
استرس داشتم و با خیال زیست بالای پنجاه وارد جلسه شدم 😂😐
فضای کنکور تجربی خییلییی امنیتی تر بود😂
خیلی دقیق چکمون کردن.
داوطلبا مث همونایی بودن ک از مشاورا میشنیدم. همون قدر جدی، قیافع درسخونی.
چند نفر هم دیدم با این چیزا ک روش میشینن تا صندلی سفت اذیتشون نکنه اومده بودن😂
و دوستایی ک یکسال بود ندیده بودیمشون رو اونجا دیدم.
صبحشم با همسایه هامون رفتیم ک هممون حوزهمون ی جا بود.
یادش بخیر. با همکلاسیم (و مثلا کسی ک تو ی اکیپ بودیم ی زمانی) دقیقا تو ی کلاس افتاده بودیم. قبلش کلی حرف زدیم. حتی وسط آزمون دیدم اون رفت دستشویی منم پاشدم رفتم 🤣😐😐
کلاسمون خیلی سرد بود. مراقبمون خدا خوبش کنه ایشالا، با ی من عسل نمیشد خوردش هرچی میگفتیم سرده، اعتنا نمیکرد هیییچ، میپرید ب پر و پامون مردک بیترادب :/
آخر سر، وقتی اون آقایی ک اثر انگشت میگیره اومد، دید ما مث جوجه داریم میلرزیم، مث ی بابا گفت (دخترا سردتونه(😭) الان میگم بیان کولرو کم کنن براتون(😭😭😭)). قیافهشو یادم نیس ولی مهربونی تو صداش هنوز یادمه😭✨
کنکور سال بعدم هم دانشگاه الزهرا بود
ک واقعا توقع نداشتم الزهرا اینقدر قدیمی باشه
شبش ک خوابم نمیبرد.
مامانم بزور منو آورد کنار خودش خوابیدم، بازم خوابم نمیبرد. حتی قرص و اینا هم خوردم، خواب بودم، ولی بیدار بودم 🤣😐
وای خدا هیچ وقت نیاره اون شبو🥲
افتضاح حالم بد بود🥲
آخه درسا برام جدید بودن. با اینکه کنکور سالای قبل رو تا نیم ساعت قبل خواب داشتم حل میکردم(نمیتونستم اون لحظه دست از خوندن بکشم) و جز درسایی ک میخواستم حذف کنم و نخونم، بقیه رو خوب داشتم جواب میدادم. ولی خییلییی استرس داشتم🥲
دیگه با مامانم رفتیم و اومدیم
اما برگشتنی اسنپ گیرمون نمیومد، منم گوشیم داشت خاموش میشد :/ چقدر استرس کشیدیم :/
کلا اون روز واقعا مزخرف بود
بماند ک از خرابی حالم، کنکورم رو هم همچین خوب ندادم. حتی میخواستم تاریخ جغرافی بزنم ولی وقت کم آوردم :)
میخواستم فلسفه منطقه نزنم، ولی زدم و منفی شد🤣😐