هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
[علیاصغر پسر حسین]
نمیدانم طفل ششماهه دیدهاید یا نه. طفل ششماه تقریبا چیزی که بشود اسمش را گردن گذاشت، ندارد. مادر میگفت بچه در ششماهگی گردن میآورد. نوزاد را که بغل میگیری، باید یکدستت را آرام پشت سرش یا میان دو کتفش بگذاری که سرش بهعقب نیفتند. میدانی؟ گردنش تحمل وزن سر خودش را هم ندارد. گردن نوزاد لطیف است. بوی لطافت میدهد. پوست گردن نوزاد حتی تحمل گرمای بدن خودش را هم ندارد. چند دقیقه که سرش پایین باشد، پوست گلویش سرخ و ملتهب میشود. نمیدانم برنامه غذایی نوزاد تا یکسالگی را دیدهاید یا نه. در ششماهگی نوزاد تازهتازه میتواند آب بخورد. آب که میگویم، یعنی با قاشق چایخوری. یعنی با قطرهچکان. یعنی با در بطری. کمی که لبهایش تر شود، گریهاش بند میآید و آرام میشود. نمیدانم طفل گرمازده دیدهاید یا نه. مدام غشگونه بهخواب میرود و بیدار که میشود مثل ماهی بیرون از آب، لبهایش را میجنباند. نمیدانم مادر شیرده دیدهاید یا نه. همانقدر که طفل وقت شیرخوردن دارد، مادر هم وقت شیردادن دارد. حتی اگر طفل نخواهد؛ حتی اگر طفل نباشد! آه. همیشه آخر روضه او زنانه میشود. مردها از پس داستان علیاصغر برنمیآیند. برای او باید که زنها گریه کنند.
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
امیدوارم توفیق اشک خالصانه برای امام حسین و اهل بیتشون قسمت همهمون بشه.
نه اینکه بخاطر مشکلات خودمون اشک بریزیم براشون😔
داییناسِر🇮🇷
ممنون میشم حمد شفا بخونید🤍
حس میکنم حمد شفاهاتون سرطان رو هم خوب میکنه❤️🔥
الحمدلله مشکل جدی ای نبود
اما درد شدیدی سراغم اومده بود که طاقتم و طاق کرده بود🥴
از انرژی زنانم فقط ظاهرش مونده...
از حسش، امنیتش و لطافتش، چیز زیادی نمونده
انگار روحش یه جایی بین خستگیهای زندگی جا مونده:)