مولانا: شمس آیا هر دیداری حکمتی دارد؟
شمس: هیچ رهگذری بیسبب از کوچهی جانت نمیگذرد.
مولانا: حتی آنان که رنج به دل آدمی میآورند؟
شمس: بعضی میآیند تا مرهم باشند، بعضی میآیند تا زخم را به تو نشان دهند.
مولانا: پس هیچ دیداری اتفاقی نیست؟
شمس: نه… هر دیداری یا چیزی به تو میآموزد، یا چیزی را از تو میگیرد و هر دو لطف راهاند..
هزار و یک کار جدید باز دارم واسه خودم میتراشم. مغزم به اندازه کافی شلوغ هست، قراره شلوغ تر بشه.
من آدمیم که از راکد بودن بدم میاد.
وقتی راکد میشه زندگیم اعصابم بهم میریزه. ولی نمیدونم حکمتش چیه وقتی هم که قراره از راکدی در بیاد، هزار تا مسئولیت میریزه رو سرم🥲
یه مدت دغدغه اینکه، "فاطمه تو توی چی خوبی؟" رفته تو مخم.
همش یه صدای درونی بهم میگه "آوردهت به دنیا چی بوده؟"
هنوز هیچ جوابی واسش پیدا نکردم
خیلی احساس ناکافی بودن دارم...