داییناسِر
اکسلی ک تا امروز درگیرش بودم، برا دوستان جواد جوادی بود😅 (نمیدونم یادتون هست یا ن)، ولی فکر کنم دی
دقیقا روز ۹ اسفند روز کاریم بود و تا رسیدم یه مکان مورد نظر همهمه شکل گرفت. حتی دیگه درارو بسته بودن و راهمون ندادن. تو مسیر گوشیو چک کردم دیدم میگن بیت رو زدن :)
روز قبلی که رفتمو یادم نمیاد. ولی از همون اسفند تا دیروز نرفته بودم. خییلییی دلم تنگ شده بود.
حتی به مسئولم گفتم من دلم برای صدای مکبر اینجا هم تنگ شده بود🥲
فکر کنم خودشون هم متوجه شده بودن روز آخرمونه. ناهار دادن، شربت دادن 😭🤣
تازه جواد جوادی ها هم نبودن🦦
داییناسِر
بزرگواری که اینجاس اسمش فرزینِ✨
بشینم اسم این بنده خدارو ادیت بزنم. ازدواج کردن دیگه. زشتم هست کلا🤣😭
رئیسی گفتن چیزی گفتن اصلا
پ.ن: رئیس سابق..
هدایت شده از من به توان²
برای فردام میشه دعاکنین؟خیلی برام مهمه این دوتا امتحانو خوب بدم
https://eitaa.com/giahZende/5084
یک مشاوری به من گفت بچه اولت بچه اول یک خانم نیست، بلکه شوهرت بچه اولته!🤣😐
داداش کوچیکه ایرپاد تو گوشش بود، بابام گفت چی گوش میدی و ایرپادو گرفت که ببینه چی گوش میده.
متوجه شد داره آهنگ گوش میده🤣
از اون آهنگا که سلیقه منه هاااا🤣
حالا هی که داداشم میره پیشش شروع میکنه به نصیحت و توضیحات!😐😂
وقتی هم بابام متوجه شد، داداش بزرگه میگه این مقصر نیست الگوش بد بوده. (حالا بابام فکر کرده از دوستاش الگو گرفتن)
خیلی جدی ازش پرسید کدوم دوستات اینارو گوش میده. بزرگه خندید گفت دوستش نیست.
اونجا دوهزاری پدر افتاد 🤣😐
از نصیحت پسر کوچیکه شیفت شد رو من🤣😐🦦