داییناسِر
امروز وعده های غذایی به تعداد نبود! برای ناهار که وارد شدیم گفتن غذا کمه دو نفر سه نفر باهم غذا بخو
خلاصه...
این سهم غذای امشب ما پنج نفر بود😅
۱۰ تا تیکه نون (یک چهارم نون بود هرکدوم)
اندازه کف دست شنسل
و هندوانه ای که برای روز قبل بود و همینجوری تو یخچال گذاشته بودیم یادمون رفته بود بخوریم🦦
گذشت تاااا... یه جلسه کوچولو گذاشتن و گفتن این موضوع سناریو بوده😂😐🦦
اما نه کاملا به اون دلیلی که من حدس زدم؛ بلکه برای یاد گرفتن کار تشکیلاتی، گذشت، مواجه با شرایط سخت و ...
بنظر من نباید خادم ها رو وارد بازی میکردن🤣😐 ولی همینی که ما نمیدونستیم و حتی کسانی که میدونستن هم شرایطشون با بچه ها یکسان بود، یعنی جایگاه همه مثل همه و کسی اینجا فرقی با اون یکی نداره^^
بچه ها جون تروخدا اگر کسی از شما تو این دوره هست، بگه من ديگه چیزی نذارم.🦦
یهو نیان ببرنم بندازنم تو گونی🦦🤣
خییلیی عکسا گرفتم بذارم، حقیقتا همین موضوع که ممکنه کسی از شما هم اینجا باشه داره جلوم رو میگیره😬
آقای زرشناس، اقای مطیعی و اقای یامین پور رو واسه آقایون گذاشتن فقط 😐
تبعیض تا کی😐
گوشیاشونو تحویل میگیریم قبل کلاس، امروز با تاکید فراوانی گفتم اگر زنگ بخوره میزنم تو دیوار گوشیاتونو :/
چون خیلی هاپوام امروز..🦦