داداشم بیرون کار داشت، همراهش اومدم که تنها نباشه.
بابام زنگ زده به گوشی داداشم، من جواب دادم
یکم شاکی بود بابام
همین ک دید من دارم صحبت میکنم ملایم شد لحنش
من هیچ..
من نگاه..
داییناسِر
از سفر نیومده باز دارم میرم سفر😐😂🦦
البته من جفتشو سفر حساب نمیکنم...🫠
داییناسِر
پایان دوره تشکیلاتی عزیزم 🥲✨
بچه های بخش فرهنگی شدیدا خلاق بودن و هر روز تقریبا با ایده هاشون شگفت زده میشدیم✨
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم؟
حالِ همه خوب است؛ من اما نگرانم.
• فاضل نظری
امیدوارم زندگی اجازه بده چند صباحی هم خوشحال باشم به جای اینکه قوی، متظاهر و صبور باشم.