- دال (:
شده از درد بخندی که نبارد چشمت ؟ من در این خندهی پرغصه مهارت دارم (: ..
گلهای نیست اگر دوست نداری مرا ،
چند وقتیست خودم هم ز خودم بیزارم ! ..
- دال (:
گلهای نیست اگر دوست نداری مرا ، چند وقتیست خودم هم ز خودم بیزارم ! ..
ما کسی را هم نداریم عاشقی خرجش کنیم ،
حیف از آن شعری که دارد خرج ِغمها میشود ..
- دال (:
ما کسی را هم نداریم عاشقی خرجش کنیم ، حیف از آن شعری که دارد خرج ِغمها میشود ..
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم ((( :
- دال (:
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم ((( :
نگو سودای آغوش تو را بیرون کنم از سر ؛
کجا سرباز ، میلِ دل بریدن از وطن دارد ؟