هدایت شده از آیـرِن✧
همیشه که نباید شبِ یلدا فال حافظ گرفت، این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون یه فال حافظ تقدیم کنم.
*نیت کنید و فاتحه بخونید برای حافظ، از ۱ تا ۴۹۵ یک عدد بگید.
برای لینک و عدد | عضو باشید.
هدایت شده از ·٠✧·𝑀𝑎𝑟𝑛𝑖𝑒·٠✧·
در میان سبزههای تازهروییده قدم میزدی. نسیم، عطر بهار را با خود میآورد و در اعماق وجودت، احساسی آرام بیدار میشد؛ همان احساسی که گمان میکردی سالها پیش آن را برای همیشه فراموش کردهای. جرقهای کوچک کافی بود تا جان خستهات دوباره نفس بکشد.
از میان چمنها گذشتی تا به برکهای زلال رسیدی. نگاهت بر سطح آرام آب ثابت ماند؛
جایی که موجودی با خز طلاییرنگ، به گرمای آفتاب، میان آبها بازی میکرد. گاه در آب شیرجه میزد، گاه بر سطح آن شناور میشد، میچرخید، غلت میزد و با هر حرکتش قطرههای آب را چون مروارید به اطراف میپاشید.
اما آنچه بیش از هر چیز تو را مسحور کرده بود، شادی بیپیرایهاش بود. با کوچکترین چیزها بازی میکرد، از سادهترین لحظهها لذت میبرد و بیهیچ دغدغهای، زندگی را همانگونه که بود در آغوش میکشید؛ حسی آشنا که هر انسانی در کودکی آن را تجربه میکند، اما بسیاری در هیاهوی بزرگسالی از یاد میبرند.
در همان لحظه، حقیقتی در دلت روشن شد. راز زندگی شاید همین بود؛ اینکه از لحظههای کوچک لذت ببری، بیآنکه اسیر غرور شوی، و با قلبی کنجکاو، سبکبال و خندان، همچنان دنیا را کشف کنی.
آری...آن موجود، سمور آبی بود.نماد کودک درون و لذت بردن از لحظات,شادی و سرزندگی,جریان داشتن با زندگی,دوستی و محبت,معصومیت و بازیگوشی.🦦🪵
مکانِ خالـــــی
در میان سبزههای تازهروییده قدم میزدی. نسیم، عطر بهار را با خود میآورد و در اعماق وجودت، احساسی آ
خیلی قشنگه(درحال فشردن دست روی قلبم)
الان حس میکنم سمور آبی ام-
هدایت شده از - اغتـشاشـاتِ متـولـدیـن .
بهمن ، تو باید فراموشش کنی بهمن اون دیگه هیچ حسی بهت نداره .
مکانِ خالـــــی
بهمن ، تو باید فراموشش کنی بهمن اون دیگه هیچ حسی بهت نداره .
خو احمق یه ماهه میگم بهت فراموشش کردم بعد تو هی همون آش و همون کاسه،بابا عزیزم یه چیز جدید بگوووو.
مکانِ خالـــــی
خو احمق یه ماهه میگم بهت فراموشش کردم بعد تو هی همون آش و همون کاسه،بابا عزیزم یه چیز جدید بگوووو.
ببخشید میدونم بی ادبی کردم.²
مکانِ خالـــــی
ـ ISFP, INFP, ESFP, ISTP, INTJ, INTP, ESTP: نود درصد مردم وقتی برای اولین بار من رو میبینن فکر میکن
این اتفاق بالای چند بار برام افتاده.:
وای تو چقدر مهربونیییییی
نمیدونستم اینقدر مهربونیییی.
وای تو هم بلدی شوخی کنیییی.
عه تو هم داری برف بازی میکنیییی.
وااااای نمیدونستم بلدی اینطوری باشیییی.
مکانِ خالـــــی
این اتفاق بالای چند بار برام افتاده.: وای تو چقدر مهربونیییییی نمیدونستم اینقدر مهربونیییی. وای تو
بعد شنیدن اینا خیلی حرص خوردم یمدت.
داداااش،منم آدممااا