eitaa logo
دانش‌های ادبی
1.6هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
371 ویدیو
149 فایل
با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد این کانال برای دوستداران ادبیات گردآوری شده با فوروارد مطالب از کانال خودتون حمایت کنید @safieghomanjani @nabzeghalam
مشاهده در ایتا
دانلود
با ردیف یا بی ردیف؟ گاه در کلاس‌های شاهنامه یا سبک‌شناسی از دانشجویان خواسته‌ام که برای این مصراع شاهنامه مصراع دومی بسازند: سبک شاه را زال بدرود کرد... آنها هم مصراع‌هایی از این قبیل ساخته‌اند: «جهان را از اندوه پر دود کرد»، «دل از بازگشتنْش خشنود کرد» و «ز آب مژه بر زمین رود کرد». نخستین پرسش من پس از دیدن چنین مصراع‌هایی این بوده است که از کجا مطمئن بودید که «کرد» در بیت فردوسی ردیف است و قافیه نیست؟ پرسش بعدی این است که از کجا معلوم که فردوسی «بدرود» را با «خشنود» یا «دود» قافیه می‌کرده است و برای این قافیه‌بندی محدودیتی آوایی نداشته؟ پاسخ این است که مصراع دوم بیت فردوسی مطابق با برخی از نسخه‌ها (از جمله بیروت) بدون ردیف است و بیت را باید بدین گونه تصحیح کرد: سبک شاه را زال بدرود کرد دل از رفتن او پر از داغ و درد. با ضبط اختیارشده در چاپ‌های متداول شاهنامه که احتمالاً در نتیجهٔ انس کاتبان و مصحّحان با قافیه‌های ردیف‌دار پدید آمده است، قافیهٔ بیت مورد بحث دچار اشکالی آوایی می‌شود: سبک شاه را زال بدرود کرد دل از رفتن شاه پردود کرد (چاپ دکتر خالقی، ۱۳۸۶: دفتر ۲، ص ۱۱) باید توجّه داشت که فردوسی، مانند نظامی و برخلاف برخی از شاعران از جمله ناصر خسرو، واژهٔ «بدرود» یا «درود» را با واو مجهول /ō/ تلفظ می‌کرده است و نمی‌توانسته‌است آن را با «دود» قافیه کند. تلفّظ «دود» با واو معروف /ū/ بوده است، به همین سان که امروز تلفّظ می‌شود. 🦋🦋 C᭄‌❁‌‎‌‌࿇༅═‎═‎═‎═‎═‎═‎┅─ ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌ @arayehha ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅✿░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌♥️❃‎‌‌‎─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═‌
سه تحریف در بیتی از شاهنامه در شاهنامه لغت‌ «پای» به همین صورت به کار می‌رفته است، بی آنکه حرف «ی» از پایانش حذف شده باشد. مثال‌های نقض چنین حکمی همگی تحریف‌شده هستند، از جمله بیت زیر: اسیران کزان شهرها بسته بود به بند گران دست و پا بسته بود (تصحیح دکتر خالقی، دفتر هفتم، ص ۱۳۹) مشکوک بودن ضبط بیت را از ردیف آن نیز می‌توان دریافت. آیا به ذهن فردوسی نرسیده بود که به جای ردیف قرار دادن «بسته» یک قافیهٔ خوب و آسان برای آن بیابد؟ روش معمول فردوسی در به کارگیری کلمه‌‌ای چون «بسته» در پایان دو مصراع این است که آن‌ را قافیه کند نه این که کلمه‌ی قبلی را قافیه کند و آن را در جایگاه ردیف قرار دهد. پژوهشگر شاهنامه باید به محض دیدن قافیه‌ی «نا» و «پا» و ردیف «بسته» متوجه مشکوک بودن نویسش بیت بشود و در پی نویسشی بگردد که در آن اشکال حذف «ی» از پایان «پای» دیده نشود و «بسته» که هم‌قافیه‌های فراوانی دارد، قافیه باشد، نه ردیف. این دو مشکل در نسخه‌ی بیروت (ص ۷۶۵) برطرف شده است: به بند گران داشت یا خسته بود. توجه شود که در اغلب نسخه‌ها اصلاً «دست و پا» نبوده‌ است و این ضبط نادرست نتیجهٔ اعتماد به نسخهٔ لندن است. ضبط اغلب نسخه‌ها مطابق با نسخه‌ی بیروت «داشت یا» است و اگر دلیل محکمی بر ضد آن وجود نداشته باشد، مصحح موظف است که همان را وارد متن کند. به نظر نگارنده، بر ضدّ «داشت» دلیلی وجود ندارد و آن را باید حتماً به جای «دست»، وارد متن کرد، اما «یا» را نباید دربست پذیرفت. این را قانون برتری ضبط دشوار به ما می‌گوید. اگر به نسخه‌ی قاهره توجه کنیم، «اگر» را در آن به معنای «یا» خواهیم یافت؛ کاربردی که نمونه‌هایش را در شاهنامه فراوان دیده‌ایم. اشکال نسخه‌ی قاهره این است که به جای «داشت یا» «بود اگر» دارد؛ یعنی کاتب این نسخه وزن را ساده کرده، زیرا وزن «داشت اگر» را دشوار یافته. کاتب یک نسخه‌ی متأخرتر برای آسان‌سازی وزن، «اگر» را به «گر» تبدیل کرده و ضبط «داشت گر» را پدید آورده، ولی دست کم این قرینه را برای ما به جا گذاشته که در درستی «یا» تردید کنیم. به هر روی آنچه در چاپ دکتر خالقی وارد متن شده است، بی‌تردید نادرست است. یا باید مطابق اغلب دست‌نویس‌ها «داشت یا» را وارد متن کرد، یا بر اساس برتری قانون ضبط دشوار، نویسش پیشنهادی نگارنده (داشت اگر) را بر وزن لن فعو (فاعلن) در متن قرار داد و الف را در آن مطابق با قاعده‌‌ای کهن (کوتاه خواندن مصوت بلند پیش از دو صامت)، کوتاه‌تر تلفظ کرد. اینک صورت درست بیت، با اصلاح قافیه بر اساس نسخه‌ی بیروت، و اصلاح «دست» به «داشت» بر اساس اغلب نسخه‌ها و اصلاح «پا»/ «یا» به «اگر» بر اساس قاهره و با توجه به یک نسخه‌ی دیگر: اسیران کزان شهرها بسته بود به بند گران داشت اگر خسته بود ❄️☃️ C᭄‌❁‌‎‌‌࿇༅═‎═‎═‎═‎═‎═‎┅─ ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌ @arayehha ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅✿░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌♥️❃‎‌‌‎─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═‌
پاک همان پاک است اینکه برخی از بیت‌های فردوسی پس از پژوهش‌ها و ارزیابی‌ها و منبع‌شناسی‌های فراوان همچنان با غلط‌های فاحش منتشر می‌شود و مسائل ابتدایی و بدیهی ادبی در تصحیح آنها رعایت نمی‌شود، نشان می‌دهد که با همهٔ گام‌های استواری که برداشته شده است، هنوز یکی از شرایط لازم برای تصحیح این اثر برجسته به خوبی فراهم نشده است و آن چیزی نیست جز تسلط بر قواعد فنی شعر کهن فارسی، به ویژه اصول وزن و قافیه. در بیت زیر از شاهنامه، در هر دو پیرایش دکتر خالقی مطلق (چاپ دبا، ج ۶، ص ۵۹۹؛ چاپ سخن، بخش دوم، ص ۵۷۷)، کلمهٔ «پاک» با خودش قافیه شده‌ است و این اشکال از فرط بدیهی بودن مایه‌ی شگفتی است: بشستش به دینِ به و آبِ پاک وزو دور شد گرد زنگار، پاک (شاهنامه، داستان بهرام گور) این که برخی از واژه‌ها کاربردهای ثانوی و مجازی می‌گیرند و در معناهای فرعی به کار می‌روند در قانون قافیه اثر ندارد. «نام» با «نام» به معنای «آبرو» قافیه نمی‌شود. «جای» با «جای» به معنای «رتبه و مقام» قافیه نمی‌شود. «گرفتن» با «گرفتن» به معنای «فرض کردن» قافیه نمی‌شود. «کار» با «کار» به معنای «جنگ» قافیه نمی‌شود. «خوب» با «خوب» به معنای «زیبا» قافیه نمی‌شود. پس «پاک» در کاربرد قیدی باز همان «پاک» است و نمی‌تواند با «پاک» در کاربرد صفتی قافیه شود. عیب تکرار قافیه در مصراع دوم بیت مورد بحث جز خلاف قاعده بودن و ناسازگاری با سبک فردوسی و عرف شعر فارسی، اشکال دیگری هم دارد و آن این که با روش درست تصحیح علمی هم مطابق نیست. در تصحیح علمی مجاز نیستیم بر خلاف سندهای کهن عمل کنیم. هنگامی که همه‌ی نسخه‌های معتبر و نیمه‌معتبر (بیش از پانزده دست‌نویس قدیمی و متأخر) در قافیه‌ی مصراع دوم کلمه‌ی «خاک» را ضبط کرده‌اند، هیچ منطق علمی‌ای به مصحح اجازه نمی‌دهد که ضبط یکی از نسخه‌های فرعی و متأخر خود را وارد متن کند و همه‌ی سندهای معتبر را نادیده بگیرد. در بقیهٔ نسخه‌ها از جمله‌ نسخه‌ی بیروت که در پیرایش دوم مورد استفاده بوده است، قافیهٔ مصراع دوم «خاک» است، با نویسش زیر یا نویسشی نزدیک بدان که باید وارد متن می‌شد: بشستش به دینِ به و آب پاک وزو دور شد گرد و زنگار و خاک ❄️☃️ C᭄‌❁‌‎‌‌࿇༅═‎═‎═‎═‎═‎═‎┅─ ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌ @arayehha ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅✿░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌♥️❃‎‌‌‎─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═‌
نهان و نهان از غلط‌های قافیه که به تازگی وارد شعر فردوسی کرده‌اند، یکی بیت زیر است با قافیه‌ی «نهان» و «نهان»، در پیرایش نهایی دکتر خالقی مطلق، چاپ سخن: همی خون من جوید اندر نهان نخستین ز من گشت خسته‌نهان (بخش دوم، ص ۸۷۱) در پیرایش نخست ایشان، با همکاری شادروان ابوالفضل خطیبی، بیت با قافیهٔ «نهان» و «روان» آمده که بی‌اشکال است (دفتر ۷، ص ۶۱۶). با نگاهی به برگزیده‌ی دگرنوشت‌ها در پیرایش دوم، درمی‌یابیم که در اغلب نسخه‌های معتبر «نهان» با «نهان» قافیه نشده است. بیشتر نسخه‌ها قافیه را به صورت «نهان»/ «روان»، «جهان»/ «نهان» یا «جهان»/ «روان» داشته‌اند و قافیه‌ی «نهان»/ «نهان» کم‌پشتوانه‌ترین ضبط نسخه‌ها بوده و تنها در لن و ق۲ آمده است (بخش دوم، ص ۱۱۵۷). البته ممکن است تکرار قافیه‌‌ در متنی رخ داده باشد و اصیل هم باشد و همه یا اکثر نسخه‌ها بر اصالت آن گواهی دهند، مانند برخی از شاهدهایی که استاد دانشمند، دکتر شفیعی کدکنی در توضیحات مفلس کیمیافروش و مقدمه‌ی منطق الطیر از مقوله‌ی تکرار قافیه با تفاوت دستوری اسمی و فعلی آورده‌اند (یادآوری ارزشمند آقای محمّد حیدری، دانشجوی دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران)؛ در آن صورت بر مصحّح است که ضبط اصیل را بپذیرد. امّا اشکال قافیه را نباید خود مصحّح متن با در پیش گرفتن روش غلط در تصحیح و کنار گذاشتن ضبط اغلب نسخه‌های معتبر، پدید آورده باشد. در پایان می‌افزایم که در بیت مورد بحث، ضبط نسخهٔ بیروت (چاپ عکسی، نشر طلایه، ص ۸۷۶) را درست‌ می‌دانم: همی خون من جوید اندر جهان نخستین ز من گشت خسته‌نهان ❄️☃️ C᭄‌❁‌‎‌‌࿇༅═‎═‎═‎═‎═‎═‎┅─ ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌ @arayehha ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅✿░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌♥️❃‎‌‌‎─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═‌
تصرّف در شعر فردوسی دست بردن در سخن فردوسی و به سلیقه‌ی خود آن را تغییر دادن از همه کس ناپسند است، از بزرگترین شاهنامه‌شناس و مصحّح بهترین تصحیح شاهنامه ناپسندتر. از نمونه‌های دخالت دکتر خالقی مطلق در متن شاهنامه، تصحیح سه بیت زیر است با افزودن واژهٔ «زلیفن» (به معنای تهدید) به متن، بی آن که در هیچ نسخه‌ای بوده باشد: ۱. چنین گفت رستم به پولادوند که چند است بیم و زلیفنت و بند (چاپ سخن، بخش ۱، ص ۶۲۴) ۲. که من قیصری را به فرمان شوم ز خشم و زلیفنش پیچان شوم (همان، بخش ۲، ص ۲۹۳) ۳. هر آن کس زلیفن ز ما داشت خوار بشوید دل از خوبی روزگار (همان، بخش ۲، ص ۸۰۳). سه بیت مورد نظر را در هیچ نسخه‌ای با لغت «زلیفن» نمی‌بینیم. ضبط اغلب نسخه‌های کهن این است یا نزدیک به این: ۱. چنین گفت رستم به پولادوند که چند است این بیم و تهدید و بند (مطابق با تصحیح نخست دکتر خالقی) ۲. که من قیصری را به فرمان شوم بپیچم ز تهدید و پیچان شوم (بر خلاف هر دو تصحیح دکتر خالقی) ۳. هر آن کس که تهدید ما داشت خوار بشوید دل از خوبی روزگار (مطابق با تصحیح نخست دکتر خالقی) تغییر این صورت‌های درست با تصرّفات غیر علمی که تعدادشان در تصحیح دوم دکتر خالقی فزونی گرفته است، گاه سخن فردوسی را دچار عیب‌هایی می‌کند که ممکن است در نگاه نخست، هر کسی متوجّه آنها نباشد. اطّلاع از این عیب‌ها شاید می‌توانست باعث خودداری از برخی از تصرّف‌ها شود. برای نمونه، اگر دقّت می‌شد که فردوسی «هر آن کس» را با «که» یا «کجا» (= که) به کار می‌برده است، نویسش‌ خام و ساختگیِ «هر آن کس زلیفن» به متن شاهنامه راه نمی‌یافت. کسانی که در مورد این نکته‌ی دستوری تردید دارند یا از قاعده‌ی مورد نظر تا کنون بی‌خبر بوده‌اند، می‌توانند به بیت‌یاب شاهنامه رجوع بفرمایند و تمام موارد کاربرد «هر آن کس» را در آن به چشم خود ببینند. تنها موردی که پس از «هر آن کس» کلمه‌ی ربط «که» یا «کجا» به کار نرفته است، همین بیتی است که از قریحه‌ی مصحّح ارجمند شاهنامه تراویده است و کوچکترین ارتباطی با سخن فردوسی ندارد: هر آن کس زلیفن ز ما داشت خوار... چنان‌که اشاره شد، دو بیت دیگر باید مطابق با تصحیح نخست دکتر خالقی مطلق، اصلاح شود. ❄️☃️ C᭄‌❁‌‎‌‌࿇༅═‎═‎═‎═‎═‎═‎┅─ ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌ @arayehha ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅✿░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌♥️❃‎‌‌‎─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═‌
تصحیح افراطی بسیاری از اشکال‌هایی که بر چاپ ارزشمند دکتر خالقی مطلق از متن گران‌سنگ شاهنامه‌ی فردوسی وارد است، در نتیجه‌ی تصحیح افراطی "hypercorrection" رخ داده است. قیاس‌های نادرست ‌و تصوّرات نامنسجم از قاعده‌ی درست امّا گمراه‌کننده‌ی «برتری ضبط‌های دشوار بر ضبط‌های آسان» و عدم پای‌بندی به سندها و نسخه‌های معتبر مانع از آن شده است که در مواردی به صورت اصیل برخی از بیت‌ها دست یابند. از نمونه‌های تصحیح افراطی تغییر «رَوِش» و «روشَن» و صورت‌های مشابه است به «رَوِشن»، در برخی از بیت‌ها. البته «رَوِشن» کلمه‌ی اصیلی است و کاربرد آن را در شاهنامه هیچ کس منکر نیست؛ از جمله در این دو بیت: تو این را دروغ و فسانه مدان به یکسان روشنِ زمانه مدان (پیرایش نخست، دفتر ۱، ص ۱۲) نه آسانیی دید بی رنج کس روشنِ زمانه بر این است و بس (همان، دفتر ۷، ص ۱۵۵) تصحیح افراطی زمانی رخ می‌دهد که بخواهیم تعداد «رَوِشن»‌های شاهنامه را هر طور شده، بیفزاییم و برای این منظور حاضر باشیم که همه‌ی سندها و نسخه‌های موجود را کنار بگذاریم و «رَوِشن» را خودمان بسازیم و وارد متن کنیم، چنان که در بیت زیر کرده‌اند و «بوش» و «روش» را در قافیه‌ی آن به سلیقه‌ی خود تغییر داده‌اند: که هر چیز کو‌ سازد اندر بوِشن بر آن سو بود بندگان را روِشن (همان، دفتر ۷، ص ۲۷۲) خوشبختانه در برخی از بیت‌های دیگر از تصرّف خودداری کرده و از افزودن «ن» به پایان قافیه‌هایی از این دست پرهیز ورزیده‌اند: نبشته چنین بودمان از بوش به رسم بوش اندرآمد روش (همان، دفتر ۱، ص ۱۲۹) چو یزدان چنین راند اندر بوش بر این گونه پیش آوریدم روش (همان، دفتر ۱، ص ۲۰۶) امّا بیت زیر را دچار تحریف کرده‌اند: چه دانی روِشنی بود سودمند همان بر دل هر کسی ارجمند (همان، دفتر ۷، ص ۲۹۸) پیداست که برای گنجاندن کلمه‌ی «رَوِشن» مجبور شده‌اند که بر خلاف اصول نحوی شاهنامه و دیگر متن‌های کهن، «که» را پس از فعل «دانی» بزدایند و به این توجّه نکنند که «چه دانی» نیاز به «که» دارد و حذف آن برخلاف همه‌ی نسخه‌های معتبر است. بیشتر نسخه‌ها «کزو تن» (یا «کزان تن») داشته‌اند که در برخی به «که روشن» دگرگونی یافته و این تصوّر را برای مصحّح ارجمند ایجاد کرده که اینجا هم مانند برخی از موارد دیگر، پای لغتی دشوار در میان بوده که عبارت است از «رَوِشن». بعد که دیده‌‌اند «رَوِشن» در وزن نمی‌گنجد، به ناچار برای رعایت وزن، پس از «روشن» از جانب خود یک «ی» به متن افزوده‌اند، بی آن که حتّی یک نسخه در این جایگاه حرفی شبیه «ی» داشته بوده باشد. نتیجه‌ی این تصحیح افراطی به هم ریختن معنای بیت نیز هست. اینجا سخن بر سر شیوه و روش (یا حرکت و گردش) نیست، بر سر «تن» است و این را هم در پرسش می‌بینیم، هم در پاسخ: بپرسید و گفت ای خردیافته هنرها یک اندر دگر بافته چه دانی کزو تن بود سودمند همان بر دل هر کسی ارجمند چنین داد پاسخ که چون تندرست که دل را جز از شادمانی نجست چو از درد روزی به مُستی بود همه آرزو تندرستی بود در تصحیح بیت زیر از داستان رستم و سهراب نیز علاقه به افزودن تعداد «رَوِشن»‌های شاهنامه باعث شده که به تضاد آشکار میان «تیره» و «روشَن» اهمّیتی داده نشود و ضبط همه‌ی نسخه‌ها کنار گذاشته شود: بر این دشت هم دار و هم منبر است روشنِ جهان زیر تیغ اندر است (همان، دفتر ۲، ص ۱۷۴) رستم به سهراب می‌گوید، اکنون هوا تاریک شده. فردا که خورشید شروع به تابیدن کند، بر این دشت بازنده و برنده آشکار می‌شود، زیرا جهان زیر تیغ آفتاب (شمشیر هم به ذهن متبادر می‌شود) روشن خواهد بود: بدو گفت رستم که شد تیره روز چو پیدا کند تیغ گیتی‌فروز بر این دشت هم دار و هم منبر است که روشن جهان زیر تیغ اندر است در بیت زیر نیز، به قیاس «روِشنِ زمانه» در برخی از بیت‌ها، و برخلاف نسخه‌ها، یک «روِشن» دیگر به شاهنامه افزوده شده: روشنِ جهان بر تو فرخنده باد دل و جان بدخواه تو کنده باد (همان، دفتر ۴، ص ۳۰۹) ضبط نسخه‌ها این است: که روشن جهان بر تو فرخنده باد گر او شد، جهان بر تو فرخنده باد اگر ضبط دومی درست باشد، «او» به جمشید برمی‌گردد: ز جمشید تا بآفریدون رسید سپهر و زمین چون تو شاهی ندید گر او شد، جهان بر تو فرخنده باد دل و جان بدخواه تو کنده باد اگر «که روشن جهان» را بپذیریم، باز هم سخن بی‌اشکال خواهد بود، زیرا نسبت دادن روشنی به جهان در شاهنامه نمونه دارد: فریدون چو روشن جهان را بدید به چهر نوآمد سبک بنگرید (پیرایش دوم، بخش ۱، ص ۷۴) برادر که روشن جهان من است گزیده پسر پهلوان من است (همان، بخش ۱، ص ۷۰۰) بار دیگر یادآوری می‌شود که همگی اشکال‌های مورد انتقاد در بالا بر اثر تصحیح قیاسی پدید آمده و در هیچ نسخه‌ای وجود نداشته است. @arayehha
آوای و پا صورت اصیل و فصیح و کهن برخی از کلمه‌ها از جمله «آوا» و «سزا» به همین شکل یعنی بدون حرف پایانی «ی» بوده است، برخلاف برخی از کلمه‌ها که در پایانشان «ی» به کار می‌رفته است، مانند «سرای» و «پای». شادروان بهار در کتاب درخشان و حسودگداز سبک‌شناسی پس‌ از یادآوری این نکته‌ی مهم، اعتراف می‌کند که در قصیده‌ای کلمهٔ «سزا» را به صورت «سزای» به کار برده و در لحظهٔ سرودن متوجّه این خطا نبوده است (ج ۱، صص ۳۸۱- ۳۸۲). این اشتباه در تصحیح برخی از متن‌های کهن (مربوط به پیش از سدهٔ ششم) نیز رخ داده است و صورت‌های بی‌اصالتی چون «گیای»، «جزای»، «رو» (= چهره) و «گشا» را پدید آورده است. شاهنامه نیز از این متن‌ها مستثنی نیست و در فراهم آوردن متن ویراستهٔ آن گاه خطاهایی از این دست صورت پذیرفته است. دو نمونه‌اش را اینجا یاد می‌کنم: خردمند و هشیار و با رای و شرم سخن گفتنش خوب و آوایْ نرم (پیرایش نهایی دکتر خالقی، بخش ۲، ص ۶۵۰) برو گفت و پا را به زین اندر آر همه کشوران را به دین اندر آر (همان، بخش ۲، ص ۷۲). اشکال بیت نخستین این است که «آوا» در آن به حرف «ی» انجامیده‌ است. این اشکال در ویراست قبلی (به تصحیح جلال خالقی و ابوالفضل خطیبی) دیده نمی‌شود. در آنجا «آوایِ نرم» آمده است (دفتر هفتم، ص ۱۴۵) که «ی» در آن حرف میانجی است، نه حرف پایانی خود کلمه. بیت دوم در هر دو ویراست به صورت نادرست آمده است و اشکال آن نتیجهٔ اعتماد به ضبط منفرد نسخهٔ لندن است که «پای» را «پا» کرده و بیت فردوسی را از اصالت انداخته. «پای» بدون «ی» در زبان فردوسی جایی ندارد. صورت درست بیت، مطابق با چندین دست‌نویس از جمله نسخه‌ی بیروت (چاپ عکسی طلایه، ص ۴۸۸) این است: برو پای گردان به زین اندر آر. «پایِ گُردان» را به قیاس «گوشتِ شاهان» (گوشت شاهانه) که در بیتی دیگر از شاهنامه به کار رفته و در چاپ دکتر خالقی به درستی تصحیح شده است (پیرایش نخست، دفتر یکم، ص ۲۳)، می‌توان پای گُردانه و پهلوانانه معنی کرد. گویا آشنا نبودن کاتبان با این کاربرد کهن سبب‌ساز تحریف در  دومین بیت مورد بحث شده‌ است. ❄️☃️ C᭄‌❁‌‎‌‌࿇༅═‎═‎═‎═‎═‎═‎┅─ ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌ @arayehha ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅✿░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌♥️❃‎‌‌‎─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═‌
لو دادن پاسخ چیستان لغز‌پردازی و چیستان‌سازی کار متناقضی است، زیرا پردازنده هم باید نشانی‌هایی بدهد که ذهن مخاطب به پاسخ نزدیک شود و هم باید وصف‌هایی بیاورد که پاسخ را از دسترس ذهن مخاطب دور کند. برقراری تعادل در میان این دو امر متناقض کاری است که هر سخنوری از عهدۀ آن به خوبی برنمی‌آید. به همین علّت، چیستان‌ها یا خیلی گنگ و معمّاگونه از آب درمی‌آیند، یا خیلی آسان و بی‌مزه. در چیستان‌های آسان خود شاعر با دادن نشانی‌های بسیار واضح، مانع هر گونه تلاش ذهنی مخاطب می‌شود و موضوع را لو می‌دهد، مانند لغزهای امیر معزّی دربارۀ شراب، که خواننده تا مصراع نخستِ مطلعشان را بخواند، پی می‌برد که پاسخ چیست: چه گوهر است که کانش خُم دهاقین است به رنگ لالۀ نعمان و بوی نسرین است (دیوان، چاپ اقبال، ص ۱۲۵) چیست آن آبی که رخ را گونۀ آذر دهد تلخی او عیش را شیرینی شکّر دهد (همان، ص ۱۶۰) بدترین لغز او از نظر لو دادن موضوع شاید شعری باشد که در مصراع نخستش تقریباً می‌گوید آن چیست که شراب‌فروش می‌فروشد: چیست آن گوهر که از کان دستِ خمّار آورد گوهری کان گوهر مردم پدیدار آورد (همان، ص ۱۷۳) امّا لو دادن پاسخ چیستان گاه خود شگردی بوده است متناقض‌گونه برای منحرف کردن ذهن مخاطب از رسیدن به پاسخ. از بهترین‌ نمونه‌های لو دادن آگاهانه و پنهان‌کارانۀ پاسخ چیستان، در این قطعه از دیوان ناصر خسرو دیده می‌شود: ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب بشنو سؤال خوب و جوابی بده صواب بنگر به چشم دل که دو چشم سرت هگرز دیده‌ست چشمه‌ای که در او نیست هیچ آب؟ چشمه‌ست و آب نیست پس این چشمه چون بود؟ این نکته‌ای‌ست طرفه و بی هیچ پیچ و تاب گاهی پدید باشد و گاهی نهان شود دادم نشانی‌ای به مثل همچو آفتاب (چاپ دانشگاه تهران، ص ۵۱۹) خواننده ممکن است پس از خواندن شعر پاسخ را دریابد یا درنیابد، امّا اگر دریافت، از مشاهدۀ اینکه شاعر با روش متناقض و رندانه‌ای پاسخ چیستان را در قافیۀ بیت پایانی گنجانده بوده است، لذّت خواهد برد. نگارنده از این شیوۀ آگاهانه و رندانۀ لو دادن پاسخ در چیستان مثال‌های بسیاری را در خاطر ندارد و تنها می‌تواند به دو شعر از مهدی اخوان ثالث اشاره کند از کتاب «ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم»، نخستین با نام کیستان و دومی با نام چیستان، که متأسفانه با پانویس‌های نالازم شاعر و تغییر قلم کلمۀ پاسخ همراه شده است. در اینجا مطلع و مقطع هر دو شعر ذکر می‌شود: کیست آن گم‌شدۀ گم‌شده‌ها از ردیف همه صف‌ها رده‌ها... آن که این ملک ورا گم کردست کیست آن؟ هر که بگوید، مردست (چاپ مروارید، ص ۱۷۸) چیست آن نام فراموش‌شده مثل پیغام فراموش‌شده... زور، زر، علم، هنر، آبادی؟ هر چه خواهی تو بگو، آزادی (همان، صص ۱۷۹_ ۱۸۱) جدا از اینها و موارد مشابه، آمدن پاسخ چیستان در متن چیستان گاه بر اثر اشتباه در نقل و کتابت و تصحیح سروده‌ها رخ می‌داده است و ربطی به ضعف و قدرت سخنوران چیستان‌پرداز نداشته است. از آن جمله است آمدن لغت «ابر» در بیت دوم لغز «ابر» از ازرقی هروی، که هم معنی و تناسب اجزای سخن را بر هم زده است و هم خلاف منطق چیستان‌پردازی است: چه جِرم است اینک هر ساعت ز روی نیلگون دریا زمین را سایبان بندد به پیش گنبد خضرا چو در بالا بود باشد ز چشمش ابر در پستی چو در پستی بود باشد ز کامش دود بر بالا گهی از دامن دریا رود بر گوشۀ گردون گهی از گوشۀ گردون رود زی دامن دریا. (دیوان ازرقی، چاپ مجلس، ص ۳) آنچه می‌تواند از چشم ابر در پستی باشد (و فرو بریزد) قطره‌هایی است که از ابر فرومی‌چکد، نه خود آن. با این ضبط که دربرگیرنده‌ی پاسخ چیستان است، نقض غرض پیش می‌آید و آوردن صفت‌های غیر مستقیم برای ابر، ناموجّه می‌شود. صورت درست، مطابق با نسخۀ حکیم اوغلو پاشا که اساس نسبی این تصحیح بوده است، «آب» است که در چاپ سعید نفیسی نیز دیده می‌شود (ص ۱). شبیه به این خطا در تصحیح دیوان اثیر اخسیکتی نیز رخ داده است، آنجا که در خطاب به شمع، خود کلمۀ «شمع» هم به کار رفته است و در نتیجه این کلمه مصحّف خود شده است: والله که تا مصحّف شمعی تو وصف خویش زین سان جز از اثیر گر از کس شنیده‌ای (چاپ همایون فرّخ، ص ۲۹۹) امّا «شمع» مصحّف «سمع» است و باید به همین صورت اصلاح شود، مطابق با دو ویراست اخیر دیوان اثیر اخسیکتی. C᭄‌❁‌‎‌‌࿇༅═‎═‎═‎═‎═‎═‎┅─ ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌ @arayehha ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅✿░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌♥️❃‎‌‌‎─═༅࿇࿇༅═─🦋🎶═‌