eitaa logo
دلنوشته های یک دانشجو
601 دنبال‌کننده
494 عکس
346 ویدیو
4 فایل
خدایا ؛ مرسی که هستی ... 🫂 برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) یک دانشجوی 🦷 " اگر کاری دارین @Hani_nzz " «امروز غریب‌ترین چیزها در دنیا، همین «اسلام» است و نجات آن «قربانی» می‌خواهد؛ و دعا کنید که من نیز...»
مشاهده در ایتا
دانلود
دلنوشته های یک دانشجو
🟠نظام سیاسی صدر اسلام vs جمهوری اسلامی 🔶مقدمه و طرح مسئله 🔹در تفاسیر سیاسی معاصر، رواج پیدا کرده
🟠نظام سیاسی صدر اسلام vs جمهوری اسلامی 🔶نظام سیاسی صدر اسلام 🔹نظام سیاسی اسلام را می‌توان به دو دوره کلی تقسیم کرد: ۱. دوره خلافت: از آغاز حکومت پیامبر (ص) در مدینه تا پایان حکومت امام علی (ع). ۲. دوره مُلک: که از دوران معاویه آغاز شد. اگرچه دوره دوم را معمولا سلطنت می‌نامند، اما برای وفاداری به تقسیم‌بندی ابن‌خلدون، از واژه مُلک استفاده می‌کنیم. 🔸حکومت در مدینه بر پایه‌های خاصی استوار شد. مدینه شهری دو قبیله‌ای (اوس و خزرج) بود که سال‌ها درگیر جنگ‌های داخلی بودند. برخلاف مکه، هیچ قبیله‌ای بر دیگری سلطه مطلق نداشت. این وضعیت، همراه با آمادگی که مردم از پیمان‌ها سال‌های قبل از هجرت و مراسم حج پیدا کرده بودند، بستر مناسبی را فراهم کرد. اما عامل کلیدی، حضور قوم بنی‌نجار (از خزرج) بودند که خویشاوندان مادری پیامبر (ص) محسوب می‌شدند. این پیوند خونی و عصبیت قبیله‌ای، پذیرش پیامبر و تشکیل حکومت را تسهیل کرد. 🔹شیوه اعمال قدرت نیز مستقیم، چهره‌به‌چهره و غیرمتمرکز بود. فاصله میان حاکم و مردم بسیار اندک بود؛ مردم می‌توانستند مستقیما در مساجد و میدان‌ها با حاکم سخن بگویند، شکایت کنند یا در شوراها مشارکت داشته باشند. 🔸اما آنچه در دوران اموی و عباسی رخ داد، تغییر ماهوی در تعریف حکومت بود. حکومت دیگر تنها خلافت نبود، بلکه به مُلک (پادشاهی متمرکز) تبدیل شد. 🔹نظام سیاسی در مدینه، برخلاف الگوهای متمرکز و بوروکراتیک امپراتوری‌های همجوار، بر پایه بافت سنتی، قبیله‌ای و باورهای عمیق دینی استوار بود. این نظام فاقد دیوان‌سالاری پیچیده، ارتش دائمی و ساختارهای اداری مستقل بود؛ بلکه ترکیبی از رهبری معنوی، قضاوت شرعی و مدیریت قبیله‌ای بود که محور آن شخص پیامبر (ص) و سپس خلفای راشدین قرار داشت. 🔸مشروعیت قدرت در این دوران از طریق وحی الهی (در زمان پیامبر) یا اجماع و بیعت عمومی (در زمان خلفا) حاصل می‌شد. شیوه اعمال قدرت، مستقیم، چهره‌به‌چهره و غیرمتمرکز بود و فاصله میان حاکم و مردم به دلیل بافت ساده و قبیله‌ای جامعه بسیار اندک بود. در چنین نظامی، کارایی و ثبات حکومت به شدت وابسته به شخصیت، نفوذ معنوی و عدالت فردی حاکم بود و نهادهای قانونی یا دیوان‌های تخصصی هنوز به بلوغی نرسیده بودند. 🔹بنابراین، حکومت صدر اسلام یک سیستم نهادینه‌شده و مستقل از شخص حاکم نبود، بلکه یک حکمرانی شخصی-معنوی در بستر یک جامعه غیرسیستمی بود. ۲/۶ 🔸بخش دوم متن @daneshjod
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این پرچم تا ابد زمین نمیوفته🇮🇷❤️‍🔥 @daneshjod
امنیت و نبرد ذهنی در جنگOstad Raefipour_amniyat & nabard zehni dar jang_64kb.mp3
زمان: حجم: 16.4M
🔰 «امنیت و نبرد ذهنی در جنگ» ● ماهیت امنیت ● روانشناسی دشمن ●الگوهای تاریخی و دینی 🆔 @daneshjod
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک پهلوی‌چی که مقداری فکر کرده و درست و غلط رو تشخصیص داده رو مشاهده میکنید. @daneshjod
دلنوشته های یک دانشجو
🟠نظام سیاسی صدر اسلام vs جمهوری اسلامی 🔶نظام سیاسی صدر اسلام 🔹نظام سیاسی اسلام را می‌توان به دو
🟠نظام سیاسی صدر اسلام vs جمهوری اسلامی 🔶نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران 🔹در مقابل، نظام سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه‌هایی کاملا متفاوت استوار شد. ریشه‌های این نظام را می‌توان در ترکیبی از عوامل زیر جستجو کرد: ۱. ایده‌های ریشه‌دار دوران مشروطه. ۲. نارضایتی عمیق مردم از ساختار سیاسی و اعتقادی حکومت وقت. ۳. فقدان استقلال ملی. ۴. عدم درک متقابل میان حاکمیت و جامعه سنتی. ۵. حضور رهبری توانمند که توانست توده‌های مردم را بسیج کند و قدرت خود را به آن‌ها نشان دهد. این عوامل در نهایت منجر به براندازی یک نظام سیاسی تمام‌عیار و جایگزینی آن با ساختاری نوین شدند. 🔸اگر بخواهیم فاکتورهای مشترک میان صدر اسلام و انقلاب اسلامی را بشماریم، باید اذعان کنیم که این اشتراکات بسیار اندک و سطحی است. شاید تنها بتوان به وجود یک «رهبر کاریزماتیک» اشاره کرد. اما حتی این شباهت ظاهری نیز تفاوت‌های بنیادینی در ساختار اجتماعی دارد. 🔹در صدر اسلام، ساختار اجتماعی مبتنی بر عصبیت قبیله‌ای و پیوند‌های خونی بود. اعتماد و پیروی بر پایه تعلق به یک گروه خاص (مانند بنی‌هاشم یا بنی‌نجار) شکل می‌گرفت و دایره تعهد، محدود به شبکه های خویشاوندی و قبیله‌ای بود. 🔸در انقلاب اسلامی، ساختار اجتماعی مبتنی بر ایدئولوژی فراتر از قبیله ، و انتخابی آگاهانه بود. مردم از طبقات، اقوام و جغرافیاهای مختلف، بدون هیچ پیوند خونی یا قبیله‌ای مشترک، بر مبنای یک ایدئولوژی واحد و مطالبات اجتماعی شدند. این یعنی گذار از تجمعی از قبایل به یک ملت و یک واحد سیاسی. 🔹در نتیجه، باید توجه داشت که حکمرانی در نظام سیاسی صدر اسلام، ماهیتی شخصی-معنوی داشت و بر پایه اعتماد چهره‌به‌چهره استوار بود، در حالی که در جمهوری اسلامی، حکمرانی بر پایه یک سیستم نهادینه‌شده و مستقل از شخص حاکم است. در صدر اسلام، اعمال قدرت مستقیم و غیرمتمرکز بود؛ اما در جمهوری اسلامی، اعمال قدرت از طریق قوانین مصوب و نهادهای قانونی و به صورتی ساختاریافته صورت می‌گیرد. 🔸علاوه بر این، شکل‌گیری نظام سیاسی صدر اسلام، حاصل توافق قبیله‌ای برای حل بحران‌های داخلی در بستری فاقد تقابل با یک ساختار سیاسی متمرکز دیگر بود، در حالی که نظام جمهوری اسلامی، حاصل مبارزه آگاهانه، براندازی یک نظام سیاسی موجود و جایگزینی آن با ساختاری نوین بود. 🔹این تفاوت‌های بنیادین، ما را ملزم می‌سازد تا با دقتی دوچندان به مقایسه این دو رویداد بپردازیم. ممکن است در شرایط خاصی، برخی مولفه‌های این دو دوره با یکدیگر منطبق به نظر برسند؛ اما حتی در چنین مواردی نیز، نباید به شباهت‌های ظاهری بسنده کرد. بلکه باید با تکیه بر «روش‌شناسی دقیق» و توجه به بستر ساختاری هر رویداد، آن‌ها را تحلیل کرد تا مشخص شود آیا این شباهت ناشی از تطبیق مولفه‌های کلیدی است یا خیر. صرف وجود شباهت ظاهری، مجوزی برای نادیده گرفتن تفاوت‌های ساختاری و روش‌شناختی نیست و تطبیق دو واقعه بدون مقایسه روش‌مند ممکن نیست. ۳/۶ 🔸بخش سوم متن @daneshjod
رهبری : ده شرط اصلی داریم و باید دشمن آن را قبول کند سیاسیون و دیپلمات ها: پنج شرط قبول کنه خیرشو ببینه @daneshjod
کشیش معروف تگزاس که ادعا کرده بود ترامپ مسیح دومه و جنگ با ایران باعث میشه مسیحیا به دست ترامپ به بهشت برن... به جرم تهیه مواد مخدر شیشه تو زیرزمین کلیساش دستگیر شد😂 @daneshjod