eitaa logo
دانیال بصیر
2.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.1هزار ویدیو
16 فایل
دکتری فِرَق تَشیع‌ @dr_danial_basir
مشاهده در ایتا
دانلود
دانیال بصیر
بخش چهارم - یک قبل از ورود به بحث لازم است چند نکته گفته شود. نکته نخست آن است که مباحث، ان‌شاءالله
بخش چهارم - دو در ادامه مباحث، به ابوحنیفه دینوری متوفای ۲۸۲ هجری می‌رسیم. وی دارای اثری با عنوان الأخبار الطوال است؛ کتابی که عنوان آن نیز نشان می‌دهد به گزارش‌های مفصل تاریخی اختصاص دارد. دینوری از مورخان ایرانی است. در این زمینه، دو شخصیت با نسبت «دینوری» شناخته می‌شوند: ابوحنیفه دینوری و ابن قتیبه دینوری. دینور نیز منطقه‌ای در حوالی کرمانشاه کنونی بوده که در گذشته از مناطق مهم محسوب می‌شده است. ابوحنیفه دینوری در کتاب الأخبار الطوال، گرچه رویکردی کلی در تاریخ‌نگاری دارد و بیشتر به نقل روایات تاریخی ـ به‌ویژه با گرایش به گزارش‌های ایرانی ـ پرداخته است، اما بخشی از اثر او، حدود سی صفحه، به واقعه عاشورا و مباحث مرتبط با حرکت امام حسین علیه‌السلام و شهادت مسلم بن عقیل اختصاص یافته است. این بخش، به نظر می‌رسد عمدتاً متأثر از مقتل ابومخنف باشد، هرچند در برخی جزئیات و اضافات، نکاتی مستقل نیز در آن دیده می‌شود و از این حیث، به عنوان یکی از منابع متقدم قابل توجه است. از جمله گزارش‌های قابل ذکر در این کتاب آن است که هنگام ورود امام حسین علیه‌السلام به کربلا، از نام این سرزمین پرسیده شد. پاسخ داده شد: «کربلا». در برخی نقل‌ها نیز این ترکیب به صورت تفکیکی «کرب و بلا» تحلیل شده و در منابع متأخرتر، از جمله خوارزمی در مقتل الحسین، نیز مشابه آن آمده است. به نظر می‌رسد از نخستین منابعی که این گزارش را نقل کرده، همین اثر ابوحنیفه دینوری باشد. در ادامه این نقل، آمده است که امام حسین علیه‌السلام فرمودند: من همراه پدرم در مسیر صفین از این منطقه عبور می‌کردیم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام توقف کردند و درباره این مکان پرسش شد. آن حضرت فرمودند: اینجا کربلاست. در ادامه، تعبیراتی از این دست نقل شده است که اینجا محل فرود و شهادت گروهی از اهل بیت خواهد بود. همچنین در گزارشی دیگر، نقل شده است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام، در پاسخ به پرسش درباره فرود آمدن گروهی، فرمودند: آنان گروهی از ثقل و اهل بیت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله هستند که در این مکان فرود خواهند آمد. نمونه‌ای مشابه نیز در گزارش‌های مربوط به صفین، در اثر نصر بن مزاحم دیده می‌شود که امیرالمؤمنین علیه‌السلام هنگام عبور از منطقه‌ای توقف کرده و با اشاره‌ای اجمالی، از وقوع حوادثی عظیم در آینده خبر داده‌اند، بدون آن‌که جزئیات بعدی در آن بیان شده باشد. بنابراین، باید توجه داشت که بسیاری از جزئیات افزوده‌شده در قرون بعد، در اصل این گزارش‌ها وجود نداشته و بعدها به آن‌ها اضافه شده است. با این حال، از سوی دیگر، نباید چنین تصور کرد که این منطقه برای امام حسین علیه‌السلام ناشناخته بوده است؛ زیرا بر اساس همین گزارش‌ها، آن حضرت پیش‌تر نیز در مسیرهایی از این منطقه عبور کرده‌اند، از جمله در حدود سال‌های ۳۶ و ۳۷ هجری، یعنی بیش از دو دهه پیش از واقعه کربلا. از این‌رو، این‌گونه ادعا که آن حضرت هیچ شناختی از این سرزمین نداشته‌اند، با شواهد تاریخی سازگار نیست. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
بخش چهارم - دو در ادامه مباحث، به ابوحنیفه دینوری متوفای ۲۸۲ هجری می‌رسیم. وی دارای اثری با عنوان ا
بخش چهارم - سه در ادامه سیر تاریخی منابع، در اواخر قرن سوم می‌توان از یعقوبی نام برد؛ مورخی ارزشمند و شناخته‌شده که بنا بر مشهور، از گرایش‌های شیعی نیز برخوردار بوده است، تا آن‌جا که برخی او را از چهره‌های مهم و اثرگذار در این مکتب تاریخی دانسته‌اند. با این حال، در گزارش‌های مربوط به کربلا، حجم مطالب او چندان گسترده نیست و در حدود چهار صفحه از کتاب دو جلدی او را شامل می‌شود. شیوه نگارش یعقوبی نیز برخلاف برخی مورخان، مبتنی بر نقل حدیثی صرف نیست، بلکه رویکردی ترکیبی در تاریخ‌نگاری دارد. از این جهت، گزارش او از واقعه عاشورا، هرچند اجمالی است، اما از حیث ساختار، شباهت‌هایی با نقل‌های ابومخنف دارد و در عین حال، حاوی برخی افزوده‌ها و جزئیات محدود نیز هست. در ادامه، به تاریخ طبری بازمی‌گردیم. پیش‌تر نیز از طبری یاد شد، از آن جهت که بخش مهمی از گزارش‌های او درباره عاشورا، مبتنی بر روایات ابومخنف است؛ اما اکنون او را در کنار سایر منابع مستقل بررسی می‌کنیم. کتاب مشهور او با عنوان تاریخ الامم و الملوک (یا تاریخ الرسل و الملوک)، تألیف محمد بن جریر طبری است؛ مورخ، مفسر و محدث نامدار اهل سنت که اصالتاً از طبرستان بوده و در سال ۳۱۰ هجری درگذشته است. این اثر احتمالاً در اواخر قرن سوم تدوین شده و از منابع مهم و اثرگذار تاریخ اسلام به شمار می‌رود. ویژگی مهم این کتاب آن است که با رویکردی نسبتاً علمی و مبتنی بر نقل‌های سنددار تدوین شده و مؤلف، اقوال مختلف را درباره یک واقعه به‌صورت روایی و مستند نقل می‌کند. از این‌رو، امکان نقد رجالی و بررسی منابع در آن فراهم است. در بخش مربوط به واقعه کربلا، بخش قابل توجهی از گزارش‌های طبری برگرفته از روایات ابومخنف است و در واقع می‌توان آن را بازتابی از مقتل ابومخنف در قالب تاریخ طبری دانست. البته در این‌که تمام گزارش‌های ابومخنف به‌طور کامل در این کتاب آمده باشد، میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. در کنار این نقل‌ها، روایات دیگری نیز در تاریخ طبری درباره حادثه عاشورا دیده می‌شود، از جمله: روایتی از عمار دُهْنی، از اصحاب امام باقر علیه‌السلام، که گزارشی کوتاه از حادثه کربلا نقل کرده و این روایت در منابع دیگر کمتر یا اصلاً مشاهده نمی‌شود. همچنین روایتی از حسین بن عبدالرحمان که او نیز گزارشی از واقعه عاشورا ارائه کرده و این نقل نیز منحصر به تاریخ طبری است. در مجموع، تاریخ طبری مجموعه‌ای از گزارش‌های متنوع درباره حادثه کربلا را در خود جای داده است. بررسی تفصیلی و نقد سندی این گزارش‌ها، مجالی مستقل می‌طلبد؛ اما به طور کلی می‌توان گفت که این اثر، نسبت به بسیاری از منابع متأخر، از آلودگی به نقل‌های افراطی یا گزارش‌های غیرمستند تا حد زیادی دور است. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
بخش چهارم - سه در ادامه سیر تاریخی منابع، در اواخر قرن سوم می‌توان از یعقوبی نام برد؛ مورخی ارزشمند
بخش چهارم - چهار در ادامه مباحث، پس از بررسی تاریخ طبری متوفای ۳۱۰، به ابن اعثم کوفی می‌رسیم که متوفای ۳۱۴ و از معاصران طبری به شمار می‌رود. کتاب مشهور او با عنوان الفتوح، هرچند در ظاهر به فتوحات اسلامی اختصاص دارد، اما اثری مفصل و چندجلدی در حوزه تاریخ اسلام محسوب می‌شود که ساختاری مشابه با تاریخ طبری دارد. در بخشی از این اثر، گزارش‌های مربوط به واقعه کربلا و مقتل امام حسین علیه‌السلام، همچنین حوادث مرتبط با حرکت آن حضرت آمده است. برخی از این گزارش‌ها از اهمیت برخوردارند و در منابع دیگر به این گستردگی نقل نشده‌اند. این بخش بعدها به‌صورت مستقل نیز با عنوان مقتل الحسین ابن اعثم منتشر شده است؛ هرچند در حقیقت، این اثر کتابی مستقل نیست، بلکه گزیده‌ای برگرفته از همان کتاب الفتوح به شمار می‌رود. در این کتاب، در کنار گزارش‌های قابل توجه، نکاتی نیز وجود دارد که موجب شده برخی محققان با احتیاط بیشتری با آن برخورد کنند. از جمله آن‌که، برخی رویکرد آن را تا حدی داستانی دانسته‌اند؛ به این معنا که در مواردی، گزارش‌ها با تفصیل بیشتر یا با ساختار روایی و داستان‌گونه نقل شده‌اند. از دیگر اشکالات مطرح‌شده، اختلاف در ترتیب و زمان برخی وقایع است؛ به‌گونه‌ای که در مواردی، منازل و مراحل حرکت امام حسین علیه‌السلام و حوادث مرتبط با آن، با جابجایی در ترتیب تاریخی گزارش شده است. همچنین در برخی نقل‌ها، اختلاف‌هایی با سایر منابع دیده می‌شود؛ از جمله این‌که در مورد نخستین شهیدان کربلا، در حالی که در بسیاری از منابع حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام به‌عنوان نخستین شهید معرفی شده‌اند، در این اثر، عبدالله بن مسلم به‌عنوان اولین شهید ذکر شده است. از دیگر موارد قابل بحث، نحوه بیان ورود امام حسین علیه‌السلام به کربلاست؛ به‌گونه‌ای که در برخی تعابیر، چنین برداشت می‌شود که آن حضرت با اختیار خود در آن مکان فرود آمده‌اند، در حالی که در بسیاری از منابع تاریخی، بر تحمیل و جلوگیری از ادامه مسیر تأکید شده است. همچنین گزارشی درباره کندن چاه در کربلا در این کتاب آمده است که مورد پذیرش همه محققان نیست؛ زیرا از یک سو وضعیت جغرافیایی منطقه و نزدیکی محدود به فرات، و از سوی دیگر کیفیت آب آن ناحیه، این گزارش را با ابهام‌هایی مواجه می‌کند. در کنار این موارد، برخی گزارش‌ها مانند نقل خواب‌ها و پیشگویی‌های مرتبط با شهادت امام حسین علیه‌السلام نیز در این کتاب آمده است که از منظر پژوهشی، مورد نقد و بررسی قرار گرفته‌اند. با این حال، در میان مطالب این اثر، گزارشی مهم نیز وجود دارد و آن وصیت‌نامه امام حسین علیه‌السلام به محمد بن حنفیه است که از حیث تبیین اهداف نهضت، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در مجموع، کتاب الفتوح ابن اعثم هرچند از آثار کهن و ارزشمند تاریخی به شمار می‌رود، اما نسبت به برخی منابع دیگر، با سطح بالاتری از نقد و بررسی محتوایی و روایی مواجه است و در استفاده از گزارش‌های آن، دقت بیشتری لازم است. نکته مهم دیگر آن است که کتاب الفتوح، تأثیر قابل توجهی بر آثار بعدی، از جمله لهوف سید بن طاووس داشته است. بسیاری از گزارش‌هایی که در لهوف آمده، از طریق منابعی همچون مقتل خوارزمی نقل شده‌اند، و مقتل خوارزمی نیز به‌نوبه خود متأثر از الفتوح ابن اعثم است. دانیال بصیر @danial_basir
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراسمات آغاز محرم در سرینگر پایتخت کشمیر زیر کنترل هند @danial_basir
آخر کربلا هم نرفتی بمیرم @danial_basir
دانیال بصیر
دشنه بر لب تشنه @danial_basir
به نام خدا بخش پنجم - یک بعد از اینکه مقتل‌های قرن سوم و برخی از مقاتل یا کتاب‌های مربوط به زندگانی امام حسین علیه‌السلام در قرن چهارم بیان شد، به کتاب «المعجم الکبیر» از حافظ طبرانی، سلیمان بن احمد، متوفای ۳۶۰ هجری، از محدثان اهل سنت، می‌رسیم. طبرانی چند کتاب دارد: در المعجم الکبیر، بخشی درباره امام حسین علیه‌السلام وجود دارد که این بخش به صورت جداگانه و با نام «مقتل الحسین طبرانی» چاپ شده است. عنوان مقتل با تسامح به آن اطلاق شده است؛ زیرا در این بخش، روایات مربوط به زندگی امام حسین علیه‌السلام و بیشتر مناقب ایشان ذکر شده و یا شرح احوال شخصی آن حضرت آمده است. کتاب بعدی که به ترتیب زمان پیش می‌رویم، «امالی شیخ صدوق» است. مرحوم شیخ صدوق، محمد بن علی بن الحسین، که گاهی به ایشان ابن بابویه گفته می‌شود، در سال ۳۸۱ هجری از دنیا رفته‌اند. شیخ صدوق برای همگان شناخته شده است؛ از علمای بزرگ شیعه، صاحب آثار بسیار زیاد، از صاحب‌نظران امامیه و از تأثیرگذاران مکتب. ایشان کسی است که در فقه، حدیث و علوم مختلف چیره بوده و آثار متعددی از خود بر جای گذاشته است. مرحوم شیخ صدوق کتابی به نام امالی در میان آثار خود دارد. البته دیگران نیز کتاب‌هایی با عنوان امالی دارند. امالی‌ها معمولاً مجموعه مجلس‌هایی هستند که استاد یا شیخ حدیثی می‌نشسته و مطالب را می‌خوانده و دیگران آن‌ها را یادداشت می‌کرده‌اند. در این کتاب، بخشی به عنوان مقتل وجود دارد. البته ظاهراً شیخ صدوق خود مقتلی نیز داشته است، چنان‌که گفته می‌شود، اما فعلاً چیزی از آن در دست ما نیست. آنچه فعلاً موجود است، در کتاب الامالی ایشان آمده است. پنج مجلس (مجلس بیست و هفتم، مجلس بیست و هشتم، مجلس بیست و نهم، مجلس سی‌ام، مجلس سی و یکم) از این کتاب اختصاص به امام حسین علیه‌السلام و مباحثی درباره مقتل آن حضرت دارد. باز هم عرض می‌کنیم که این کتاب، مقتل نیست، ولی بخشی از کتاب امالی به عنوان مقتل امام حسین علیه‌السلام تلقی می‌شود و حتی با همین عنوان نیز چاپ شده است. محمد صحتی، متن و ترجمه این پنج مجلس را با عنوان «مقتل الحسین» چاپ کرده‌اند. این مجالس در دهه محرم بیان شده‌اند و مرحوم شیخ صدوق آن‌ها را در سال‌های حیات خود ایراد کرده است. روایات دارای سلسله سند هستند و بیشتر آن‌ها به ائمه معصومین علیهم‌السلام می‌رسند. مطالب بیشتر در قالب روایت آمده‌اند و ممکن است بعضی از آن‌ها با شواهد تاریخی و روایات ابو مخنف و دیگر منابعی که رویکرد تاریخی محض دارند، تناسب نداشته باشند. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
به نام خدا بخش پنجم - یک بعد از اینکه مقتل‌های قرن سوم و برخی از مقاتل یا کتاب‌های مربوط به زندگان
بخش پنجم - دو مرحوم شیخ صدوق مطالب را بیشتر در قالب روایت بیان کرده است و ممکن است بعضی از آن‌ها با شواهد تاریخی و روایات ابو مخنف و دیگر منابعی که رویکرد تاریخی محض دارند، تناسب نداشته باشند. علاوه بر این، گاهی مطالبی وجود دارد که واقعاً با روایات و گزارش‌های تاریخی همخوانی ندارد. مثلا نام مالک بن انس آمده است، در حالی که دیگران انس بن مالک کاهلی گفته‌اند. نام هلال بن حجاج آمده است، در حالی که چنین نامی در منابع شناخته‌شده وجود ندارد. این اسامی در شیخ صدوق با تفاوت‌هایی آمده‌اند که در دیگر منابع دیده نمی‌شود. یکی از مسائل مهم و قابل نقد در این بخش از امالی، آماری است که ایشان از کشته‌های سپاه دشمن ارائه می‌کند. بعد از شیخ صدوق، برخی از نویسندگان قرن چهارم به بعد، مانند: خوارزمی در مقتل خود، ابن شهرآشوب در کتاب مناقب، و همچنین منابع متأخر، آمارهای عجیب و غریب دیگری نقل کرده‌اند. کتاب بعدی، کتاب «الارشاد» شیخ مفید است که باید از بخش مربوط به امام حسین علیه‌السلام آن نام برد. به مناسبت مطالب پیشین، از شیخ مفید و کتاب ارشاد قبلاً نیز صحبت شد، اما اینجا به مناسبت ترتیب زمانی، بعد از شیخ صدوق باید از ایشان یاد کنیم که متوفای سال ۴۱۳ هجری است. محمد بن محمد بن نعمان، معروف به شیخ مفید، از عالمان متکلم، فقیه، محدث و مورخ است؛ البته مورخی با رویکرد کلامی. همانند برخی دیگر از مورخان شیعه، ایشان نیز نگاه صرف تاریخی نداشته و تاریخ را با رویکرد کلامی نوشته است. از عنوان کتاب ایشان نیز این مطلب روشن است الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد یعنی هدف ایشان معرفی حجت‌های الهی است. به همین جهت، بخشی از کتاب را به مناقب اختصاص داده و آنچه عظمت و برتری ائمه علیهم‌السلام را در برابر دیگران نشان می‌دهد، ذکر کرده است. مهم‌ترین بخش کتاب ارشاد، گزارش تفصیلی قیام امام حسین علیه‌السلام و حوادث عاشورا تا ورود اسیران به شام است. این گزارش با سبک تاریخی و به دور از مباحث فراطبیعی ارائه شده است. به نظر می‌رسد منابع دیگری برای نقل اخبار در اختیار شیخ مفید بوده است. قبلاً گفته شد که ایشان از ابو مخنف نقل می‌کند، اما گاهی روایات وی با نقل‌های دیگر ابو مخنف تفاوت دارد. بخش مربوط به امام حسین علیه‌السلام در کتاب ارشاد مفید ـ که در چاپ‌های دو جلدی، در جلد دوم آمده است ـ بخشی مقبول و پذیرفته‌شده نزد عالمان و محققان به شمار می‌رود. در این بخش، مباحث تحریفی به چشم نمی‌خورد، هرچند در برخی جزئیات با طبری و نقل‌های مشهور ابو مخنف تفاوت‌هایی دارد. این اضافات، احتمالاً ناشی از آن است که شیخ مفید روایات را از منابع دیگری نقل کرده است. دانیال بصیر @danial_basir
دانیال بصیر
بخش پنجم - دو مرحوم شیخ صدوق مطالب را بیشتر در قالب روایت بیان کرده است و ممکن است بعضی از آن‌ها با
بخش پنجم - سه شیخ مفید گزارش شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام را آورده است، در حالی که طبری این گزارش را نقل نکرده است در مورد حضرت علی اکبر علیه‌السلام، برخلاف مشهور مورخان، بین امام سجاد علیه‌السلام و جناب علی اکبر، آن کسی که در کربلا به شهادت رسیده، کوچک‌تر بوده و امام سجاد علیه‌السلام بزرگ‌تر بوده است. کتاب ارشاد چند ترجمه دارد و شاید بیش از دو ترجمه از آن منتشر شده باشد. بخش مقتل شیخ مفید نیز به صورت مستقل، با عنوان مقتل امام حسین، در قالب کتابی جیبی ترجمه و منتشر شده است و به همین جهت، دسترسی به آن آسان‌تر است. کتاب بعدی، تاریخ دمشق اثر ابن عساکر است. ابن عساکر، متوفای سال ۵۷۱ هجری، صاحب کتاب معروف «تاریخ دمشق» است که در ۸۰ جلد تدوین شده است. ایشان کتاب تاریخ دمشق را نگاشته، اما هر شخصی که به مناسبتی با دمشق ارتباطی داشته یا درباره دمشق سخنی مطرح بوده، مطالب مربوط به او را نیز آورده است؛ حتی کسانی که ممکن است اصلاً به دمشق نرفته باشند. به مناسبت اینکه امام حسین علیه‌السلام با یزید مقابله کرده و یزید در شام و دمشق بوده است، ابن عساکر نیز به زندگی امام حسین علیه‌السلام پرداخته است. به نظر می‌رسد در جلد ۴۳ درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام بحث کرده و حدود ۱۵۰ صفحه را به امام حسین علیه‌السلام اختصاص داده است. همچنین در جلد چهاردهم، که مطالب بر اساس ترتیب الفبایی تنظیم شده و به «حسین بن علی» رسیده است، زندگی امام حسین علیه‌السلام را آورده است. برخی مطالب کتاب او قابل نقد است؛ مشابه آنچه پیش‌تر درباره ابن سعد و کتاب طبقات اشاره شد. در این کتاب، روایتی درباره حضور امام حسین علیه‌السلام زیر پرچم یزید در قسطنطنیه نقل شده است. این مطلب قابل پذیرش نیست و با شواهد تاریخی سازگار نمی‌باشد. دیگران نیز چنین چیزی نقل نکرده‌اند و اساساً اهل‌بیت علیهم‌السلام در فتوحات شرکت نداشته‌اند. در این کتاب نقل شده که مروان به ابن زیاد توصیه کرده است که پس از حرکت امام حسین علیه‌السلام با ایشان خوش‌رفتاری کند. این گزارش نیز نشان می‌دهد که اهدافی در پس این‌گونه نقل‌ها وجود داشته است. ترجمه مستقل بخش مربوط به امام حسین علیه‌السلام از تاریخ دمشق توسط مرحوم محمودی، انجام شده با عنوان «ریحانة رسول الله من تاریخ دمشق» و به صورت مستقل ترجمه و منتشر شده است. دانیال بصیر @danial_basir
حاج محمود کریمینماهنگ گل سوخته.mp3
زمان: حجم: 3.1M
کی گفته من بابا ندارم کی گفته من بی کس و کارم بابای من قشنگترین بابای دنیاست حتی اگه تو آسموناست خوب میدونه رقیه تنهاست @danial_basir