زمان:
حجم:
13M
عاشور البسالة
كلمات وأداء #مرتضى_حرب
@danial_basir
لبنان را رها نمیکنیم
لبنان را رها نمیکنیم
لبنان را رها نمیکنیم
لبنان را رها نمیکنیم
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش ششم - چهار کتاب دیگری که مشتمل بر مقتل حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام است، کتاب «مناقب آل ا
به نام خدا
بخش هفتم - یک
تا اینجا درباره کتابهایی صحبت کردیم و رسیدیم به ترجمه «فتوح». کتاب «فتوح» را قبلاً دربارهاش مطالعه کردیم که از منابع کهن است (بخش چهارم - چهار)، گرچه انتقاداتی به آن وارد است؛ قدری رویکرد داستانی دارد و محققان برخی گزارشهای آن را نقد کردهاند و در عین حال، البته مطالب ارزشمندی نیز دارد.
ترجمهای از آن وجود دارد، نه ترجمه جدید، بلکه مربوط به دوران کهن، از قرن ششم، از شخصی به نام محمد بن احمد مستوفی هروی. در سال ۵۹۶ این کتاب «فتوح» را ایشان ترجمه کرده و تفاوتش با کتاب «فتوح» این است که مطالبی را اضافه کرده است.
این کار سابقه دارد. ما درباره تاریخ طبری هم، گرچه یک ترجمه جدید امروزه در دست داریم، اما یک ترجمه کهن هم به فارسی شده است. کتاب تاریخ طبری که به عربی است، احتمالاً شخصی به نام بلعمی در قرن چهارم، یعنی قدری پس از زمان خود طبری و با فاصله کم، آن کتاب را ترجمه کرده، اما اضافات و کم و زیادیهایی نسبت به آن دارد. این رسم بوده که بعضیها کتابی را ترجمه میکردند، ترجمهای آزاد، و گاهی مطالبی را از آن میکاستند یا اضافه میکردند.
کتاب «فتوح» همچنین در ترجمه مستوفی، مطالبی را گاهی از آن کاسته و گاهی افزوده است. یک نمونهاش که میبینیم متفرد است و در جای دیگری نیست، شاید برای اولین بار در ترجمه «فتوح» آمده، نحوه شهادت شیرخوار امام حسین علیهالسلام است.
البته ما در کتاب ابومخنف جعلی هم چنین شکلی از روایت شهادت حضرت علی اصغر را داریم، ولی دقیقاً نمیدانیم آن زودتر نوشته شده یا ترجمه «فتوح». به هر حال، ترجمه «فتوح» زمان تدوینش مشخص است و میتوانیم بگوییم شاید اولین بار در این ترجمه آمده، که البته در خود «فتوح» ابن اعثم چنین مطلبی نیست.
آن مطلب این است که میگوید: طفل شیرخوار خود را امام حسین علیهالسلام، که علی اصغر نام داشت و از تشنگی اضطراب مینمود، در پیش زین گرفته، میان هر دو صف برآورد و آواز برآورد: «ای قوم، اگر من به زعم شما گناهکارم، این طفل گناهی نکرده، او را جرعهای آب دهید.»
بعد میگوید که دشمن بر گلوی آن طفل شیرخوار تیر زد و سپس این را دارد که از آن سوی بر بازوی حسین رسید و آن حضرت تیر را بیرون آورد و در آن ساعت آن طفل جان بداد.
این مطلبی است که در منابع قبل از مستوفی نیست. در قرن ششم این مطلب آمده و خواهیم گفت که در «لهوف» هم در متن اصلی آن نیست. در یکی از نسخههایش این هست که علی اصغر را امام حسین روی دست گرفته باشد. احتمال هم دارد که ابومخنف جعلی در همین دوره بوده و مستوفی مطلب را از او گرفته باشد.
به هر حال، در قرن ششم این مطلب پیدا شده که امام حسین، علی اصغرش را روی دست گرفت، در حالی که در منابع معتبر مثل ابومخنف این را دارد که امام آمد او را ببوسد که او را به شهادت رساندند.
مطلب دیگری که در ترجمه مستوفی از کتاب «فتوح» هست، این است که امام سجاد سر مقدس را به کربلا برگرداند، که گرچه روایتی از مرحوم شیخ صدوق در «امالی» هم داریم، اما اینجا هم به شکل دیگری بیان شده است.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
به نام خدا بخش هفتم - یک تا اینجا درباره کتابهایی صحبت کردیم و رسیدیم به ترجمه «فتوح». کتاب «فتوح»
بخش هفتم - دو
از دیگر آثار مهم در این حوزه، کتاب «مثیر الأحزان» است که گرچه عنوان مقتل ندارد، اما در حقیقت تکنگاری مستقلی درباره مقتل امام حسین علیهالسلام به شمار میرود. عنوان این کتاب، «مثیر الأحزان» ـ با ثاء ـ به معنای برانگیزاننده اندوهها است.
نویسنده این اثر، ابن نما حلی، از عالمان خاندان ابن نما و از معاصران سید ابن طاووس در شهر حله، است. البته انتساب کتاب «مثیر الأحزان» به طور دقیق روشن نیست و مشخص نیست که این اثر از آنِ محمد بن جعفر بن نما، متوفای ۶۴۵ ق، است یا فرزند وی، جعفر بن محمد بن جعفر، متوفای ۶۸۰ ق. هر دو از معاصران سید ابن طاووس بودهاند؛ یکی پدر و دیگری فرزند.
با توجه به اینکه این خاندان از خاندانهای علمی به شمار میآمدهاند و انتساب کتاب نیز به طور قطعی روشن نیست، درباره تأثیر و تأثر میان این اثر و کتاب «اللهوف» سید ابن طاووس نیز اختلاف نظر وجود دارد. برخی بر این باورند که سید ابن طاووس در تألیف «اللهوف» از این اثر بهره گرفته است و برخی دیگر معتقدند که مؤلف «مثیر الأحزان» از «اللهوف» استفاده کرده است.
البته به نظر میرسد که میان این دو اثر، رابطه اقتباس مستقیم وجود ندارد و هر دو از منابع دیگری بهره بردهاند؛ زیرا در عین شباهتهای فراوان، تفاوتهایی نیز میان آنها مشاهده میشود.
به هر روی، «مثیر الأحزان» از جمله آثار قابل تأمل در حوزه مقتلنگاری به شمار میآید و در منابع متأخر، نقلهای فراوانی از آن صورت گرفته است.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش هفتم - دو از دیگر آثار مهم در این حوزه، کتاب «مثیر الأحزان» است که گرچه عنوان مقتل ندارد، اما د
بخش هفتم - سه
از دیگر آثاری که بخشی از آن به واقعه کربلا و امام حسین علیهالسلام اختصاص یافته، کتاب «الحدائق الوردیه» اثر حمید بن احمد بن محلا، متوفای ۶۵۲ ق، است. وی از عالمان زیدیمذهب به شمار میرود و در این اثر، بخشی را به امام حسین علیهالسلام اختصاص داده است. با این حال، مطالب این بخش عمدتاً برگرفته از آثار عالمان زیدی متقدم است.
از آنجا که مؤلف خود از عالمان زیدی است، در نگارش این بخش از آثاری همچون «تیسیر المطالب»، «امالی ابوطالب» و کتاب «مصباح» بهره برده است. البته برخی از گزارشهای وی حائز اهمیت بوده و در دیگر منابع به چشم نمیخورد.
همچنین، برخی آثار متأخر، از جمله «رزمی» و «اللهوف»، از این کتاب تأثیر پذیرفته و مطالبی را از آن نقل کردهاند که گاه در دیگر منابع یافت نمیشود. رویکرد حاکم بر این اثر، رویکردی حماسی و مبتنی بر فرهنگ شهادتطلبی است.
به هر حال، این اثر در محیط علمی زیدیان شکل گرفته است؛ جریانی که پیروان آن، متأثر از نهضت امام حسین علیهالسلام و قیام زید بن علی، نواده آن حضرت، در برابر ظلم و ستم حاکمان معاصر خود، پیوسته روحیه قیام و مبارزه را حفظ کرده و در مقاطع مختلف تاریخی، در برابر حکومتهای وقت به مقابله برخاستهاند.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش هفتم - سه از دیگر آثاری که بخشی از آن به واقعه کربلا و امام حسین علیهالسلام اختصاص یافته، کتاب
بخش هفتم - چهار
از دیگر منابع قابل توجه در این حوزه، کتاب «تذکرة الخواص» یا «تذکرة خواص الأمة» اثر سبط بن جوزی، متوفای ۶۵۴ ق، است. وی نواده ابن جوزی معروف، صاحب کتاب «المنتظم»، است که مجلدات متعددی را در تاریخ اسلام تألیف کرده است. سبط بن جوزی نیز آثار متعددی از خود برجای گذاشته که از جمله آنها همین کتاب «تذکرة الخواص» است.
هم سبط بن جوزی و هم جد وی، ابن جوزی، از عالمان اهل سنت به شمار میآیند. سبط بن جوزی از لحاظ کلامی، حنفی و معتزلی است و به تعبیر امروزی، میتوان وی را از اهل سنت دوازدهامامی دانست؛ بدین معنا که شرح حال دوازده امام علیهمالسلام، از جمله حضرت ولی عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف، را همانند شیعیان نقل کرده است. از همین رو، بسیاری از عالمان شیعه نیز در آثار خود از وی نقل کردهاند.
بخش مربوط به امام حسین علیهالسلام در کتاب «تذکرة الخواص»، مشتمل بر مطالب ارزشمند و گزارشهایی است که برخی از آنها در دیگر منابع دیده نمیشود. البته در عین حال، پارهای از گزارشهای این کتاب با اشکالاتی مواجه است و در مواردی نیز تفاوتهایی میان نقلهای آن و دیگر منابع مشاهده میشود.
از جمله گزارشهایی که در این کتاب آمده، ماجرای درخواست آب برای طفل شیرخوار امام حسین علیهالسلام است. این امر نشان میدهد که در این دوره، گزارش مربوط به بلند کردن طفل شیرخوار توسط امام حسین علیهالسلام و درخواست آب برای وی، رواج یافته بوده است.
همچنین سبط بن جوزی گزارشی درباره سر مقدس امام حسین علیهالسلام نقل میکند و بر اساس آن، سر شریف آن حضرت ابتدا به مدینه ارسال شده و سپس به پیکر مطهر ایشان در کربلا ملحق گردیده است.
دانیال بصیر
@danial_basir
بخش هفتم - پنج
در میان آثار مقتلنگاری، کتاب «لهوف» از مهمترین و مشهورترین منابع به شمار میآید که بیش از سایر مقاتل مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. این اثر از سید رضیالدین علی بن موسی بن جعفر، معروف به ابن طاووس یا سید ابن طاووس، ابوالقاسم، است.
وی از عالمان برجسته امامیه محسوب میشود و به سبب زهد، تقوا و مراتب معنوی، شهرت فراوانی در منابع تراجم و تاریخ دارد. او در سال ۶۶۴ هجری قمری، اندکی پس از سقوط بغداد به دست مغولان، وفات یافته است. اگرچه اصل انتساب وی به حله است، اما در بغداد اقامت داشته و به نجف و دیگر شهرهای علمی نیز رفتوآمد میکرده است.
نسب وی از طریق جدّ پنجمش به طاووس، به این عنوان مشهور شده است. همچنین نسب او از سوی پدر با واسطههای متعدد به حسن مثنّی، فرزند امام حسن مجتبی علیهالسلام، و از سوی مادر به شیخ طوسی منتهی میگردد. سید ابن طاووس نسبت به شیخ طوسی اهتمام و ارادت ویژهای داشته است.
کتاب «لهوف» تنها اثر مستقل وی در حوزه مقتل امام حسین علیهالسلام است. این کتاب، هرچند یک تاریخ جامع و تفصیلی از نهضت عاشورا محسوب نمیشود، اما مشتمل بر گزیدهای از گزارشهای مرتبط با مقتل است که از دیدگاه مؤلف، برای مجالس عزاداری مناسب بودهاند.
عنوان کامل کتاب «الملهوف علی قتلی الطفوف» است. واژه «ملهوف» به معنای شخص اندوهگین و گرفتار حزن و اندوه است. مؤلف در مقدمه کتاب تصریح میکند که هدف وی فراهم آوردن متنی مناسب برای زائران عتبات بوده است تا در هنگام زیارت، منبعی برای ذکر مصیبت و گریه بر امام حسین علیهالسلام در اختیار داشته باشند؛ همانگونه که در کتاب «مصباح الزائر» به بیان ادعیه پرداخته است.
درباره نسبت میان «لهوف» و «مثیر الأحزان» اختلاف نظر وجود دارد. برخی قائل به تأثیر مستقیم یکی بر دیگری هستند، اما به نظر میرسد هر دو اثر از منابع مشترکی بهره بردهاند که امروز در دسترس نیست؛ زیرا با وجود شباهتهای فراوان، تفاوتهای محتوایی قابل توجهی میان آنها مشاهده میشود.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش هفتم - پنج در میان آثار مقتلنگاری، کتاب «لهوف» از مهمترین و مشهورترین منابع به شمار میآید که
بخش هفتم - شش
کتاب «لهوف» تأثیر قابل توجهی بر آثار پس از خود گذاشته است. از نخستین آثاری که به صورت گسترده از آن بهره بردهاند، کتاب «تسلیة المجالس» اثر محمد بن ابیطالب در قرن دهم و دوره صفویه است. پس از آن، علامه مجلسی نیز در آثار خود به طور گسترده از آن استفاده کرده است. رواج و گسترش استفاده از این کتاب عمدتاً در دوره صفویه مشاهده میشود.
سید ابن طاووس قائل به نوعی تفسیر خاص از شهادت امام حسین علیهالسلام است و آن را در چارچوب اراده الهی تحلیل میکند. در همین راستا، در این کتاب گزارشهای متعددی از پیشگویی شهادت امام علیهالسلام نقل شده است.
از جمله این گزارشها، عبارت «إنَّ الله شاء أن یراک قتیلاً» است که شهرت آن تا حد زیادی از طریق این کتاب تثبیت شده است. همچنین عبارت «وإنَّ الله شاء أن یراهُنَّ سبایا» نیز در همین اثر نقل شده و در منابع دیگر کمتر دیده میشود. مؤلف در برخی موارد منابع خود را ذکر کرده، اما در بسیاری از موارد، نقلها را به صورت کلی و با تعبیر «قال» یا «قال الراوی» ارائه میدهد.
روش ابن طاووس در این کتاب، تلفیقی و ترکیبی است؛ به گونهای که گزارشهای مختلف را از منابع گوناگون گردآوری و در یک روایت واحد ترکیب کرده است. برای مثال، در گزارش پیوستن حر به امام حسین علیهالسلام، از روایات ابومخنف و ابن اعثم بهره برده و آنها را در هم آمیخته است. همچنین در گزارش شهادت وهب نیز از چند منبع مختلف استفاده کرده است.
در موضوع مناشده امام حسین علیهالسلام، وی از «امالی» شیخ صدوق نیز استفاده کرده و روایت را با گزارشهای دیگر تلفیق نموده است.
ویژگی برجسته دیگر این اثر، غلبه جنبه عاطفی بر ساختار تاریخی آن است. هدف اصلی مؤلف، نگارش اثری مناسب برای مجالس عزاداری بوده است، نه تدوین تاریخ دقیق و تقویمی. از اینرو، نثر کتاب در بسیاری از موارد دارای ویژگیهای ادبی و در برخی موارد مسجع است.
برای نمونه، در گزارش مربوط به عمر بن قرضه انصاری، عباراتی ادیبانه و مسجع به کار رفته که نشاندهنده سبک ادبی مؤلف است. این امر بیانگر آن است که هدف کتاب، تأثیرگذاری عاطفی بوده نه صرف تاریخنگاری.
همچنین شعر «یا دهر أفٍّ لک من خلیل» نیز با اختلاف زمانی نسبت به منابعی مانند ابومخنف نقل شده است. در منابع معتبر، این واقعه مربوط به شب عاشورا دانسته شده، در حالی که در «لهوف» در زمان ورود به کربلا ذکر شده است.
نمونههای دیگری همچون گزارش اعزام قیس بن مسهر، توبه حر، و مسئله بازگشت اسرا نیز نشاندهنده اختلافات زمانی میان «لهوف» و منابع معتبر تاریخی است. همچنین خود سید ابن طاووس در آثار متأخرتر خود، مانند کتاب «اقبال»، در برخی از این نقلها بازنگری کرده است.
با وجود این نکات، «لهوف» همچنان از آثار بسیار مهم و تأثیرگذار در سنت مقتلنگاری و ادبیات عاشورایی به شمار میآید و در سنت منبر و روضهخوانی جایگاه ویژهای دارد.
دانیال بصیر
@danial_basir
ألا وَ إنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّةِ وَ الذِلَّةِ وَ هَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ يَأبى اللّه ُ ذلك لَنا وَ رَسولُهُ وَ المُؤمِنونَ وَ حُجورٌ طابَت وَ طَهُرَت وَ أنوفُ حَميَّةٍ وَ نُفوسُ أبيَّةٍ
نفوس ابیه باشیم...
@danial_basir
در میان گزارشهای مربوط به شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، برخی نقلهای مشهور در میان مردم رواج یافته است که از پشتوانه معتبر تاریخی برخوردار نیستند. یکی از این گزارشها، ادعای پایمال شدن بدن آن حضرت زیر سُم اسبهاست.
بررسی منابع متقدم تاریخی نشان میدهد که پس از مجروح شدن حضرت قاسم(ع) و استغاثه ایشان، امام حسین(ع) به سرعت خود را به میدان رساند و قاتل وی، «عمر بن سعد اَزدی»، را با شمشیر هدف قرار داد. در ادامه، نیروهای کوفه برای نجات قاتل هجوم آوردند؛ اما در ازدحام و حرکت اسبها، خودِ عمر بن سعد ازدی زیر دست و پای اسبها قرار گرفت و کشته شد. این گزارش در منابع کهنی همچون آثار ابن سعد، بلاذری، طبری، شیخ مفید، طبرسی و دیگر مورخان آمده است.
با این حال، در برخی منابع متأخر، این حادثه به اشتباه به حضرت قاسم(ع) نسبت داده شده و چنین القا شده است که بدن آن حضرت زیر سُم اسبها پایمال شده است. در حالی که مطابق گزارشهای معتبر و متقدم، فردی که زیر سُم اسبها جان باخت، قاتل حضرت قاسم(ع) بود، نه خود آن حضرت.
برخی پژوهشگران منشأ این اشتباه را احتمال تصحیف در نسخههای متأخر دانستهاند. به باور آنان، در عبارت تاریخی پس از جمله «حتی مات»، واژه «لعنه الله» وجود داشته که در نسخههای قدیمی به صورت اختصاری «لع» نوشته میشده است. احتمال داده شده که این واژه در فرایند استنساخ به اشتباه «غلام» خوانده شده و بدین ترتیب این تصور نادرست شکل گرفته که نوجوانی (حضرت قاسم) زیر سُم اسبها پایمال شده است. این برداشت ناصحیح بعدها به برخی کتابهای متأخر نیز راه یافته است.
@danial_basir
دانیال بصیر
در میان گزارشهای مربوط به شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، برخی نقلهای مشهور در میان مردم رواج یافته ا
از جمله گزارشهایی که در برخی مقتلهای متأخر نقل شده، اما در منابع معتبر و کهن تاریخی اثری از آن دیده نمیشود، داستان «تعویذ حضرت قاسم(ع)» و «عروسی ایشان در کربلا» است.
بر اساس این روایت، هنگامی که حضرت قاسم(ع) از امام حسین(ع) اجازه حضور در میدان نبرد را درخواست کرد، امام ابتدا با این درخواست موافقت نکرد. در این هنگام، حضرت قاسم به یاد تعویذی افتاد که پدرش امام حسن مجتبی(ع) بر بازوی او بسته و سفارش کرده بود در زمان سختی و اندوه آن را بگشاید و مطابق محتوای آن عمل کند. قاسم تعویذ را گشود و در آن نوشتهای یافت که او را به یاری امام حسین(ع) و اصرار بر حضور در میدان فرا میخواند.
در ادامه داستان آمده است که حضرت قاسم تعویذ را به امام حسین(ع) نشان داد. امام نیز اظهار داشت که امام حسن(ع) وصیتی مشابه به ایشان کرده است و پیش از اعزام قاسم به میدان باید آن وصیت اجرا شود. سپس امام حسین(ع) لباس ویژهای بر تن قاسم پوشاند، قبای امام حسن(ع) را بر دوش او نهاد و دختر خود را به عقد وی درآورد.
این داستان نخست در برخی منابع متأخر مانند «روضة الشهداء» اثر کاشفی و «المنتخب» طریحی نقل شده و سپس در شماری از آثار بعدی گسترش یافته است. با این حال، در منابع متقدم و معتبر تاریخ عاشورا و مقتلهای اولیه، هیچ گزارشی درباره تعویذ حضرت قاسم(ع) یا برگزاری مراسم ازدواج ایشان در روز عاشورا وجود ندارد. از اینرو، پژوهشگران تاریخ عاشورا این روایت را فاقد پشتوانه تاریخی معتبر دانسته و آن را از گزارشهای متأخر و غیرمستند به شمار آوردهاند.
@danial_basir