eitaa logo
دانیال بصیر
2.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.1هزار ویدیو
16 فایل
دکتری فِرَق تَشیع‌ @dr_danial_basir
مشاهده در ایتا
دانلود
دانیال بصیر
بخش هفتم - پنج در میان آثار مقتل‌نگاری، کتاب «لهوف» از مهم‌ترین و مشهورترین منابع به شمار می‌آید که
بخش هفتم - شش کتاب «لهوف» تأثیر قابل توجهی بر آثار پس از خود گذاشته است. از نخستین آثاری که به صورت گسترده از آن بهره برده‌اند، کتاب «تسلیة المجالس» اثر محمد بن ابی‌طالب در قرن دهم و دوره صفویه است. پس از آن، علامه مجلسی نیز در آثار خود به طور گسترده از آن استفاده کرده است. رواج و گسترش استفاده از این کتاب عمدتاً در دوره صفویه مشاهده می‌شود. سید ابن طاووس قائل به نوعی تفسیر خاص از شهادت امام حسین علیه‌السلام است و آن را در چارچوب اراده الهی تحلیل می‌کند. در همین راستا، در این کتاب گزارش‌های متعددی از پیشگویی شهادت امام علیه‌السلام نقل شده است. از جمله این گزارش‌ها، عبارت «إنَّ الله شاء أن یراک قتیلاً» است که شهرت آن تا حد زیادی از طریق این کتاب تثبیت شده است. همچنین عبارت «وإنَّ الله شاء أن یراهُنَّ سبایا» نیز در همین اثر نقل شده و در منابع دیگر کمتر دیده می‌شود. مؤلف در برخی موارد منابع خود را ذکر کرده، اما در بسیاری از موارد، نقل‌ها را به صورت کلی و با تعبیر «قال» یا «قال الراوی» ارائه می‌دهد. روش ابن طاووس در این کتاب، تلفیقی و ترکیبی است؛ به گونه‌ای که گزارش‌های مختلف را از منابع گوناگون گردآوری و در یک روایت واحد ترکیب کرده است. برای مثال، در گزارش پیوستن حر به امام حسین علیه‌السلام، از روایات ابومخنف و ابن اعثم بهره برده و آن‌ها را در هم آمیخته است. همچنین در گزارش شهادت وهب نیز از چند منبع مختلف استفاده کرده است. در موضوع مناشده امام حسین علیه‌السلام، وی از «امالی» شیخ صدوق نیز استفاده کرده و روایت را با گزارش‌های دیگر تلفیق نموده است. ویژگی برجسته دیگر این اثر، غلبه جنبه عاطفی بر ساختار تاریخی آن است. هدف اصلی مؤلف، نگارش اثری مناسب برای مجالس عزاداری بوده است، نه تدوین تاریخ دقیق و تقویمی. از این‌رو، نثر کتاب در بسیاری از موارد دارای ویژگی‌های ادبی و در برخی موارد مسجع است. برای نمونه، در گزارش مربوط به عمر بن قرضه انصاری، عباراتی ادیبانه و مسجع به کار رفته که نشان‌دهنده سبک ادبی مؤلف است. این امر بیانگر آن است که هدف کتاب، تأثیرگذاری عاطفی بوده نه صرف تاریخ‌نگاری. همچنین شعر «یا دهر أفٍّ لک من خلیل» نیز با اختلاف زمانی نسبت به منابعی مانند ابومخنف نقل شده است. در منابع معتبر، این واقعه مربوط به شب عاشورا دانسته شده، در حالی که در «لهوف» در زمان ورود به کربلا ذکر شده است. نمونه‌های دیگری همچون گزارش اعزام قیس بن مسهر، توبه حر، و مسئله بازگشت اسرا نیز نشان‌دهنده اختلافات زمانی میان «لهوف» و منابع معتبر تاریخی است. همچنین خود سید ابن طاووس در آثار متأخرتر خود، مانند کتاب «اقبال»، در برخی از این نقل‌ها بازنگری کرده است. با وجود این نکات، «لهوف» همچنان از آثار بسیار مهم و تأثیرگذار در سنت مقتل‌نگاری و ادبیات عاشورایی به شمار می‌آید و در سنت منبر و روضه‌خوانی جایگاه ویژه‌ای دارد. دانیال بصیر @danial_basir
ألا وَ إنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّةِ وَ الذِلَّةِ وَ هَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ يَأبى اللّه ُ ذلك لَنا وَ رَسولُهُ وَ المُؤمِنونَ وَ حُجورٌ طابَت وَ طَهُرَت وَ أنوفُ حَميَّةٍ وَ نُفوسُ أبيَّةٍ نفوس ابیه باشیم... @danial_basir
در میان گزارش‌های مربوط به شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، برخی نقل‌های مشهور در میان مردم رواج یافته است که از پشتوانه معتبر تاریخی برخوردار نیستند. یکی از این گزارش‌ها، ادعای پایمال شدن بدن آن حضرت زیر سُم اسب‌هاست. بررسی منابع متقدم تاریخی نشان می‌دهد که پس از مجروح شدن حضرت قاسم(ع) و استغاثه ایشان، امام حسین(ع) به سرعت خود را به میدان رساند و قاتل وی، «عمر بن سعد اَزدی»، را با شمشیر هدف قرار داد. در ادامه، نیروهای کوفه برای نجات قاتل هجوم آوردند؛ اما در ازدحام و حرکت اسب‌ها، خودِ عمر بن سعد ازدی زیر دست و پای اسب‌ها قرار گرفت و کشته شد. این گزارش در منابع کهنی همچون آثار ابن سعد، بلاذری، طبری، شیخ مفید، طبرسی و دیگر مورخان آمده است. با این حال، در برخی منابع متأخر، این حادثه به اشتباه به حضرت قاسم(ع) نسبت داده شده و چنین القا شده است که بدن آن حضرت زیر سُم اسب‌ها پایمال شده است. در حالی که مطابق گزارش‌های معتبر و متقدم، فردی که زیر سُم اسب‌ها جان باخت، قاتل حضرت قاسم(ع) بود، نه خود آن حضرت. برخی پژوهشگران منشأ این اشتباه را احتمال تصحیف در نسخه‌های متأخر دانسته‌اند. به باور آنان، در عبارت تاریخی پس از جمله «حتی مات»، واژه «لعنه الله» وجود داشته که در نسخه‌های قدیمی به صورت اختصاری «لع» نوشته می‌شده است. احتمال داده شده که این واژه در فرایند استنساخ به اشتباه «غلام» خوانده شده و بدین ترتیب این تصور نادرست شکل گرفته که نوجوانی (حضرت قاسم) زیر سُم اسب‌ها پایمال شده است. این برداشت ناصحیح بعدها به برخی کتاب‌های متأخر نیز راه یافته است. @danial_basir
دانیال بصیر
در میان گزارش‌های مربوط به شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، برخی نقل‌های مشهور در میان مردم رواج یافته ا
از جمله گزارش‌هایی که در برخی مقتل‌های متأخر نقل شده، اما در منابع معتبر و کهن تاریخی اثری از آن دیده نمی‌شود، داستان «تعویذ حضرت قاسم(ع)» و «عروسی ایشان در کربلا» است. بر اساس این روایت، هنگامی که حضرت قاسم(ع) از امام حسین(ع) اجازه حضور در میدان نبرد را درخواست کرد، امام ابتدا با این درخواست موافقت نکرد. در این هنگام، حضرت قاسم به یاد تعویذی افتاد که پدرش امام حسن مجتبی(ع) بر بازوی او بسته و سفارش کرده بود در زمان سختی و اندوه آن را بگشاید و مطابق محتوای آن عمل کند. قاسم تعویذ را گشود و در آن نوشته‌ای یافت که او را به یاری امام حسین(ع) و اصرار بر حضور در میدان فرا می‌خواند. در ادامه داستان آمده است که حضرت قاسم تعویذ را به امام حسین(ع) نشان داد. امام نیز اظهار داشت که امام حسن(ع) وصیتی مشابه به ایشان کرده است و پیش از اعزام قاسم به میدان باید آن وصیت اجرا شود. سپس امام حسین(ع) لباس ویژه‌ای بر تن قاسم پوشاند، قبای امام حسن(ع) را بر دوش او نهاد و دختر خود را به عقد وی درآورد. این داستان نخست در برخی منابع متأخر مانند «روضة الشهداء» اثر کاشفی و «المنتخب» طریحی نقل شده و سپس در شماری از آثار بعدی گسترش یافته است. با این حال، در منابع متقدم و معتبر تاریخ عاشورا و مقتل‌های اولیه، هیچ گزارشی درباره تعویذ حضرت قاسم(ع) یا برگزاری مراسم ازدواج ایشان در روز عاشورا وجود ندارد. از این‌رو، پژوهشگران تاریخ عاشورا این روایت را فاقد پشتوانه تاریخی معتبر دانسته و آن را از گزارش‌های متأخر و غیرمستند به شمار آورده‌اند. @danial_basir
05032816.mp3
زمان: حجم: 9.5M
آمده ام که فدای غمت بشوم آمده ام که پناه دلم بشوی @danial_basir
می‌گفت: بعضیا کربلا رو با اجازه امام ترک کردن، ولی خب امام نظر دیگری داشتن... @danial_basir
دانیال بصیر
بخش هفتم - شش کتاب «لهوف» تأثیر قابل توجهی بر آثار پس از خود گذاشته است. از نخستین آثاری که به صورت
به نام خدا بخش هشتم - یک وقتی گفته می‌شود لهوف آخرین منبع معتبر است، مقصود این است که این کتاب مجموعه‌ای از گزارش‌های ارزشمند را برای ما حفظ کرده است. هرچند ممکن است از نظر علمی و فنی نقدهایی بر آن وارد باشد، اما در مقایسه با مقاتل متأخر، از اعتبار بالاتری برخوردار است. این کتاب گرچه فضای مقتل‌خوانی دارد، اما بسیاری از نقل‌هایی را حفظ کرده که یا در منابع پیشین آمده یا از منابعی گرفته شده که امروز در دسترس عموم نیست. در عین حال، برای پژوهش‌های تخصصی، محقق باید به نقد سندی، منبع‌شناسی و بررسی‌های علمی مراجعه کند؛ اما برای استفاده عمومی، «لهوف» جایگاه ویژه‌ای دارد. از جمله مواردی که در این کتاب آمده، ماجرای محمد بن بشیر حضرمی است که در منابعی مانند کتاب ابن سعد و «مقاتل الطالبیین» ابوالفرج نقل شده است. در این گزارش آمده که فرزند او اسیر شده بود و امام علیه‌السلام به او فرمودند بماند و برای آزادی فرزندش نیز امکاناتی به او عطا کردند. این مطلب در ابومخنف نیامده، اما در منابع کهن ذکر شده و «لهوف» نیز آن را از همان منابع نقل کرده است. نمونه دیگر، ماجرای پیوستن سی نفر از سپاه ابن سعد به یاران امام حسین علیه‌السلام در شب عاشورا است که در کتاب «العقد الفرید» نیز آمده است. هرچند این کتاب اساساً اثر ادبی است، اما مشتمل بر گزارش‌های تاریخی نیز هست و همین نقل در «لهوف» نیز آمده است. همچنین خطبه معروف «هیهات منا الذلة» که در طبری، ابن اعثم و حتی شیخ مفید نیامده، اما «لهوف» آن را حفظ کرده است. همچنین درباره حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام، مسئله تشنگی و نیز شعر «أحق الناس أن یبکی علیه» درباره حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام، از جمله نقل‌های مهم این کتاب است. این شعر در کتاب «شرح الأخبار» و نیز «مقاتل الطالبیین» آمده و احتمال دارد سید بن طاووس آن را از همان منبع اخذ کرده باشد. دانیال بصیر @danial_basir
بخش هشتم - دو باید توجه داشت که «لهوف» صرفاً یک کتاب تاریخی محض نیست، بلکه اثری در حوزه مقتل‌نگاری است که ساختار آن بر سه بخش استوار است: - پیش از جنگ و مقدمات حرکت امام علیه‌السلام - وقایع جنگ و روز عاشورا - حوادث پس از شهادت و وقایع بعد از عاشورا یکی از نقل‌های مهم «لهوف» درباره بازگشت اسیران و ملاقات با جابر مطرح شد. این گزارش در کنار نقل‌های ابوریحان بیرونی و برخی منابع دیگر، منشأ بحث‌های تاریخی درباره اربعین شده است. در مقابل، دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی بازگشت مستقیم اسیران به مدینه را مطرح می‌کند. محدث نوری و شیخ عباس قمی نیز همین نظر را پذیرفته‌اند. در مقابل، مرحوم قاضی طباطبایی در کتاب «تحقیق در اول اربعین سیدالشهدا» به تفصیل این مسئله را بررسی کرده و از امکان تاریخی آن دفاع نموده است. دانیال بصیر @danial_basir
‌الْمَوْتُ خَیْرٌ مِنْ رُکُوبِ الْعَارِ ‌وَ الْعَارُ أَوْلَى مِنْ دُخُولِ النَّارِ ‌وَ اللَّهِ مَا هَذَا وَ هَذَا جَارِی  ‌مرگ بهتر از زندگی با ننگ است و ننگ بهتر از جهنم رفتن. ‌به خداوند سوگند که ننگ و آتشِ جهنم پناهگاه من نخواهد بود. ‌حسین بن علی، ده محرم ۶۱ قمری @danial_basir
دانیال بصیر
بخش هشتم - دو باید توجه داشت که «لهوف» صرفاً یک کتاب تاریخی محض نیست، بلکه اثری در حوزه مقتل‌نگاری
به نام خدا بخش نهم - یک تا اینجا که درباره «لهوف» سخن گفتیم، می‌توان از اعتماد نسبی سخن گفت. البته نسبت به آثاری چون «ابومخنف»، «الإرشاد» شیخ مفید و «مقاتل الطالبیین»، اعتماد بیشتری وجود دارد و هرچه به «لهوف» نزدیک می‌شویم، این اعتماد، صورتی نسبی پیدا می‌کند. با این حال، باز هم تأکید می‌کنیم که شایسته است اهل منبر و ذاکران اهل‌بیت علیهم‌السلام، دست‌کم به این منابع اکتفا کنند و به سراغ منابع پس از آن نروند. با این همه، برای تکمیل بحث، از این جلسه به منابع هم‌عصر یا پس از «لهوف» نیز می‌پردازیم. تأکید می‌شود که مطالب جدید این منابع، اعتبار چندانی ندارد؛ زیرا اگر مطالب صحیح و قابل اعتمادی وجود داشته باشد، در منابع قدیمی‌تر نقل شده است. آنچه در منابع قرن ششم به بعد آمده، غالباً یا برگرفته از منابع متقدم است و یا در مواردی مشتمل بر افزوده‌هایی است که نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کامل داشت. بنابراین، اشکال متوجه همان منابع متأخر است که مطالب جدید و منفردی ارائه کرده‌اند. برای نمونه، می‌توان به «الکامل فی التاریخ» اثر علی بن محمد بن اثیر (متوفای ۶۳۰ هـ.ق) اشاره کرد. وی مطالب خود را عمدتاً از طبری نقل می‌کند و طبری نیز از ابومخنف بهره برده است. در مباحث مربوط به صدر اسلام، ابن اثیر غالباً همان مطالب طبری را تکرار می‌کند و سخن جدید و متفاوتی ارائه نمی‌دهد. در این دوره، کتاب «مطالب السؤول» اثر ابن طلحه شافعی نیز وجود دارد. وی از نویسندگانی است که در شمار اهل سنتِ دوازده‌امامی‌مسلک قرار می‌گیرند و تاریخ ائمه علیهم‌السلام را نقل کرده‌اند. ابن طلحه شافعی (متوفای حدود ۶۵۰ هـ.ق) نیز در آنچه از منابع پیشین نقل می‌کند، تفاوتی با آنان ندارد و اخبار مشهور را بدون اشکال نقل کرده است. در همین دوره، کتابی از ابن عباس اندلسی (متوفای ۶۵۸ هـ.ق) با عنوان «خبر ثبت» وجود دارد. این کتاب، در اصل، اثری تاریخی یا مقتل به معنای دقیق کلمه نیست، بلکه نوعی نثر ادبی درباره شهادت امام حسین علیه‌السلام به شمار می‌رود. همچنین کتابی از ابن عدیم، با نام کامل‌الدین عمر بن احمد (متوفای ۶۶۰ هـ.ق)، وجود دارد. وی از مؤلفان و مورخان اهل سنت است و کتاب «تاریخ حلب» او از آثار مشهور و چندجلدی در تاریخ محلی به شمار می‌رود؛ مشابه «تاریخ دمشق» ابن عساکر که پیش‌تر به آن اشاره شد. در این کتاب نیز به مناسبت ورود اسیران به مناطق شام یا حلب، بخشی به شرح حال امام حسین علیه‌السلام اختصاص یافته است که بعدها به صورت مستقل، با عنوان «ترجمة الإمام الحسین علیه‌السلام» از ابن عدیم منتشر شده است. دانیال بصیر @danial_basir