ألا وَ إنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّةِ وَ الذِلَّةِ وَ هَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ يَأبى اللّه ُ ذلك لَنا وَ رَسولُهُ وَ المُؤمِنونَ وَ حُجورٌ طابَت وَ طَهُرَت وَ أنوفُ حَميَّةٍ وَ نُفوسُ أبيَّةٍ
نفوس ابیه باشیم...
@danial_basir
در میان گزارشهای مربوط به شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، برخی نقلهای مشهور در میان مردم رواج یافته است که از پشتوانه معتبر تاریخی برخوردار نیستند. یکی از این گزارشها، ادعای پایمال شدن بدن آن حضرت زیر سُم اسبهاست.
بررسی منابع متقدم تاریخی نشان میدهد که پس از مجروح شدن حضرت قاسم(ع) و استغاثه ایشان، امام حسین(ع) به سرعت خود را به میدان رساند و قاتل وی، «عمر بن سعد اَزدی»، را با شمشیر هدف قرار داد. در ادامه، نیروهای کوفه برای نجات قاتل هجوم آوردند؛ اما در ازدحام و حرکت اسبها، خودِ عمر بن سعد ازدی زیر دست و پای اسبها قرار گرفت و کشته شد. این گزارش در منابع کهنی همچون آثار ابن سعد، بلاذری، طبری، شیخ مفید، طبرسی و دیگر مورخان آمده است.
با این حال، در برخی منابع متأخر، این حادثه به اشتباه به حضرت قاسم(ع) نسبت داده شده و چنین القا شده است که بدن آن حضرت زیر سُم اسبها پایمال شده است. در حالی که مطابق گزارشهای معتبر و متقدم، فردی که زیر سُم اسبها جان باخت، قاتل حضرت قاسم(ع) بود، نه خود آن حضرت.
برخی پژوهشگران منشأ این اشتباه را احتمال تصحیف در نسخههای متأخر دانستهاند. به باور آنان، در عبارت تاریخی پس از جمله «حتی مات»، واژه «لعنه الله» وجود داشته که در نسخههای قدیمی به صورت اختصاری «لع» نوشته میشده است. احتمال داده شده که این واژه در فرایند استنساخ به اشتباه «غلام» خوانده شده و بدین ترتیب این تصور نادرست شکل گرفته که نوجوانی (حضرت قاسم) زیر سُم اسبها پایمال شده است. این برداشت ناصحیح بعدها به برخی کتابهای متأخر نیز راه یافته است.
@danial_basir
دانیال بصیر
در میان گزارشهای مربوط به شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع)، برخی نقلهای مشهور در میان مردم رواج یافته ا
از جمله گزارشهایی که در برخی مقتلهای متأخر نقل شده، اما در منابع معتبر و کهن تاریخی اثری از آن دیده نمیشود، داستان «تعویذ حضرت قاسم(ع)» و «عروسی ایشان در کربلا» است.
بر اساس این روایت، هنگامی که حضرت قاسم(ع) از امام حسین(ع) اجازه حضور در میدان نبرد را درخواست کرد، امام ابتدا با این درخواست موافقت نکرد. در این هنگام، حضرت قاسم به یاد تعویذی افتاد که پدرش امام حسن مجتبی(ع) بر بازوی او بسته و سفارش کرده بود در زمان سختی و اندوه آن را بگشاید و مطابق محتوای آن عمل کند. قاسم تعویذ را گشود و در آن نوشتهای یافت که او را به یاری امام حسین(ع) و اصرار بر حضور در میدان فرا میخواند.
در ادامه داستان آمده است که حضرت قاسم تعویذ را به امام حسین(ع) نشان داد. امام نیز اظهار داشت که امام حسن(ع) وصیتی مشابه به ایشان کرده است و پیش از اعزام قاسم به میدان باید آن وصیت اجرا شود. سپس امام حسین(ع) لباس ویژهای بر تن قاسم پوشاند، قبای امام حسن(ع) را بر دوش او نهاد و دختر خود را به عقد وی درآورد.
این داستان نخست در برخی منابع متأخر مانند «روضة الشهداء» اثر کاشفی و «المنتخب» طریحی نقل شده و سپس در شماری از آثار بعدی گسترش یافته است. با این حال، در منابع متقدم و معتبر تاریخ عاشورا و مقتلهای اولیه، هیچ گزارشی درباره تعویذ حضرت قاسم(ع) یا برگزاری مراسم ازدواج ایشان در روز عاشورا وجود ندارد. از اینرو، پژوهشگران تاریخ عاشورا این روایت را فاقد پشتوانه تاریخی معتبر دانسته و آن را از گزارشهای متأخر و غیرمستند به شمار آوردهاند.
@danial_basir
05032816.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
آمده ام که فدای غمت بشوم
آمده ام که پناه دلم بشوی
@danial_basir
میگفت:
بعضیا کربلا رو با اجازه امام ترک کردن، ولی خب امام نظر دیگری داشتن...
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش هفتم - شش کتاب «لهوف» تأثیر قابل توجهی بر آثار پس از خود گذاشته است. از نخستین آثاری که به صورت
به نام خدا
بخش هشتم - یک
وقتی گفته میشود لهوف آخرین منبع معتبر است، مقصود این است که این کتاب مجموعهای از گزارشهای ارزشمند را برای ما حفظ کرده است. هرچند ممکن است از نظر علمی و فنی نقدهایی بر آن وارد باشد، اما در مقایسه با مقاتل متأخر، از اعتبار بالاتری برخوردار است.
این کتاب گرچه فضای مقتلخوانی دارد، اما بسیاری از نقلهایی را حفظ کرده که یا در منابع پیشین آمده یا از منابعی گرفته شده که امروز در دسترس عموم نیست.
در عین حال، برای پژوهشهای تخصصی، محقق باید به نقد سندی، منبعشناسی و بررسیهای علمی مراجعه کند؛ اما برای استفاده عمومی، «لهوف» جایگاه ویژهای دارد.
از جمله مواردی که در این کتاب آمده، ماجرای محمد بن بشیر حضرمی است که در منابعی مانند کتاب ابن سعد و «مقاتل الطالبیین» ابوالفرج نقل شده است. در این گزارش آمده که فرزند او اسیر شده بود و امام علیهالسلام به او فرمودند بماند و برای آزادی فرزندش نیز امکاناتی به او عطا کردند. این مطلب در ابومخنف نیامده، اما در منابع کهن ذکر شده و «لهوف» نیز آن را از همان منابع نقل کرده است.
نمونه دیگر، ماجرای پیوستن سی نفر از سپاه ابن سعد به یاران امام حسین علیهالسلام در شب عاشورا است که در کتاب «العقد الفرید» نیز آمده است. هرچند این کتاب اساساً اثر ادبی است، اما مشتمل بر گزارشهای تاریخی نیز هست و همین نقل در «لهوف» نیز آمده است.
همچنین خطبه معروف «هیهات منا الذلة» که در طبری، ابن اعثم و حتی شیخ مفید نیامده، اما «لهوف» آن را حفظ کرده است.
همچنین درباره حضرت علیاکبر علیهالسلام، مسئله تشنگی و نیز شعر «أحق الناس أن یبکی علیه» درباره حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام، از جمله نقلهای مهم این کتاب است.
این شعر در کتاب «شرح الأخبار» و نیز «مقاتل الطالبیین» آمده و احتمال دارد سید بن طاووس آن را از همان منبع اخذ کرده باشد.
دانیال بصیر
@danial_basir
بخش هشتم - دو
باید توجه داشت که «لهوف» صرفاً یک کتاب تاریخی محض نیست، بلکه اثری در حوزه مقتلنگاری است که ساختار آن بر سه بخش استوار است:
- پیش از جنگ و مقدمات حرکت امام علیهالسلام
- وقایع جنگ و روز عاشورا
- حوادث پس از شهادت و وقایع بعد از عاشورا
یکی از نقلهای مهم «لهوف» درباره بازگشت اسیران و ملاقات با جابر مطرح شد. این گزارش در کنار نقلهای ابوریحان بیرونی و برخی منابع دیگر، منشأ بحثهای تاریخی درباره اربعین شده است.
در مقابل، دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی بازگشت مستقیم اسیران به مدینه را مطرح میکند. محدث نوری و شیخ عباس قمی نیز همین نظر را پذیرفتهاند.
در مقابل، مرحوم قاضی طباطبایی در کتاب «تحقیق در اول اربعین سیدالشهدا» به تفصیل این مسئله را بررسی کرده و از امکان تاریخی آن دفاع نموده است.
دانیال بصیر
@danial_basir
الْمَوْتُ خَیْرٌ مِنْ رُکُوبِ الْعَارِ وَ الْعَارُ أَوْلَى مِنْ دُخُولِ النَّارِ وَ اللَّهِ مَا هَذَا وَ هَذَا جَارِی
مرگ بهتر از زندگی با ننگ است و ننگ بهتر از جهنم رفتن. به خداوند سوگند که ننگ و آتشِ جهنم پناهگاه من نخواهد بود.
حسین بن علی، ده محرم ۶۱ قمری
@danial_basir
دانیال بصیر
بخش هشتم - دو باید توجه داشت که «لهوف» صرفاً یک کتاب تاریخی محض نیست، بلکه اثری در حوزه مقتلنگاری
به نام خدا
بخش نهم - یک
تا اینجا که درباره «لهوف» سخن گفتیم، میتوان از اعتماد نسبی سخن گفت. البته نسبت به آثاری چون «ابومخنف»، «الإرشاد» شیخ مفید و «مقاتل الطالبیین»، اعتماد بیشتری وجود دارد و هرچه به «لهوف» نزدیک میشویم، این اعتماد، صورتی نسبی پیدا میکند.
با این حال، باز هم تأکید میکنیم که شایسته است اهل منبر و ذاکران اهلبیت علیهمالسلام، دستکم به این منابع اکتفا کنند و به سراغ منابع پس از آن نروند. با این همه، برای تکمیل بحث، از این جلسه به منابع همعصر یا پس از «لهوف» نیز میپردازیم.
تأکید میشود که مطالب جدید این منابع، اعتبار چندانی ندارد؛ زیرا اگر مطالب صحیح و قابل اعتمادی وجود داشته باشد، در منابع قدیمیتر نقل شده است. آنچه در منابع قرن ششم به بعد آمده، غالباً یا برگرفته از منابع متقدم است و یا در مواردی مشتمل بر افزودههایی است که نمیتوان به آنها اعتماد کامل داشت. بنابراین، اشکال متوجه همان منابع متأخر است که مطالب جدید و منفردی ارائه کردهاند.
برای نمونه، میتوان به «الکامل فی التاریخ» اثر علی بن محمد بن اثیر (متوفای ۶۳۰ هـ.ق) اشاره کرد. وی مطالب خود را عمدتاً از طبری نقل میکند و طبری نیز از ابومخنف بهره برده است. در مباحث مربوط به صدر اسلام، ابن اثیر غالباً همان مطالب طبری را تکرار میکند و سخن جدید و متفاوتی ارائه نمیدهد.
در این دوره، کتاب «مطالب السؤول» اثر ابن طلحه شافعی نیز وجود دارد. وی از نویسندگانی است که در شمار اهل سنتِ دوازدهامامیمسلک قرار میگیرند و تاریخ ائمه علیهمالسلام را نقل کردهاند. ابن طلحه شافعی (متوفای حدود ۶۵۰ هـ.ق) نیز در آنچه از منابع پیشین نقل میکند، تفاوتی با آنان ندارد و اخبار مشهور را بدون اشکال نقل کرده است.
در همین دوره، کتابی از ابن عباس اندلسی (متوفای ۶۵۸ هـ.ق) با عنوان «خبر ثبت» وجود دارد. این کتاب، در اصل، اثری تاریخی یا مقتل به معنای دقیق کلمه نیست، بلکه نوعی نثر ادبی درباره شهادت امام حسین علیهالسلام به شمار میرود.
همچنین کتابی از ابن عدیم، با نام کاملالدین عمر بن احمد (متوفای ۶۶۰ هـ.ق)، وجود دارد. وی از مؤلفان و مورخان اهل سنت است و کتاب «تاریخ حلب» او از آثار مشهور و چندجلدی در تاریخ محلی به شمار میرود؛ مشابه «تاریخ دمشق» ابن عساکر که پیشتر به آن اشاره شد. در این کتاب نیز به مناسبت ورود اسیران به مناطق شام یا حلب، بخشی به شرح حال امام حسین علیهالسلام اختصاص یافته است که بعدها به صورت مستقل، با عنوان «ترجمة الإمام الحسین علیهالسلام» از ابن عدیم منتشر شده است.
دانیال بصیر
@danial_basir
دانیال بصیر
به نام خدا بخش نهم - یک تا اینجا که درباره «لهوف» سخن گفتیم، میتوان از اعتماد نسبی سخن گفت. البته
بخش نهم - دو
کتاب بعدی که تقریباً متعلق به همین دوره، یعنی قرن هفتم، است، اثر شخصی به نام علی بن عیسی اِربِلی است که منسوب به شهر اربیل عراق است. وی از عالمان شیعه به شمار میرود؛ هرچند ظاهراً در آغاز از اهل سنت بوده و سپس به تشیع گرایش پیدا کرده است. از همین رو، مطالبی که نقل میکند، از رویکردی معتدل برخوردار است.
کتاب او با عنوان «کشف الغمة فی معرفة الأئمة»، درباره زندگی دوازده امام علیهمالسلام، همانند «الإرشاد» شیخ مفید، از آثار قابل توجه در شرح حال ائمه علیهمالسلام به شمار میرود. با وجود آنکه این اثر در قرن هفتم نگاشته شده، کتابی مشهور و مورد توجه است. مؤلف در این کتاب، مطالب دیگران، مانند «الإرشاد» شیخ مفید، آثار ابن طلحه شافعی و دیگران را گردآوری کرده است؛ از این رو، در بسیاری از موارد، تکرار مطالب پیشینیان است و مطلب جدیدی در آن دیده نمیشود، مگر در مواردی که از افرادی همچون ابن خشاب و دیگران نقل میکند که آثار آنان امروزه در دسترس ما نیست.
در چنین مواردی، اگر مطلب جدیدی نقل شده باشد، میتواند قابل توجه باشد؛ زیرا گاهی اگر ثابت شود که نویسنده از کتابی استفاده کرده که امروزه در دسترس نیست و آن کتاب نیز معتبر بوده است، نقل او اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ همانگونه که طبری از ابومخنف نقل کرده و گزارشهای او از این طریق ارزش یافته است.
ویژگی مهم این کتاب آن است که مؤلف تنها به نقل دادهها اکتفا نکرده، بلکه در مواردی به نقد و تحلیل نیز پرداخته است. برای نمونه، در جریان روایات مربوط به امام حسین علیهالسلام، روایتی را از «الإرشاد» شیخ مفید نقل میکند که بر اساس آن، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به اهلبیت علیهمالسلام فرمودند: «قبرهای شما از یکدیگر جدا خواهد بود.» سپس نقل میکند که امام حسین علیهالسلام پرسیدند: آیا ما از دنیا میرویم یا کشته میشویم؟ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: شما کشته خواهید شد. سپس حضرت پرسیدند: قاتل ما چه کسی خواهد بود؟ و پرسشهایی از این دست مطرح شد.
ابن عیسی اِربِلی پس از نقل این روایت، چندین اشکال بر آن وارد میکند و در واقع به نقد آن میپردازد. در موارد دیگری نیز تحلیلهایی ارائه میدهد و از این جهت، کتاب او دارای ارزش علمی است؛ زیرا صرفاً گردآوری سادهای از مطالب پیشینیان نیست، بلکه در کنار نقل، جنبه نقد و تحلیل نیز در آن مشاهده میشود.
دانیال بصیر
@danial_basir