‹ در دل ›
-
بیصدا خیره به عکست شدهام ساعتهاست.
کاش تصویر ِتو جان داشت مرا میفهمید...
تو به زیباییات ادامه بده؛
و من هرشب پنهانی تماشایت می کنم:)
با خودم گفتم بخوابم، شاید او آید به خواب؛
آنقَدَر در فکر ِاو رفتم که خواب از یاد رفت...