این روزا قرآنت رو باز می کنم بخونم گیر می کنم...
عمری تندتند خوندم ورفتم چیزی نفهمیدم حالاهم...
این روزا گیرم انداختی پای هرآیه ...
میرم توخاطراتم باتو...
راستی چقدر باهات زندگی کردم...
چه خاطرات شیرینی باهات دارم خدایا...
چقدر عین یک بزرگتربانفوذ وقوی هوامو داشتی...
من که ضعیف وکوچک بودم ولی تو خیلی حواست بهم بود...
چقدرخاطره دارم که برام موقعیت فراهم کردی بزرگ بشم...
چقدرخاطره دارم که بااینکه خراب کرده بودم ولی تااومدم درخونه ت بزرگی کردی اینقدر مهربون بودی که به روم نیاوردی
میدونستی بچگی کردم هیچی نگفتی
موقعیت جبران برام فراهم کردی...
چقدر خاطره دارم باهات ...
چقدر رفیق خوبی بودی همیشه برام...
هرکی اومدورفت ولی تو همیشه کنارم بودی...
این روزا غرق خاطراتی ام که باهات دارم...
چقدر کوچک وعقب ودورم ازت... اینو وقت نمازای سردم بیشتر میفهمم....
راستی ممنون برا همه خوبی هات وبزرگیات
برا دستمو گرفتی بردی درخونه ی امام حسین ع...ممنون بردیم کربلا....
دوستت دارم ...
هیچ وقت بلدنبودم مثل حالا بشینم نگات کنم ازسراسر قلبم بگم دوستت دارم
خدا دوستت دارم...
مهربون دوستت دارم...
رفیق خوبم دوستت دارم...
بزرگ وسرورم دوستت دارم...
مولای من دوستت دارم....
دلم برات تنگ شده...
قرارمون هرلحظه زیرنگاه مهربونت...
تو باقرآنت باهام حرف بزنی گوش کنم
توسجده ها دلتنگیمو برات بگم توگوش کنی...
#ارسالی_ازمخاطبان
#رمضان_بهارقرآن🌹
@dar_masire_fatemeh