📚 نطق در مجلس شورای اسلامی در جلسه بررسی کفایت سیاسی بنیصدر 5⃣2⃣
اما مطلبی که راجع به هویزه دیروز خانم اعظم طالقانی یک جمله نقل کردند، وظیفهی من است که بگویم آقایان، بنده روز پانزدهم دی ماه خودم در منطقهی هویزه بودم.
روز ۱۵ دی روز حمله به نیروهای عراقی از طرف نیروهای ما بود. اینجا من لازم میدانم از این تریبون از فرمانده آن لشکر، سرکار سرهنگ لطفی که آن روز شجاعانه، مؤمنانه و بیپروا در صفوف اول حرکت میکرد و دائماً در میدان جنگ از آن طرف به این طرف میرفت، سپاسگزاری کنم و یاد و نام او را نیک بدارم. افسر لایق و شجاعی دیدم در این ماجرا ایشان را.
میدان جنگ بود. نیروهای ما حمله میکردند. نیروهای دشمن منهدم شده بودند و یک لشکر ما به تمام در خطر بود و حرکت میکرد.
البته بچههای سپاه هم در همان حدود، ساعت دو تا دو و نیم بعد از ظهر بود. همان بچههایی که شهید شدند، آنها را من دیدم که مابین هویزه و آن منطقه که خط اول بود و آنها به سوی خط اول حرکت میکردند و میرفتند لب کرخهکور؛ یعنی اینها از غرب به شرق میآمدند، نیروی دشمن هم بهعکس حرکت میکرد؛ یعنی فرار میکردند که به نیروهای خودشان در «دب حردان» که در غرب اهواز و در شرق این نقطهای که میگویم قرار دارد، بپیوندند؛ که من به بعضی از برادرها گفتم نیروهای ما هم دارد پیش میروند؛ عجله نکنید و آنها گفتند که نه ما میخواهیم برویم. در آن ماجرا من هیچکس را مقصر نشناختم.
فردای آن روز، روز شانزدهم هم تا حدود ساعت سه تا سه و نیم و بعد از ظهر من بودم که آقای بنیصدر هم بود و نیروهای ما به تدریج شروع کردند به ضربت خوردن؛ یعنی نیروهای عراقی، نیروی کمکی بزرگی به کمکشان آمد و نیروهای ما را از پهلو مورد هدف قرار دادند که این برای ما قابل محاسبه نبود و محاسبه نشده بود برای نیروهای ما و دستگاه اطلاعاتی ما. این بود که نیروهای ما شروع کردند به عقبنشینی کردن.
بین ساعت سه یا سه و نیم بود که با عجله آمدم شهر که در قرارگاه آن لشکر دیگر که هست، حاضر بشوم و به آن فرماندهان و افسران تأکید کنم و سفارش کنم که از یک طرف دیگر وارد شوند.
بعضی از برادرهای دیگر نظامی آمدند که مهمات دست و پا کنند و همه آن ساعت، «بینی و بین الله» تلاش میکردند؛ یعنی من آن کسانی را که مسئولان سطح بالا هستند، نظامی یا غیرنظامی، نیافتم که تلاش نکنند.
البته در آن ساعت که من آمدم، آقای بنیصدر نبود؛ یا غذا میخورد یا نماز میخواند یا خوابیده بود. به هر حال نبود. یکی دو ساعتی لکن بعد که ما آمدیم، ایشان بوده آنجا. حدود چند ساعت هم آنجا بود و نیروهای ما وقتی منهدم شدند، ایشان آنجا بود. شاهد بود و بعداً آمده بود برای ما نقل میکرد.
علیایﱢحال، در هویزه که بچههای ما شهید شدند، من به طور قطع نفی نمیکنم، ولی من بههیچوجه از کسانی یک تعلل عمدی، سستی عمدی، خیانت، خدای نکرده، مشاهده نکردم.
چون دیروز شنیده شد که عدهای میگفتند، این کار، کار آقای بنیصدر است، نه. دربارهی آقای بنیصدر ما آنقدر اشکال و ایراد وارد و منطقی داریم که محتاج این نیستیم که با این مسئله که هیچ راه اثباتی ندارد، ایشان را متهم کنیم.
این را من گناه بنیصدر نمیدانم؛ یعنی طبق تشخیص من تا آنجا که من اطلاع دارم، گناه بنیصدر نیست.
بنیصدر اگر گناهی داشته باشد –که حتماً دارد- در جاهای دیگر است.
والسلام علیکم و رحمةالله
۳۱ خرداد ۱۳۶۰
#امام_خامنه_ای
#استقلال_ملی
#بنی_صدر
@daremtedadeenghelab