┅┄┅┄┅┄┅┄┅┄┅
مرگ خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشتیم به سراغ عمه آمد.
آنقدر زود که هنوز فسنجانِ عمه توی یخچالمان بود که آبگوشت خیراتیِ بعد از مرگش، کنارش آمد.
من نزدیک بودن مرگ را دقیقا همانجا، بین همان فسنجان و آبگوشت، به چشم خودم دیدم.
و حالا امروز، بعد از گذشت یکسال فهمیدم که فراموشی گرفتن آدمها خیلی زودتر از مرگ به سراغشان میآید.
همان آدمهایی که جان میکَنیم که به هر سازشان برقصیم تا خداینکرده خاطرشان از ما کدر نشود!
خوش بهحال عمه که برای خودش زندگی کرد!
#حالا_تااینجا_اومدی_یهفاتحهایصلواتی_چیزیبفرس
┅┄┅┄┅┄┅┄┅┄┅
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🍃🌸🍃🌸 🌸🍃 🍃 🪴| هجدهمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| بوف کور 🖋| صادق هدایت 🍃 🌸
══•✼🌸📖🌸✼•══
《در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزواء میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد.》
صادقهدایت مصداق بارز حرفیست که میگوید "با هنر میشود ارزشها را زیرکانه منتقل کرد".
هدایت ادبیات و زبان را میشناسد. برای همین است که با یک فرمِخوب مجموعهای از ولنگاری و بیدینی و پوچی را لقمه میگیرد و میجود و در دهان مخاطبش میگذارد!
و کیست که از لقمه جویده شده بدش بیاید و قورتش ندهد!
کتاب ظاهری ساده دارد ولی دارای نمادپردازی است.نمادپردازیای که قضاوتِ کتاب را سختتر میکند!
این کتاب از حالتِ رئال فاصله گرفتهاست و وارد حالتی بین خواب و بیداری و انتزاع شدهاست؛ شاید یکی از دلایلی که این کتاب را زیاد نپسندیدم همین حالت گنگی و فاصله گرفتن از واقعیت بود.
حقیقتا هرچقدر که از محتوایش شاکی هستم ولی باید بگویم که باید از زبان و فرم هدایت خیلی چیزهارا یادگرفت.
پیشنهادش میکنم؟
من فکر میکنم برای کسی که میخواهد ادبیاتِ ایران و روشنفکری را بشناسد؛ صادق هدایت یک جز لاینفک آن است که قابل چشمپوشی نیست.
اما اگر بعنوان یک کتابدوست در جهان ادبیات میخواهید دوری بزنید و تفرجی کنید، حالا میشود دیرتر هم سراغ این کتاب رفت.😅
══•✼🌸📖🌸✼•══
┅┄┅┄┅┄┅┄┅┄┅
صدایی شکستن شیشه سکوتِ خانه را شکست.
خب این چندمین ظرفی بود که یکهو در این ماه میشکست!
پس نیازی به تعجب و وایچیشد و آخ و اینها نبود.همهچیز عادی بود.
رفتم طرف آشپرخانه تا ببینم باز کدام ظرفِ بیچاره ریق رحمت را سرکشیده است. وقتی لاشه شیشهرا کف آشپزخانه دیدم، دستم را محکم بر سرم زدم و حتی اگر محمد یکهو نمیپرید وسط، توانایی آن را داشتم همانجا بنشینم و زار بزنم.
این یکی که دیگر نباید میشکست.
دست راستم شده بود توی همین مدت!
جمعش کردم و انداختمش داخل سینک تا فکری بهحالش کنم.
اینقدر ناراحت بودم که چندبار رفتم توی سینک جنازهاش را دیدم. انگار منتظر دمِ عیسایی بودم که زندهاش کند.
قوری چایساز بخاطر قلقل کردن و تکان خوردن آبِ چایساز به پایین سُریده شده بود.
_خب این یکاتفاق سادهی امروز بود و این ماجرا همینجا تمام شد؛
اما......
اما ....
همانجا، موقع دیدنش در سینک، آن صدای آشنایِقدیمی درگوشم زمزمه کرد:
قَدرُ الرجُلِ على قَدرِ هِمَّتِهِ!
ارزش مرد به اندازه همّت اوست!
و همت آنچیزیست که برایش بیقرار باشی و غمش دلت را به جلزولز بیندازد!
خب راستش هر خیری را که در این شکستن نفهمیدم؛ اینش خوب بود که فهمیدم اندازهام قدِ همان قوریِ فکَستنی چایساز است.
دیگر راحتتر میتوانم پیشبینی کنم که آن دنیا با چهکسانی(چیزهایی!) قرار است یکجا بنشینم.
حالا بیشتر از قوری برای خودم و به حال خودم غصه میخورم.....
کابینت را که میخواستم مرتب کنم قوری را به کنج کابینت سراندم.
گفتم 《این که دیگه استفادهای برامون نداره حالا حالاها؛ هلش بدم اون تهمهها که جلو دستم نباشه》.
درست فردایش بود که قوری چایساز شکست.مجبور شدم با هر سختیای که بود از ته کابینت بجورمش و بیرون بیاورمش!
درست همینجا بود که همان صدای قبلی نزدیکتر آمد در گوشم فرمود:
《عَرَفْتُ آللّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ العَزَائِمِ، وَحَلِّ آلْعُقُودِ، وَنَقْضِ آلْهِمَمِ.
خدارا بهوسیله بَرهم خوردن تصمیمها، فسخ پیمانها و نقض ارادهها شناختم.》
مخلصکلام که یک غلطنامه نوشتم و میخواهم بگویم:
خدایا ببخش اگر گاهی ما زیادی خودمان را آدم حساب میکنیم و برنامه میچینیم و بهخیال خودمان آینده نگری میکنیم!
ببخش اگه گاهی فکر میکنیم که خداییم و اگر بگیم "کن" پس باید سریع بشود "فیکون".
ببخش که اگر گاهی بین خردهریزههای زندگی نمیبینیمت مربی!
┅┄┅┄┅┄┅┄┅┄┅
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
کابینت را که میخواستم مرتب کنم قوری را به کنج کابینت سراندم. گفتم 《این که دیگه استفادهای برامون ن
📝| پینوشت:
در طول این اتفاق، مولا(ع) بالای سرم ایستاده بود و با حرفهایش دلم را میتراشید و صیقل میداد. بلکه یادگیری و تذکرِ موقعِعمل برای شاگردِ تنبلش کارساز شود.
و من میدانم یکروزی نگاهِگرم مولا(ع) نه تنها من بلکه همهی عالم را نجات میدهد!
ما خیلی روی علی(ع) و خاندانش حساب باز کردهایم.
پ.ن: دو حدیثِ متن؛ از امیرالمؤمنین(ع) است.
✿༅⊰❀⊱✵✿༅⊰❀⊱✵✿༅⊰❀⊱✵✿༅
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست!
که آشنا، سخن آشنا نگه دارد...🌿
#حافظ
✿༅⊰❀⊱✵✿༅⊰❀⊱✵✿༅⊰❀⊱✵✿༅