دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑ 🪴| ۳۹اُمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| فتحخون 🖋| شهید سیدمرتض
══•✼🌸📖🌸✼•══
" آماده باشید كه وقت رفتن است. عقل میگوید بمان و عشق میگوید برو... و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود."
فتحخون ترکیبی دلچسب از روایت تاریخی عاشورا همراه با عمیق شدن آوینی روی خطهای تاریخ است.
این کتاب را که خواندم، به حال شهید آوینی غبطه خوردم. این کلماتی که باید سالها روی آنها تفکر کرد، معلوم است از جان آوینی بر آمده و عجیب بر جان مخاطب مینشیند.
کاش آوینی بیشتر زنده میـماند و روایت عاشورا را به شب یازدهم میرساند. حیف از این کتاب که نصفه ماند.
گرچه ما منتظر روزی هستیم که آوینی برگردد و فتح آخر را در بیتالمقدس روایت کند،
و کاش کاش کاش آنروز من در کنارش باشم.
══•✼🌸📖🌸✼•══
چند روز پیش زدم زیرِ میزو گفتم بیخیال همه چی !
بیخیال نوشتن و خوندن و گوش دادن!
دلیلش بماند.
خیلی عادی توی خونه راه میرفتم و وانمود میکردم که هیچ چیزی عوض نشده و همه چیز خوبه!
کانال تلویزیونو بالا و پایین میکردم تا متوجه نشم که صدای ورق خوردن کتاب چند روزیه که توی مغزم نپیچیده..
اما نشد!
نشد که بشه با کتابها و برگه ها و مدادها و کیبورد و کلی"ها"های دیگه قهر باشم!
انگار اونها جای ویژهای رو توی اعماق وجودم گرفته بودن
انگار اونها خوب میدونستن باید چیکار کنن که سرحال بشم...
انگار دیگه نمیشه ازشون جدا شد...
و امان از اولین صدای ورق خوردن کتاب بعد از چند روز...
بعد از خطخطی:
کتابهای زیر حاصل همین دوران نقاهته،
و عجب دورهی کوتاهِ عجیبی بود....
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑ 🪴| ۴۱اُمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| مهاجر سرزمین آفتاب 🖋| حم
══•✼🌸📖🌸✼•══
این کتاب را بخوانید و بفهمید چگونه میشود یک ماجرای ناب را بد روایت کرد!
کتابش را دوست نداشتم به دو دلیل؛
۱.نگارش بد
۲.گل و بلبل نشان دادن یک زندگی!
گرچه ممکن است توی زندگیشان همهچیز هم همینقدر که گفته شد خوب بوده باشد یا سختیها را به هردلیلی نخواسته باشند بگویند.
به هرحال من با اینهمه خوب بودن اوضاع ارتباط نگرفتم! (این ممکن است بخاطر همان نوع بدِ روایت کردن باشد یا بخاطر خاطرات راوی)
══•✼🌸📖🌸✼•══
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑
🪴| ۴۲اُمین کتاب ۱۴۰۳
📖| سنگی بر گوری
🖋| جلال آلاحمد
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑ 🪴| ۴۲اُمین کتاب ۱۴۰۳ 📖| سنگی بر گوری 🖋| جلال آل
══•✼🌸📖🌸✼•══
آشفتگی جلال، حین نوشتن این کتاب را دوست دارم!
انگار در این کتاب، جلال خودِ خودِ خودِ خودش است!
بدون بازیهای فرمی.
گویی نقابش را برداشته و میگوید:
خالق نوشتههای ماندگار منم،
با همین عیبها و نقصها!
گرچه فکر نمیکنم از لحاظ دینی و اخلاقی یکسری خودافشاییهایش در این کتاب درست بوده باشد....
══•✼🌸📖🌸✼•══
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑
🪴| ۴۳اُمین کتاب ۱۴۰۳
📖| تفکر
🖋| آیتالله حائریشیرازی
๑ ๑ ๑ 🕊 🥀 🕊 ๑ ๑ ๑