eitaa logo
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
146 دنبال‌کننده
253 عکس
12 ویدیو
1 فایل
پسرِ علی(ع)؛ ما روی مرمت کردنت حساب وا کردیم! می‌گن چیزی که شما مرمتش کنی دیگه خراب نمیشه.. @apgh_50
مشاهده در ایتا
دانلود
____ ....حضرت علی(ع) بعد از کشته شدن مرحب بر یهودیان حمله کرد. آنها به قلعه فرار کردند، حضرت نزدیک در قلعه شد و حلقه آن را گرفت. در را تکان داد که در لرزید تا آنجا که گمان کردند زلزله شده است. سپس بار دیگر در قلعه را تکان داد و آن را از جا برکند و به اندازه چهل ذراع به طرف آسمان پرتاب کرد. در جواب مردی که از حضرت سؤال کرد: آیا سنگینی آن‌را احساس نمودی؟ فرمودند: به همان اندازه سنگینی که از سپر خود احساس می‌کردم.  و در پاسخ شخصی نیز فرمود«من هرگز آن در را با نیروی بشری از جای نکندم، بلکه در پرتو نیروی خداوندی و با قلبی مطمئن به روز قیامت و راضی از آن، انجام دادم». و این چنین بود که قلعه‌ای که ده‌روز لشکر اسلام را معطل کرده بود، در لحظاتی نه چندان طولانی به دست امیر مؤمنان علی(ع) گشوده شد و لشکر اسلام به پیروزی قطعی رسید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ـــــــــ حالا بین این همه نفرت و کینه‌ از نتانیاهو،‌ دلم می‌خواهد از او ویژه تشکر کنم....
دَر حالِ مَرِمَّت🏚🌱
ـــــــــ حالا بین این همه نفرت و کینه‌ از نتانیاهو،‌ دلم می‌خواهد از او ویژه تشکر کنم....
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┅┅✿❁✿❁✿❁✿┅┅┄ ﷽ ما یک خانواده بودیم. یک خانواده عزیز.بزرگ و قوی. همدیگر را دوست داشتیم؟ خیلی. ولی در مسیر زندگی، هر برادر و خواهرمان به یک طرف رفت و راهش را جدا کرد.ترَک‌های ریز خانه‌یمان دقیقا از همین‌جا شروع شد.چای‌مان از دهن افتاد و درخت خا‌نه‌یمان گرفتار پاییز شد.زیر یک سقف روز و شب را می‌گذراندیم اما نفس‌کشیدن دیگری را می‌خواستیم کتمان کنیم. این‌وسط، اسرائیل کار بزرگی کرد. کاری که ما نمی‌توانستیم به این سرعت و شدت انجامش دهیم. او آمد و ناخواسته گره خانوادگی‌مان را محکم کرد. خودش نمی‌دانست دارد جای زخم‌هایمان را بخیه می‌زند و دست‌هایمان را در هم می‌فشارد. او بدون اینکه بداند و بخواهد، به ما نشان داد می‌شود در بین هزاران اختلاف، آن نورِ تفاهم را از لایِ ترَک‌ها دید. و آنجا که نهایت تلاشش را کرد که خانه‌‌یمان را خاک کند و سنگ قبری برایش به یادگار بگذارد، ما بیدار شدیم و ایستادیم. همان روز بود که فرش‌های دستبافت‌ِ قرمز خانه را جارو کردیم. ترک‌های دیوارِ سفیدمان را تعمیر کردیم و خاکِ پرده سبزمان را تکاندیم. اولین شکوفه‌ی درختِ حیاط‌مان لب باز کرد، همان وقتی که چای‌ ایرانی‌‌مان دم‌ کشیده بود. نتانیاهو هیچوقت نمی‌فهمد با هر ضربه‌اش، فقط گره محبتِ اهالیِ این آشیانه را کورتر می‌کند. حالا من، فرزند کوچک این خانواده، بین این همه نفرت و کینه‌ از نتانیاهو،‌ دلم می‌خواهد از او ویژه تشکر کنم. او کاری کرد که ما باید زودتر از این‌ها انجامش می‌دادیم. «جـانظــری»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
°❀°🌼°❀°‌🌼°❀°🌼°❀°‌🌼°❀° °🌼°❀°°🌼°❀° °❀°°❀° 🌼 🪴|۱۰‌اُمین تا ۱۴اُمین کتاب ۰۴ 🌼 °❀°°❀° °🌼°❀°°🌼°❀° °❀°🌼°❀°‌🌼°❀°🌼°❀°‌🌼°❀°