جلوهگری واعظان
پازل استعفای دکتر ظریف با اظهارات روشنگرانه سردار سلیمانی قطعات تکمیلی اش را پیدا کرد و بنا بر توضیح سردار سلیمانی عدم حضور ظریف در «نشست بشار اسد با آیت الله خامنهای» ناشی از ناهماهنگی از جانب نهاد ریاست جمهوری بوده. ناهماهنگی که میتوان آنرا ناشی از رقابتی زیر پوستی با ظریف در نهاد ریاست جمهوری محسوب کرد
بقول حافظ شیرازی
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
با توجه به آنکه پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ انتخاب نخست ایشان برای تصدی کرسی وزارت خارجه محمود واعظی بود که برخلاف آن نهایتا دکتر ظریف عهده دار این مسئولیت شد لذا سمپاتی واعظی به ساختمان وزارت خارجه و تکدرش بابت «وزیر خارجه نشدنش» می تواند قابل فهم باشد
بر این مبنا ناهماهنگی نهاد ریاست جمهوری با تولیت «محمود واعظی» در عدم دعوت از ظریف به نشست مشترک آیتالله خامنهای با بشار اسد را می بایست محصول یک رقابت یا رشک سیاسی از جانب واعظی تلقی کرد تا بدین منوال بتواند یک بار دیگر اقبال «وزیرخارجه شدن» از طریق ادبار و تمهید دلچرکینی و استعفای ظریف را شانس آزمائی کند
شیطنتی که بکآپ کرد و هر چند به شخصیت سیاسی ظریف لطمه زد و ایشان را فردی زود رنج نشان داد که استعداد بازی خوردن از رقیبٔاش را دارد اما نتیجه ماجرا نیز بر وفق مراد واعظی نشد و نشان داد واعظی تا آن درجه جاه طلبی و شیطنت دارد تا اکنون ضمیر اشاره حضرت حافظ گردد
#داریوش_سجادی
#محمود_واعظی
#جواد_ظریف
#وزارت_خارجه
#بیت_رهبری
#آیتالله_خامنهای
#استعفای_ظریف
آزمون خنده!
آمریکائیان در ادبیات محاوره از اصطلاح «پاس کردن آزمون خنده» زمانی استفاده میکنند تا بدانوسیله بخواهند بر تضمین یک ادعا صحه بگذارند. بمعنای دیگر در فرهنگ آمریکائی یک ادعا زمانی میتواند معتبر باشد تا با اتکای بر بداهت و واقعیت مستمع را بابت هجو بودن نخنداند.
متهم کردن ایران به حمله به نفت کش ژاپنی در دریای عمان آن هم در موقعیتی که پایوران ایران میزبان نخست وزیر ژاپن بودند، از جمله دواعی است که مطابق فرهنگ آمریکائی نمیتواند آزمون خنده را پاس کند.
ماجرای کشتی «کارین ای» در ژانویه ۲۰۰۲ همچنین فانتزی ترور شاهپور بختیار در آگوست ۹۱ دو نمونه مشابه از این موارد است که مانند ماجراجوئی اخیر در دریای عمان موید ستاپ بودن بمنظور در تنگنا قرار دادن ایران بود.
در ماجرای کشتی «کارین ای» اسرائیل با توقیف کشتی مزبور در مدیترانه، محیرالعقولانه کشف محمولههای اسلحه از جانب ایران برای مبارزان فلسطینی را ادعا کرد و در موقعیتی که ایران در شهر بُن در کنار غربیها مشغول رایزنی برای کمک به تثبیت موقعیت در افغانستان بود، تل اویو از این طریق توانست واریتهای علیه ایران راه اندازی کند تا دو هفته بعد جورج بوش نیز پاس طلائی رژیم صهیونیستی را بخوبی در زمین ایران اسپک کند و ایران را در «محور شرارت» قرار دهد!
سناریوی مضحکی که بسرعت معلوم شد با مشارکت صدام و اسرائیل طراحی و رژیم بعث از طریق دپوی اسلحههای غنیمتی ایران در دوران جنگ بر روی کشتی «کارین ای» این مضحکه را پردهداری کرده بود.
ترور بختیار نیز مضحکه دیگری است که در موقعیتی که ایران خود را آماده میزبانی از «فرانسوا میتران» رئیس جمهور وقت فرانسه در تهران میکرد توسط اغیار طراحی ـ عملیاتی شد و بختیاری که در آن مقطع فاقد کمترین ارزش یا خطری برای ایران بود ناگهان در پاریس ترور شد و بدینوسیله با قرار گرفتن انگشت اشاره اتهام به ایران «میتران» سفر خود به ایران را که برای تهران بسیار حائز اهمیت بود، کنسل کرد.
در واریته حمله به نفتکش ژاپنی نیز هر چند ترامپ کوشید ادای سلف خود را (جورج بوش پسر) درآورد و ایران را مرعوب اُشتُلم خود کند اما پاسخ محکم آیت الله خامنهای به ترامپ در ملاقات با «شینزو آبه» تا آن اندازه برای ترامپ غافلگیر کننده بود تا بتواند تمرکز وی را بر هم بزند و وقتی در واکنش به پاسخ رهبر ایران برخلاف ادعاهای قبلش مبتلا به هذیان شد و گفت: ایرانیها آماده مذاکره نیستند و ما هم آماده مذاکره نیستیم «!» چنین واکنشی اثبات کرد که ترامپ قابلیت مدیریت شوندگی دارد و رهبر ایران بخوبی توانست وی را مدیریت کند.
بدین منوال تَلَوُّن ترامپ دالی است بر این مدلول که از این هُلشتاین افسارگریخته نمیتوان ترسید.
ترامپ برخلاف سلفاش (جورج بوش پسر) که تا بُن دندان فردی ایدئولوژیک بود نه مرد جنگ است و نه مرد سیاست و تنها مرد تجارت است و بقاعده سنت تجارت موظف به ترسوئی بمنظور حفظ سود و سرمایه و تجارت است.
مضحک اعرابیاند که در حاشیه خلیج فارس و در طمع نوشیدن شیر این «گاو» پستانهایش را با ولع بلعیدهاند غافل از آنکه این گاو «نر» است!
#داریوش_سجادی
#ترامپ
#آیتالله_خامنهای
#خلیج_فارس