در من دخترکـے پریشان با قلبۍ پر از درد
چشمانی پر از اشک ایستادِ ! اما خودِ من
هم هنوز قوی ایستادھام .
ناحیہیِ سمت چپِ بدنِ من پایینتر از
گردن ، زیرِ استخوانهایِ قفسھ سینه
ساختمـانـے بہ نامِ قلـب محـلِ زنـدگیِ
توست .