اینکہ دیگه عادت کنی بہ نبودن کسي که
یہ روز همهیِ لبخنده رویِ صورتت بود،
وحشتناکه.
اینکہ دیگه عادت کنی بہ نبودن کسي که
یه روز همهیِ وجودتو بهش باخته بودی،
وحشتناکه.
امشب آخرین شبي بود کہ گریه کردم، دیگه
نه داد میزنم، نه دعوا میکنم و نه گریه
میکنم، میخوام تمامِ احساساتِ بدمو داخلِ
وجودِ خودم نگہ دارم و بزارم اونا من رو
تبدیل به هیولاهایي کنه که هرکاری میتونه
از دستش بر بیاد :))) .
کاش میشد بعضي از خاطراتمون رو کہ
قبلاً با یك نفر داشتیم هی پلی کرد و باز
تجربش کرد .