بحث رفتنت نیست ، بحث این هست كِ تو
چقدر راحت تونستي منُ از خودت دور کني
یا نه . . خودت رو از من دور کردي .
این كِ چقدر راحت تونستي تو یه قدم منُ
فراموش کني و بري واقعاً تعجببرانگیزِ .
اینكِ چقدر راحت تونستي بدونِ هیچ غمي
منُ با خاطرات تنها بذاري .
تو رفتي حتی بدونِ این كِ برای یك بارم شده
برنگشتي ببینی پشتِ سرت یکي اُفتاده زمین
و داره برای نرفتنت هقهق گریہ میکنه .
من اشتباھ میکردم ؛ من فکر میکردم تو
موندن رو بلدي ، نہ اینطور نبود ؛
تو رفتن رو بلدی بودي ، تو میدونستي من
بیشتر تو زندگیم از چي بیشتر خوردم وَ
وَ دستت رو گذاشتي دقیقاً رو اون نقطه
ضعفم وَ رفتي .
تا الان حتي براي یكبارم شده تو ذهنت
اومدم ؟ این ك بگي حس میکنم یکیو
گم کردم ؟ یکي كِ حس میکنم خیلی
عاشقم بود ؟ این كِ بگي من چطور
تونستم این کارو باهاش بکنم ؟ تا حالا
گفتي ؟ بگذریم ، توان ندارم دیگِ .
یه بیت هست كِ میگه :
عاشقان کشتگانِ معشوقاند ، برنیاید
زِ کشتگان آواز :))) .
𝗹𝘂𝗺𝗶𝗻𝗼𝘂𝘀☁️.
~
ولي تو بھم نگفته بودي كِ داری برای همیشه
میري ؛ نگفته بودي این رفتنت قرار همیشگي
باشہ .
من نمیخوام قبول کنم كِ دیگه قرار نیست
برگردي ، من میخوام منتظرت بمونم .
میخوام اُمیدوار باشم به اینكِ قرار برگردي
باز پیشم .
نمیخوام این حقیقتو كِ دستامو ول کردی
وُ رفتیُ باور کنم .
تو تمومِ من بودي ؛ میدونستي اگه بري منم
تموم میشم ، ولي چرا رفتي ؟ چرا منو
تنھا گذاشتي ؟ :))) .
بیا این حال وُ روزمِ بیتو ! راضی شدی ؟
اگہ راست میگي بیا برام لالایي بخون .
از اون لالایيهایی كِ تا صد سال آینده
بیدارم نکنه .