eitaa logo
در محضر استاد بروجردي
2هزار دنبال‌کننده
11.5هزار عکس
1.3هزار ویدیو
161 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
۹۵ *ادامۀ بحث خرق حجاب* ✳️ خدای سبحان ابتدا خود را به ما نشان داد و از جمالش پرده‌برداری کرد و از ما اقرار گرفت «ألست بربکم؟» ما هم بلافاصله پاسخ مثبت دادیم و گزینۀ دیگری را انتخاب نکردیم؛ اما به محض ورود به عالم ماده چشم‌چران شدیم و دیگران و خود به چشم ما آمد و از سرشت پاک خود غافل شدیم. 🌿حال به خدای سبحان عرض می‌کنیم: *خدایا! ما را به فطرت اصلی برگردان تا دل در حضور تو قرار گیرد و نور تو را ادراک کند و حجب نورانی را خرق نماید در این صورت فقط تو به چشم این دل عاشق خواهی آمد.* 💢در واقع اگر خوبی‌های ناقص ما به چشم بیاید، خدای کامل را ندیده‌ایم و قابلیت‌های متعالی و نورانی شدن خود را نادیده گرفته‌ایم. ✨جمال یار ندارد نقاب و پرده، ولی ✨غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد ⭕️ غبار ره، همان تعلق به «من و ما»ست. ✨ *خدایا گرد و خاک و غبار اجازه نمی‌دهد تو را ببینم.* چشم دل اگر درست کار کند آن‌قدر قدرت و تشعشع دارد که فقط بتواند تو را ببیند؛ وقتی خود و دیگران را ندیدیم دیگر ضعیف و ناتوان نیستیم و قدرت عبور از همۀ موانع را داریم! 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۱/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۹۶ 🔆 *«فتَصِلَ إِلىٰ مَعدنِ العَظَمَةِ»* ✳️ وقتی حجاب‌‌ها را شکافتی به معدن عظمت می‌رسی. 💠 مهم‌ترین قسمت نماز، رکوع است. آن‌قدر رکوع مهم است که رکعت‌های نماز به رکوع تعبیر و مشخص می‌شود. ✳️ ما قرائت قرآن را جدای از نماز داریم سجدۀ جدای از نماز داریم؛ اما رکوع فقط در نماز است که قبل از آن یک سلسله از اعمال نماز را انجام می‌دهیم و بعد از آن‌ هم یک سلسلۀ دیگر از نماز را انجام می‌دهیم و رکوع در وسط و محور قرار دارد. 📘 در کتاب آداب الصلوة، امام خمینی فرمودند: رکوع آرایشگاه است که آراسته می‌شویم تا در حجلۀ وصل نماز (سجده) با خدا خلوت کنیم. ❓حال چگونه آراسته می‌شویم؟ به کدام آرایشگاه می‌رویم؟ ✳️ ما وقتی عظمت خدا را می‌بینیم در مقابل آن عظمت، رکوع می‌کنیم و خاضع می‌شویم و قامت خم می‌کنیم و ذکر «سبحان ربی العظیم و بحمده» می‌گوییم (اشاره به عظمت خدا) ✳️ حال در این فراز وقتی رشحات عظمت را می‌بینیم خضوع می‌کنیم و با این خضوع آرایش می‌شویم و زیباسازی صورت می‌گیرد و اکنون که به معدن عظمت رسیدیم به چه خضوع و تعظیمی نائل خواهیم شد؟! 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بيانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۱/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۹۷ *ادامۀ شرح «معدن عظمت»* ✳️ وقتی خداوند به ما نگاه کند چشم ِدل پر از نور می‌شود و هیج چیز غیر از کمال علی‌الاطلاق به چشم نمی‌آید تا اینکه به اصل می‌رسیم و مَحرم درگاه می‌شویم و آنجاست که فقط یکی به چشم ما می‌آید و در مقابل او تعظیم محض می‌کنیم و دیگر ذره‌ای بوی منیت به مشام نمی‌رسد. ✍حافظ می‌گوید: ✨باغ بهشت و سایۀ طوبی و قصر حور ✨با خاکِ کوی دوست برابر نمی‌کند 🔆 در روایتی پیامبر فرمودند: «وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ مَا مِنَ النَّاسِ أَحَدٌ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِعَمَلِهِ، قَالُوا: وَ لَا أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: وَ لَا أَنَا إِلَّا أَنْ یَتَغَمَّدَنِیَ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ.» 📘بحارالانوار ج۷، ص ۱۱ ✴️ (قسم به خدايي كه جانم در دست اوست هیچ‌کس با عمل خود وارد بهشت نمی‌شود. اطرافیان پرسيدند: حتی شما؟ پیامبرفرمود: بله، حتی من با عملم وارد بهشت نمی‌شوم، چون اعمال ما ارزش ارائه به خدا را ندارد مگر اینکه خدا با رحمت و فضلش ما را پوشش دهد.) ✨تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است ✨راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش ✳️ لذا در یکی از اذکار رکوع نیز می‌گوییم: «علیه توکلت» ✨خدایا! من هیچ ندارم که روی آن حساب کنم و فقط به تو اعتماد دارم و به تو توکل می‌کنم. ✳️ در هر الله اکبری به خدا می‌گوییم: ببین هیچ ندارم و دستم خالی است. در این زمان است که خدا با محبت و لطف خود می‌فرماید: حال که فقر خود را دیدی، بیا تحت خیمۀ عظمت خودم. ✍اگر امام خمینی می‌گوید: ✨در میخانه گشایید به رویم شب و روز ✨که من از مسجد و بتکده بیزار شدم 💢بتکده، حجاب ظلمانی و مسجد، حجاب نورانی است و من می‌خواهم از هر دو حجاب عبور کنم و به معدن عظمت تو برسم! 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۱/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۹۸ 🔆 *«إِلٰهِى هَبْ لى كَمالَ الانْقِطاعِ إِلَيْكَ، وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إِلَيْكَ، حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلىٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَتَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ.»* ✳️ توفیقی نصیب یکایک ما شده در ادامۀ مباحثی که در سنوات گذشته داشتیم، مجدداً در خدمت فرازی از مناجات شریف شعبانیه قرار گرفتیم. در سال گذشته این عبارت را با هم مرور کردیم که گویا به دلیل عظمتِ ماه، به دلیل قداست ماه، به عبد اجازه داده می‌شود از خدای سبحان مواهب خاصی را دریافت کند. 💎 یکی از آن مواهب «هَبْ لى كَمالَ الانْقِطاعِ إِلَيْكَ.» بود که عرض کردیم. «اَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إِلَيْكَ». به نظر بنده در محضر حضرات معصومین که قرار می‌گیریم، با لایه‌های پنهان وجودمان آشنا می‌شویم. یکی از آن لایه‌ها چشم قلب است. *از خدای سبحان درخواست می‌کنیم چشم قلبمان را نورانی کن تا چشم دل ما خدابین بشود.* ❓می‌دانید وقتی چشم، خدابین شد یعنی چه؟ یعنی این چشم، چشم قلب خودبین نیست. یعنی نعمت‌بین نیست. منعم‌بین است. یعنی هر آیه و نشانه‌ای را در عالم می‌بیند، خدا را طلب می‌کند. نه طلب! از طلب فراتر است، خدا را دیده. ❓شما می‌فرمایید این نورانیت چشم دل چقدر باشد؟ می‌فرمایند: طوری که نور چشم ما پاره کند همۀ حجب نور را. 💢یادآوری می‌کنم موانع گاهی موانعی است غیر الهی و گاه الهی. 🔻گاه مانع وصال، معصیت من است که حجاب ظلمانی است. غفلت و منیت من است که حجاب ظلمانی است. 🔻ولی در این بخش از دعا، سالک اصلاً صحبتی از این حجاب‌ها ندارد. «حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ.» سالک از حجب ظلمانی گذشته، سراغ حجب نورانی آمده است. یعنی اتفاقاً خالص‌ترین طاعت را دارد.کامل‌ترین عبادت را دارد. بهترین اخلاق را دارد؛ اما برای او مهم این است که در هیچ یک از این‌ها گرفتار نشود، در خوبی‌های خودش گرفتار نشود. در خلقیات مثبتی که خدا نصیبش کرده، در کمالاتی که خدا به او عنایت کرده، گرفتار نشود. ✳️ به‌ همین جهت از خدای سبحان در این فراز درخواست می‌کنیم به‌گونه‌ای چشم دل ما تو را ببیند که نه‌تنها از حجب ظلمانی گذر کرده باشد، بلکه از حجب نورانی هم عبور کند. یعنی هیچ چیزی غیر از تو نبیند. حتی توفیقات، کمالات، خیرات، برکاتی که تو نصیب او کردی، باعث نشود، تو را نبیند. (دیده‌ای خواهم سبب‌سوراخ‌کن.) از تمام حجب عبور کند. «حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ.» از لایۀ همۀ حجب نورانی عبور کند تا به معدن العظمه برسد. 📌ادامه دارد... 📚 «برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردي» ۱۴۰۲/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/6YhKJ3BMblp2H1qNimMe3o بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۹۹ 🔆 *«حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ.»* ❇️ از لایۀ همۀ حجب نورانی عبور کند سپس به معدن العظمه برسد. ✍ آیت‌الله جوادی می‌فرمایند: مقامات معنوی حجاب نورانی ماست. مقامات معنوی هم حجاب است. حجاب نورانی است، نه ظلمانی. 🔰ایشان یک مثال بسیار قابل ادراکی می‌زنند و می‌فرمایند: یک دانشمند گاهی اوقات نمی‌تواند از مقدمات گذر کند و به نتیجۀ امر واقف بشود. یعنی این‌قدر در نورانیت مقدمات گرفتار شده که قدرت رسیدن به نتیجه را ندارد. به قول ما طلبه‌ها ثمّ ماذا؟! من درس می‌خوانم، عمل صالح دارم، برای چه؟! جنس همه‌اش نور است اما بعدش چه؟! گاهی اوقات انسان در خودِ این حجب نورانی گرفتار می‌شود. ✳️ خیلی از ما تفسیر می‌خوانیم، آیه را کاملاً حلّاجی می‌کنیم. بررسی می‌کنیم. با نظرات مفسرین مختلف آشنا می‌شویم. اما آیه به من چه می‌گفت؟! به این بُعد قضیه ورود پیدا نمی‌کنم! در حالی که اصلاً قرائت برای چه بود؟ «إقرأ و ارق.» بخوان و بالا برو! این خیلی مهم است! ما این قابلیت را داریم. اصلاً دعا نمایشگاه قابلیت‌های ماست. علت اینکه ما با مناجات حالمان خیلی خوب است، چون به استعدادهای بالقوه‌ای که خدای سبحان درون ما قرار داده، از طریق این ادعیه واقف می‌شویم و می‌دانیم به چه بی‌نهایتی می‌توانیم برسیم که هنوز نرسیدیم. 🔆 حالا، درخواست ما این بود: «حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ» ✨یعنی خدایا، من در هیچ‌یک از مقامات معنوی‌ام گرفتار نشوم. نمی‌گویم عطا نکن. می‌گویم گرفتار نشوم. عطا کن؛ اما قدرت عبورش را هم بده. ❇️ گاهی اوقات شب نیمۀ شعبان یک حال خوش به ما دست داده، الآن چند روز گذشته، در مستی‌اش ماندیم. تخرق نداشتید. یعنی بی‌جنبه‌ام. یک خواب خوب دیدم، بی‌جنبه‌ام. یک بوی خوش استشمام کردم، بی‌جنبه‌ام! مناجات شعبانیه ما را به جنبه داشتن واقف می‌کند. این‌قدر می‌توانم جنبه داشته باشم که تمام مقامات معنوی نصیبم بشود و در نهایت هم خیلی معمولی کنار بقیه باشم. نه ادعایی، نه سر و صدایی! هیچ! هیچ! هیچ! از همۀ ان مقامات گذر کنم. «حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ.» 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۲/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/6YhKJ3BMblp2H1qNimMe3o بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۱۰۰ 🔆 *«فَتَصِلَ إِلىٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ»* ❇️ می‌خواهم به امر عجیبی اشاره کنم وقتی من و شما این قدرت را به حول و قوۀ الهی داشتیم که از مقام‌های مادی و معنوی‌مان عبور کردیم، از حجب ظلمانی و نورانی گذر کردیم، بعد از آن «فَ» فوراً وصل می‌شویم. این قلب واصل می‌شود. به کجا؟ به معدن العظمة. به عظمتِ خدای سبحان. معدن عظمت که ما وقتی یک معرفت رقیقی از عظمت خدا در پیش روی خود قرار می‌دهیم، ناخودآگاه رکوع داریم. خضوع داریم. *علامت کسی که از حجب نورانی گذشته، در مقابل عظمت حق، خاضع است.* ✨جایی که دریاست، من کیستم؟! ❇️ اشاره می‌کنند به اینکه سالک در هر مرحله‌ای که قرار دارد، هنوز هم می‌داند خیلی از حجب نورانی سر راه او هست و مانع رسیدن به معدن عظمت می‌شود. و از خدای سبحان مرتباً این درخواست را می‌کند که خدایا مرا گرفتار هیچ یک از کمالاتی که تو نصیبم کردی، نکن! چون این‌ها حاجب است. من قابلیت دارم به کمال‌آفرین برسم. نه اینکه گرفتار کمال بشوم! 🔆 سپس می‌فرماید در این وضعیت حال سالک چطور است؟ «وَتَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ» روح ما آویزان می‌شود به عز قدس حق. یک وابستگی که هیچ‌گاه از آن جدا نمی‌شود. ❇️ عرض می‌کنم تعلق به عزیز، ما را عزیز کرده. وقتی خضوع داشته باشیم، روحمان وابستۀ محض می‌شود. «بعزّ قدسک.» وقتی تعلق به عزّ قدس خدا داشتیم، این روح عزیز می‌شود. ⚡️از نگاه من *عزیز اینجا به معنای نادر الوجود است.* همتایی برایش پیدا نمی‌شود. اگر لایه‌ای حساب کنیم، اول صحبت قلب بود. «أنر ابصار قلوبنا» بعد صحبت از روح شد. یعنی به شهودی رسید که در آن صرفاً علقۀ به حق دیده می‌شود. و لا غیر. 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۲/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/6YhKJ3BMblp2H1qNimMe3o بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۱۰۱ در فراز بعدی می‌خوانیم: 🔆 *«إِلٰهِى وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ»* 💎 مناجات و نجواست. من و شما خلوتی با خدا داریم و در این خلوت فقط برای خودم طلب مي‌کنم. در مناجات شعبانیه یکی دو مورد ضمیر «نا» مطرح شده. شاید هم در آن زمان اصلاً وقتی از «ما و من» رستیم، «نا» مطرح شده است. ✳️ آنجا گفت از همۀ اسباب گذر کنم، اینجا خیلی لطیف است می‌فرماید: «وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ.» چقدر شیب تند شده. اوایل مناجات می‌گویم «و اسمع ندایی.» تو ندای من را بشنو. ا‌واخر مناجات می‌گویم تو مرا ندا کن! اول مناجات، من فاعل بودم. من ندا می‌کردم. اواخرش می‌گویم تو مرا صدا بزن! 💎 خیلی تعبیر زیبایی است! همه‌اش من بود. نمی‌گویم «إِلٰهِى وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَنی فاجابک.» می‌گویم «نادیته فاجابک». یعنی چه؟ یعنی به‌جایی می‌رسم نمی‌خواهم من مطرح بشوم. من در مقابل خدا به اسم او مطرح بشود. خیلی زیباست! نمی‌گویم خدایا مرا از کسانی قرار بده که هر وقت صدایش می‌زنی، فوراً جوابت را می‌دهد! بلکه درخواستم این است: مرا جزء افرادی قرار بده که هر وقت او را صدا می‌زنی، (نه مرا) یعنی چه؟ یعنی سِیر مناجات ما را به جایی رسانده که دیگر خود را نمی‌بینیم. ⚡️«نادیته» ضمیر متکلم وحده به ضمیر مفرد غایب تبدیل شد. این انقلاب روحانی خیلی بزرگ است! این به نظر بنده نتیجۀ همان گذر از حجب نورانی است. *وقتی از حجب نورانی می‌گذرم، دیگر من نیستم. اوست.* ❇️ لذتی که مسیر سلوک دارد این است که ما تک‌روی نداشتیم. هنر نیست! من تک باشم هنر نیست! اصلاً ارتقاء صورت نمی‌گیرد وقتی آدم تک است. همۀ برکات در جمع است. ⁉️می‌فرمایید تو که گفتی مناجات در خلوت؟! عرض می‌کنم بله، در خلوت مناجات می‌کنم؛ اما می‌دانم یک جمعی هستند، خدا این‌ها را صدا می‌زند و این‌ها جواب می‌دهند. و من از خدا می‌خواهم جزء آن جمع باشم. ❓شما می‌فرمایید چه فایده‌ای دارد؟ خب نمی‌شد بفرماید: خدایا، مرا قرار بده آن کسی که صدایش می‌زنی؟ نه، خیلی فرق دارد. وقتی ما جزء جمع باشیم، اولاً ولایت ولی بر جمع است؛ ثانیاً من هنر نکردم اگر جواب می‌دهم! همه دارند جواب می‌دهند! ✨ *خدایا مرا جزء جمعی قرار بده که یک جمع‌اند، اما این گروه ویژگی‌شان این است: گوش‌به‌فرمان.* صدای تو را دائم می‌شنوند! «نادیته» تو او را صدا می‌زنی. در مقام امتثال امر چابک و چالاک است. بی‌درنگ فرمان را اجرا می‌کند. بدون ذره‌ای تعویق و تأخیر. و *وقتی فرمان تو را امتثال و اجابت می‌کنند، در حضوراند.* نمی‌گوییم: «وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَ.» می‌گوییم «فاجابک.» باز هم نتیجۀ فراز قبلی است. سالک از همۀ حجب عبور کرده. به‌همین جهت در حضور است. هم سریع پاسخگوست. هم در میان جمعی‌ است‌ که آن‌ها هم سریع پاسخگو هستند، هم کثرت جمع، او را به خودش مشغول نمی‌کند. *جمع مانع حضور او نمی‌شود. با وجود جمع نورانی که در او قرار دارد، حق را می‌بیند.* ✍ البته، بعضی از بزرگان معتقدند این نتیجۀ کمال الانقطاع است. *من تا کمال الانقطاع ندارم، خدا صدایم می‌زند؛ اما من به‌دلیل تعلقات دیگر نمی‌شنوم. وقتی از همۀ تعلقات رها شدیم، در آن صورت تا صدا می‌زند، بنده می‌شنود. چون تعلق دیگری ندارد!* 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۲/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/6YhKJ3BMblp2H1qNimMe3o بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۱۰۲ 🔆 *«إِلٰهِى وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ.»* ❇️ هنوز سالک در عرصۀ قرب نیست. چون ندا از قریب است. برای چیزی است که فاصله دارد. در مقام قرب، ندا نیست. در مقام قرب همان نجواست. اما «وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ.» ❓آیا می‌دانید نادیته یعنی چه؟ از نگاه بنده اولِ مناجات شما خواستگار بودید. «واسمع ندایی اذا نادیتک.» اینجا می‌گویید: خدایا، تو خاطرخواه من بشو. تو مرا صدا بزن. تو از من خواستگاری کن و من هم بی معطلی بله بگویم. چون: ✨آفاق را گردیده‌ام مهر بتان بگزیده‌ام اما تو چیز دیگری. 💢 دیگر عروس رفته گل بچینه نیست. «فاجابک.» یعنی اصلاً منتظر همین بودم! *سال‌ها منتظر همین بودم که یک بار تو صدایم بزنی. تو خاطرخواه من بشوی. من مجذوب بشوم. تو جاذب من بشوی.* والله قابلیتش را داریم. اگر قابلیتش را نداشتیم، به ما اجازه نمی‌دادند وارد این مناجات بشویم. ❇️ یک پرانتز باز می‌کنم: ابراهیم گوسفندهایش را به صحرا می‌برد شنید «سبوح قدوس رب الملائکة و الروح» گفت: این چه بود؟ گفتند اگر می‌خواهی بشنوی باید گوسفند قربانی کنی. حدود سیصد گوسفند قربانی کرد تا بشنود. تازه مخاطب خاص نداشت! حالا اگر مخاطب خاص باشد، یعنی: ✨چه مستی است ندانم که رو به ما آورد ✨که بد ساقی و این باده از کجا آورد ⁉️چه کسی مرا صدا می‌زند؟! اول نفر عالم وجود، دارد مرا صدا می‌زند؟! دقت کنید منی که دیگر منیتش نمانده، منی که تبدیل شد به او. 🔆 «إِلٰهِى وَاجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ،» خیلی زیباست! قناعت در معرفت شاید به نوعی سفاهت باشد. *چرا به این بسنده کنیم که خدایا فقط صدایم بزن؟! نه! صدایم بزن و نگاه کن. «وَلاحَظْتَهُ»* مرا جزء کسانی قرار بده که یک توجه خاص به آن‌ها می‌کنی. یک لحظه: ✨برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر ✨وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد! ❓خدایا، مرا قرار بده. جزء چه کسانی؟ «ممن لاحَظْتَهُ» جزء افرادی که نگاهشان کردی. بعد چه می‌شود؟ بی‌هوش می‌شوی. 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۲/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/6YhKJ3BMblp2H1qNimMe3o بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۱۰۳ 🔆 *«وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* ✨خدایا تو نگاهشان کردی. در مقابل جلال تو بیهوش شدند. نه بیهوش! اشتباه است. مدهوش شدند، حیران‌اند. یک نگاه کردی، نه من را، او را. خیلی زیباست! چون دیگر قرار نیست از من چیزی مانده باشد. تو او را نگاه کردی. همان کسی که کمال الانقطاع نصیبش شده است.*«فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* ❇️ خیلی جالب است! *پذیرایی اولیه با جمال است. پذیرایی بعدی با جلال است.* اول نازتان را می‌کشند و می‌برند. در آخر دیگر تو نباید بمانی. همه‌اش اوست و رسیدن به این مقام با جلال است، نه با جمال! ♦️«لاحَظْتَهُ» تو یک نگاهش کردی. مدهوش شد! حیران شد! میان این همه بنده به من نگاه کردی! ✨من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم ✨لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم ✍آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمایند: خدا وقتی با اسم جمال به انسان نگاه می‌کند، انسان را مشهور می‌کند. ولی وقتی با اسم جلال به انسان نگاه می‌کند انسان را مقهور می‌کند. «و هو القاهر فوق عباده» (انعام/۱۸) *هیچ چیز نمی‌ماند که بدرخشد! اصلاً نمی‌ماند!* ❇️ خیلی نکتۀ قابل توجهی است! نمی‌گویم و «اجلعنی ممن لاحظتنی» نمی‌گویم مرا جزء کسانی قرار بده که گاه و بی گاه نگاهی به آن‌ها می‌کنی، نه، «لاحظته» نه من، او! *حتی دیگر قرار نیست من به عنوان من مطرح بشوم. من شد او.* *«فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* می‌فرمایند: مرگ ارادی نصیبش شده. مرگ ارادی چیست؟ می‌گویم من هیچ چیز نیستم. هرچه او برایم بخواهد، می‌خواهم. دیگر خودم برای خودم چیزی نمی‌خواهم. ✨هرچه آن خسرو کند شیرین بود. 💢ارادۀ فنا و بقای بعد از فنا را کرده است. تا این مرگ نصیبمان نشود، زنده نمی‌شویم. «موتوا قبل ان تموتوا.» قبل از اینکه با آن موتوا غیر ارادی بمیرید، با این موت ارادی بمیرید. ⚡️«فَصَعِقَ.» صاعقه وقتی می‌آید، می‌سوزاند. هیچ چیز از منیّت باقی نمی‌ماند. هرچه غیر خداست می‌سوزاند. فقط انگار خودی را نگه می‌دارد. سپس چه اتفاقی می‌افتد؟ خدایا وقتی صدایم زدی و آن منی که صدایش زدی جوابت را داد و به او نگاه کردی و او مدهوش شد، حیران شد، همۀ وجود غیر الهی‌اش سوخت و نابود شد، چون صاعقه آمده! یک نمونه‌اش در کوه طور است وقتی خدا به کوه جلوه‌گری کرد «...فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً...» (۱۴۳/اعراف) اتفاق افتاد. به قول ما جبل منیت متلاشی و موسی مدهوش شد! ✳️ دیگر من کاره‌ای نیستم. تو با او نجوا می‌کنی! دو اتفاق می‌افتد. وقتی خدا من و شما را صدا بزند، وقتی خدا به من و شما نگاه کند، دو اتفاق می‌افتد: ۱. «ناجَيْتَهُ سِرّاً.» توی خدا نجوا می‌کنی با او؛ اما پنهانی. با همان منی که او شد. این‌قدر خودی است که خدا خیلی حرف نگفته برایش دارد. «ناجَيْتَهُ سِرّاً.» خدا در سرّ او نجوا می‌کند. ❓اثر آن نجوا چیست؟ ۲. «وَعَمِلَ لَكَ جَهْراً.» او هم خالصانه برای تو کار می‌کند. آدم‌ها ببینند، نبینند، ابداً برایش مهم نیست! فقط برای تو کار می‌کند. با آن نجواهایی که تو با او داشتی، این‌قدر کوک و شارژش کردی که خیلی خوب کار می‌کند. هم کیفیت کارش هم کمیت کارش، خیلی حرف عجیبی است! اساساً تا این ساعت *کدام یک از ما وقتی هر روز مناجات شعبانیه خواندیم، گفتیم خدایا صاعقه بیاور منِ من را بگیر؟! آن من را بسوزان. نابودش کن!* 💢 تمام مشکلات زندگی مادی و معنوی برای آن، من است. این من آمده به بازار که این همه مانع سر راه ما ایجاد کرده. و من هر روز می‌گویم یک نگاه کن و این منیّت را بسوزان. هیچ چیز از آن باقی نماند. بعد از آن «ناجَيْتَهُ سِرّاً.» تو در خلوت با او نجوا کن. ✍ می‌گویند انگار *نجوای پنهانی خدا، موتور محرک ماست.* ما وقتی خوب می‌توانیم کار کنیم که خدا چیزی در گوشمان می‌گوید. این «ناجَيْتَهُ سِرّاً» یک حرف‌هایی است که در هیچ کتابی گفته نشده. ✨در مثنوی مولوی می‌گوید: آن خواطر ربانی وقتی بر دل عارف می‌افتد، بقیه می‌گویند مگر می‌شود؟! عارف هم می‌گوید این وحی دل است، به دلم افتاد! در حالی که خدا با او حرف زده! خدا پچ‌پچ می‌کند. *ولی فقط صحبت سر این است که حق نداری آن را به کسی بگویی. من در گوشت گفتم. تو حق نداری برملا کنی. نجوا فقط با تو بوده است.* 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۲/۱۲/۹ ۱۰۳ 🔆 *«وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* ✨خدایا تو نگاهشان کردی. در مقابل جلال تو بیهوش شدند. نه بیهوش! اشتباه است. مدهوش شدند، حیران‌اند. یک نگاه کردی، نه من را، او را. خیلی زیباست! چون دیگر قرار نیست از من چیزی مانده باشد. تو او را نگاه کردی. همان کسی که کمال الانقطاع نصیبش شده است.*«فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* ❇️ خیلی جالب است! *پذیرایی اولیه با جمال است. پذیرایی بعدی با جلال است.* اول نازتان را می‌کشند و می‌برند. در آخر دیگر تو نباید بمانی. همه‌اش اوست و رسیدن به
۱۰۳ 🔆 *«وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* ✨خدایا تو نگاهشان کردی. در مقابل جلال تو بیهوش شدند. نه بیهوش! اشتباه است. مدهوش شدند، حیران‌اند. یک نگاه کردی، نه من را، او را. خیلی زیباست! چون دیگر قرار نیست از من چیزی مانده باشد. تو او را نگاه کردی. همان کسی که کمال الانقطاع نصیبش شده است.*«فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* ❇️ خیلی جالب است! *پذیرایی اولیه با جمال است. پذیرایی بعدی با جلال است.* اول نازتان را می‌کشند و می‌برند. در آخر دیگر تو نباید بمانی. همه‌اش اوست و رسیدن به این مقام با جلال است، نه با جمال! ♦️«لاحَظْتَهُ» تو یک نگاهش کردی. مدهوش شد! حیران شد! میان این همه بنده به من نگاه کردی! ✨من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم ✨لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم ✍آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمایند: خدا وقتی با اسم جمال به انسان نگاه می‌کند، انسان را مشهور می‌کند. ولی وقتی با اسم جلال به انسان نگاه می‌کند انسان را مقهور می‌کند. «و هو القاهر فوق عباده» (انعام/۱۸) *هیچ چیز نمی‌ماند که بدرخشد! اصلاً نمی‌ماند!* ❇️ خیلی نکتۀ قابل توجهی است! نمی‌گویم و «اجلعنی ممن لاحظتنی» نمی‌گویم مرا جزء کسانی قرار بده که گاه و بی گاه نگاهی به آن‌ها می‌کنی، نه، «لاحظته» نه من، او! *حتی دیگر قرار نیست من به عنوان من مطرح بشوم. من شد او.* *«فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* می‌فرمایند: مرگ ارادی نصیبش شده. مرگ ارادی چیست؟ می‌گویم من هیچ چیز نیستم. هرچه او برایم بخواهد، می‌خواهم. دیگر خودم برای خودم چیزی نمی‌خواهم. ✨هرچه آن خسرو کند شیرین بود. 💢ارادۀ فنا و بقای بعد از فنا را کرده است. تا این مرگ نصیبمان نشود، زنده نمی‌شویم. «موتوا قبل ان تموتوا.» قبل از اینکه با آن موتوا غیر ارادی بمیرید، با این موت ارادی بمیرید. ⚡️«فَصَعِقَ.» صاعقه وقتی می‌آید، می‌سوزاند. هیچ چیز از منیّت باقی نمی‌ماند. هرچه غیر خداست می‌سوزاند. فقط انگار خودی را نگه می‌دارد. سپس چه اتفاقی می‌افتد؟ خدایا وقتی صدایم زدی و آن منی که صدایش زدی جوابت را داد و به او نگاه کردی و او مدهوش شد، حیران شد، همۀ وجود غیر الهی‌اش سوخت و نابود شد، چون صاعقه آمده! یک نمونه‌اش در کوه طور است وقتی خدا به کوه جلوه‌گری کرد «...فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً...» (۱۴۳/اعراف) اتفاق افتاد. به قول ما جبل منیت متلاشی و موسی مدهوش شد! ✳️ دیگر من کاره‌ای نیستم. تو با او نجوا می‌کنی! دو اتفاق می‌افتد. وقتی خدا من و شما را صدا بزند، وقتی خدا به من و شما نگاه کند، دو اتفاق می‌افتد: ۱. «ناجَيْتَهُ سِرّاً.» توی خدا نجوا می‌کنی با او؛ اما پنهانی. با همان منی که او شد. این‌قدر خودی است که خدا خیلی حرف نگفته برایش دارد. «ناجَيْتَهُ سِرّاً.» خدا در سرّ او نجوا می‌کند. ❓اثر آن نجوا چیست؟ ۲. «وَعَمِلَ لَكَ جَهْراً.» او هم خالصانه برای تو کار می‌کند. آدم‌ها ببینند، نبینند، ابداً برایش مهم نیست! فقط برای تو کار می‌کند. با آن نجواهایی که تو با او داشتی، این‌قدر کوک و شارژش کردی که خیلی خوب کار می‌کند. هم کیفیت کارش هم کمیت کارش، خیلی حرف عجیبی است! اساساً تا این ساعت *کدام یک از ما وقتی هر روز مناجات شعبانیه خواندیم، گفتیم خدایا صاعقه بیاور منِ من را بگیر؟! آن من را بسوزان. نابودش کن!* 💢 تمام مشکلات زندگی مادی و معنوی برای آن، من است. این من آمده به بازار که این همه مانع سر راه ما ایجاد کرده. و من هر روز می‌گویم یک نگاه کن و این منیّت را بسوزان. هیچ چیز از آن باقی نماند. بعد از آن «ناجَيْتَهُ سِرّاً.» تو در خلوت با او نجوا کن. ✍ می‌گویند انگار *نجوای پنهانی خدا، موتور محرک ماست.* ما وقتی خوب می‌توانیم کار کنیم که خدا چیزی در گوشمان می‌گوید. این «ناجَيْتَهُ سِرّاً» یک حرف‌هایی است که در هیچ کتابی گفته نشده. ✨در مثنوی مولوی می‌گوید: آن خواطر ربانی وقتی بر دل عارف می‌افتد، بقیه می‌گویند مگر می‌شود؟! عارف هم می‌گوید این وحی دل است، به دلم افتاد! در حالی که خدا با او حرف زده! خدا پچ‌پچ می‌کند. *ولی فقط صحبت سر این است که حق نداری آن را به کسی بگویی. من در گوشت گفتم. تو حق نداری برملا کنی. نجوا فقط با تو بوده است.* 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۲/۱۲/۹ ۱۰۳ 🔆 *«وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* ✨خدایا تو نگاهشان کردی. در مقابل جلال تو بیهوش شدند. نه بیهوش! اشتباه است. مدهوش شدند، حیران‌اند. یک نگاه کردی، نه من را، او را. خیلی زیباست! چون دیگر قرار نیست از من چیزی مانده باشد. تو او را نگاه کردی. همان کسی که کمال الانقطاع نصیبش شده است.*«فَصَعِقَ لِجَلالِكَ»* ❇️ خیلی جالب است! *پذیرایی اولیه با جمال است. پذیرایی بعدی با جلال است.* اول نازتان را می‌کشند و می‌برند. در آخر دیگر تو نباید بمانی. همه‌اش اوست و رسیدن به
۱۰۴ 🔆 *«عَمِلَ لَكَ جَهْراً»* 💠 مناجات سرّی است اما عمل آشکار. پروایی از کسی ندارد. یکی را می‌بیند و برای او کار می‌کند. *اشاره می‌کند اگر به این مرحله برسیم، خطورات و وساوس نفسانی در وجود ما نیست.* خواطر ربانی و رحمانی در ما دیده می‌شود. خداست که با او حرف می زند. دیگر کسی نیست که با او حرف بزند! 📘 در نهج البلاغه مفصل ذکر کردند که ما اعدایی داریم. و گاهی اوقات اعداء ما این‌قدر به ما نزدیک است که در سینۀ ما تخم گذاری می‌کند و نمی فهمیم! اما این قسمت از دعا دقیقاً عکس آن حالت است. این‌ها همه‌اش نتیجۀ کمال الانقطاع است البته اگر محقق شود. ❇️ *من حرف کس دیگری را گوش نمی‌دهم! به‌همین جهت خدا با من نجوا می‌کند.* چون من گوشم را به نفسم نسپردم. به شیطان نسپردم. تخلیه شد. سپس تحلیه می‌شود. 🔶 این جمله خیلی جالب است: «إِلٰهِى لَمْ أُسَلِّطْ عَلىٰ حُسْنِ ظَنِّى قُنُوطَ الْأَياسِ، وَلَا انْقَطَعَ رَجائِى مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ» گویا یکی می‌آید به ما می‌گوید این لقمه‌ها گلوگیر است! در حد تو نیست! برای مقامات والای معرفتی است! به ما یاد دادند بگوییم خدایا من هیچ وقت یأس را بر خود حاکم نمی‌کنم. من حسن ظن به تو دارم. برای رسیدن به این مقامات خوش‌بین هستم. نمی‌گویم مگر می‌شود؟! می‌گویم آن خدایی که من می‌شناسم، عالم امر در اختیارش است. «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (یس/۸۲) خدا را چه دیدی؟! چرا انصراف بدهم؟! چرا بگویم این‌ها مقامات متعالی‌ست و مربوط به من نمی‌شود؟ نه اتفاقاً چند نکتۀ ناب نصیبمان می‌شود: 🔸1. حسن ظن به خدا داریم. نمی‌شود بنده بندگی کند با سوء ظن. 🔸2. بعضی از افراد بر حسن ظن ما یأس را حاکم می‌کنند. بعضی از افراد اجازه تسلط یأس بر حسن ظن را نمی‌دهند. در مناجات شعبانیه ما دائم اظهار می‌کنیم. هیچ‌وقت مسلط نکردم (فعل گذشته است) هیچ وقت یأس را مسلط نکردم بر خوش‌بینی که نسبت به تو دارم. یعنی اتفاقاً: ✨زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید. ❇️ *یعنی هرچه مقامات را می‌خواهم، فضل تو را می‌بینم که با فضل تو رسیدن به همۀ این مقامات شدنی است. امکان‌پذیر است.* 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بيانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۲/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/6YhKJ3BMblp2H1qNimMe3o بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد
۱۰۵ 🔆 *«لَمْ أُسَلِّطْ عَلىٰ حُسْنِ ظَنِّى قُنُوطَ الْأَياسِ، وَلَا انْقَطَعَ رَجائِى مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ»* ⚡️«لا انقطع» انقطاع باب انفعال است. یک معنا دارد آن هم اثرپذیری. یعنی خیلی اسباب مختلفی به سراغ من می‌آید و می‌خواهد مرا ناامید کند. اما من ناامید شدن را قبول نمی‌کنم. ❇️ «لا انقطع رجایی من جمیل کرمک.» خیلی قابل توجه است. نمی‌گوییم «من کرمک»! می گوییم «من جمیل کرمک» یعنی یک کرمی از تو برای من هست که زیباست، قابل پنهان‌شدن نیست! 💢 *یک مطلب این است که هرچقدر من و شما ارتباط پنهان‌مان با خدا قوی‌تر باشد، قدرت‌مان بیشتر است و این اقتدار وقتی نشان داده می‌شود که اجازه نمی‌دهم یأس بر من حاکم بشود.*چون یأس جزء سپاه ابلیس است.* شیطان می‌خواهد تا همین جای مناجات ردّ پایش دیده شود. می‌خواهد ما را از دریافت این رحمات عجیب منصرف کند؛ اما می‌گویم «لم اسلط.» اجازۀ سلطه را نمی‌دهم. *یعنی قدرت نجوا مانع سلطۀ شیطان است.* ❇️ *یکی از ویژگی‌های مناجات‌کننده امیدواری محض است.* هرگز خود را از رحمت خدای سبحان ناامید نمی‌بیند. «لَمْ أُسَلِّطْ عَلىٰ حُسْنِ ظَنِّى قُنُوطَ الْأَياسِ، وَلَا انْقَطَعَ رَجائِى مِنْ جَمِيلِ كَرَمِك.» متمم همین عرض اخیرم این است: «إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيلَ فِى حَيَاتِى.» چطور مأیوس بشوم که بعد از مردن به من توجه نداشته باشی در حالی که در دنیا به من فقط نگاه زیبا داشتی؟! 📌ادامه دارد... 📚«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی» ۱۴۰۲/۱۲/۹ كانال در محضر استاد بروجردي را در پيام رسانهاي زير دنبال كنيد واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/6YhKJ3BMblp2H1qNimMe3o بله👇 https://ble.ir/Boroojerdi ایتا👇 https://eitaa.com/darmahzareostadbroujerdi تلگرام👇 https://t.me/darmahzar سایت موسسه👇 emamraoof.com ارسال پیامها کمافی السابق در۱۰ گروه واتساب نیز ادامه دارد