.
وقتهایی در اوج دویدنها و جان کندن برای دو روز دنیا، اتفاقی ترک میاندازد به دیوار سست آرزوها، آرزوهای آجر به آجر چیده و بیانتها.
مرگ تا لمس نفسها نزدیک میشود که بفهمم تا ابد نیستم در این دارفانی.
ممنون میشم برای دوستی تازه سفر کرده فاتحهای قرائت کنید
https://iporse.ir/6228875
👦🏻📔
_تمووم... قصهی ما به سر رسید کلاغه به خونش؟؟
+نَسیرید (نرسید)
این دیالوگ بعد از n دفعه خواندنِ همراه با توضیحاتِ خیلی خیلی اضافه یعنی واقعا تمام.
#دهنی_که_کف_کرد
#خواهر_کوچکش_و_غوره_اینا
#چرا_اسباب_بازی_هاشو_نخیریده
#چرا_چچای_آگا_پسره_بازه
#چرا_خوابیده
#چرا_گاشُگِشو_نزد_تو_بستنی
#درست_بخون_مامان
#اِتیشبابا_گوفتی
#اِتیشبابا_یا_اشتباه
@daroniyat
.
نشستهام وسط گل قالی،فکر میکنم به روزی در آینده...
به بچههایی که میروند سراغ مرجع همیشگیشان تا جواب یکی از انبوهِ سوال های مغزشان را پیدا کنند:
_مامان چرا این اسمو روی من گذاشتین؟
بعد از خالِ غمِ قلب مادر کلمه بجوشد و از کلمه قصه و با خاطرات برگردد به این روزها و روایتی از غیرت بگوید برای پسرکی که اسمش آرمان، روح الله یا حمیدرضاست.
نام تو هشتگ نمیشود، مینشیند در شناسنامهی بچههایمان.
#حمیدرضا_الداغی 🌷
#آرمان_علیوردی 🌷
#روحالله_عجمیان 🌷
#علیرضا_شهرکی 🌷
#حسین_زینالزاده 🌷
#دانیال_رضازاده 🌷
#شهید... 🌷🌷🌷
@daroniyat