.🌙 ⃟🧊"
علی دل و رودهی جارو برقی را ریخته وسط آشپزخانه،حسنا هم پایم را بغل گرفته.
گلویم خشک شده،اگر قدم بردارم حسنا میخورد زمین
دستم را تا جایی که میشود دراز میکنم سمت لیوان آبِ نیم خورده روی کابینت و یک نفس میروم بالا.
یک چشمش را میبندد،لولهی جارو را میگیرد جلوی چشم دیگرش و لبها را تکان میدهد:
_مامان بگو یاحسین
#چشم
#تشنگی
#مادری
@daroniyat
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.🌙 ⃟🍃"
به نماز صبح و شبت سلام
و به نور در نَسبت سلام
و به خال کنج لبت سلام
که نشسته با چه ملاحتی...
#امام_من
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
@daroniyat
.🌙 ⃟🪴"
اگر میشد تغییری در اسم دوره ایجاد کنم،به جای نویسندگی مینوشتم زندگی...
این دوره اگر درست مصرف شود، رهایتان میکند از پیلهی عادت و بال خلاقیت مینشاند روی شانههایتان...
اینکه نقش و نگارِ بال چقدر باشد بستگی به خودتان دارد.
بعد این دوره دیگر نیمرو پختن،چای دم کردن و حتی نفس کشیدنتان هم مثل سابق نیست .
ممکن است با یک دانهی برنج سفر کنید تا شالیزارهای شمال و با تکهای نان سر از مزارع گندم در بیاورید.
این زندگیِ خلاق را پیشنهاد میکنم به آدمهایی که دنبال عمق و ریشهاند.
🪐https://b2n.ir/r32646
@daroniyat
.🌙 ⃟😶🌫"
طلای سرخ؟
عطر بهشت؟
رنگ قرمز نارنجیش؟
دوستش داری؟؟
توی همهی غذاهات میزنی؟
عاشقشی؟؟
عیبی نداره،حالا تمام سینک و مخلفاتش پر شده از عطر و رنگ این عشق🥲😱
یکنفر اینجا احساس کرده زعفرون ساب مامانش با همه محتویات نابش نیاز به شستن داره
#سه_نفس_عمیق_و_بعد_جیغ_ممتد
#دمپایی_من_کوو
@daroniyat