🔻 سرش نیاز به چندتا بخیه کوچک داشت و منتظر بودیم تا پرستاران و دکتره های محترمه جهت بخیه زدن سرش تشریف بیاورند.
مدام با او صحبت میکردم که نترسد و آرام باشد.سید جان لامپ های بالا سرت رو بشمار ، سید جان روی در چینوشته؟؟
اِتاق نه اُتاق همینکه اینو گفت درب اتاق باز شد و سه تا خانم وارد شدن
وسایل رو چیدن و آمپول بی حسی رو به محل زخم زدن و یه پارچه ای روی صورتش انداختند تا محل زخمش رو بخیه کنند.
منم دستش را گرفتم و فشار میدادم که آرام باشد
به شوخی و برای حواس پرتی اش پرسیدم جواب مادرت را چه میخواهی بدهی؟
جوابی نداد
دیدم حالم دارد بد میشود دستش را ول کردم و عقب عقب رفتم و نشستم.
دیدم دستش بین هوا زمین ماند . ترسیدم . بلند شدم صدایش زدم . جوابی نداد دیدم یه حالی دارد نفس میکشد از ترس وسط بخیه زدن پارچه را بلند کردم دیدم دارد چیزی میخواند . سرم را نزدیک تر بردم صدایش را شنیدم : قل هو الله احد ......... و مدام این سوره را میخواند
از اول بخیه زدن تا اتمام آن مدام قل هو الله رو میخواند
اشک در چمشانم حلقه زد و برایم درس بزرگی بود و یاد این آیه افتادم
🌸 #الا_بذکر_الله_تطمئن_القلوب
دیدم دکتر و پرستار ها هم مات و مبهوت به این بزرگ مرد کوچک ما نگاه میکردند و من چه لذت بردم از این تربیت و پاک بودنش.
وچه خوب است مثل سید کوچک داستانمان در این بحبوحه شیوع ویروس #کرونا و التهاب و استرس جامعه یاد خدا را فراموش نکنیم.
#ادبستان_بهشت_پسرانه
#مجتمع_آموزشی_تربیتی_بهشت
#کرونا
#ویروس_کرونا
#کرونا_را_شکست_میدهیم
➖➖➖➖➖
🏳️ هیئت انصار ولایت دارالعباده یزد
🆔 @darozzekr_com
🌐 [ www.darozzekr.com ]