eitaa logo
دلهای دریایی
47 دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
7.2هزار ویدیو
446 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
برگی از تاریخ قسمت دوم: «آتش در کشتی» در قسمت اول خواندیم که واسکودوگاما با و بدمستی احمدبن ماجد راه رسیدن به هند را یافت و آغازی بر بود اما ادامه داستان...... دو سال بعـد ، واسکو دوگاما دوباره راهی شـد . گاما هنگامی که به کالیکوت نزدیک می شد ، با یک کشتی پر از مسلمان که از مکـه بـه هنـد برمی گشتند ، رودررو شد . کشتی حامـل3800 مسـافـر مـرد و زن و بچه بود . گاما دستور داد کشتی را در وسط دریا متوقف کنند و از مسافران دوازده هزار دوکا ( واحـد پـول پرتغال ) بگیرند . پرتغالی ها سپس کالاهایی را که حدود ده هزار دوکا ارزش داشت از مسلمانان گرفتند و بعد همه آنها را با کشتی شـان زدند . گاما با این اقدام پیغامی ترسناک برای شاهزاده کالیکوت فرستاد تا در مذاکرات بعدی موفق تر باشد . هنگامی که گاما به کالیکوت رسید ، شاهزاده گروهی را برای مذاکره با او اعزام کرد . گاما پاسخ داد که قبل از هر اقدامی باید از شهر شوند. او هنوز خاطره تجار عرب را که مردم را به نخریدن اجناس پرتغالی ها تشویق می کردند ، در ذهن داشت . شاهزاده زیر بار نرفت . گاما هم شهـر را با توپ هـای کشتی هایش زیر گرفت. از سویی ، ورود تمام کشتی های بازرگانی به بندر را ممنوع کرد. گاما سپس راهی کوشن شد. راجه کوشن ، که پیش از این در رقابت با شاهزاده کالیکوت همکاری گسترده ای با پرتغالی ها داشت ، با ورود آنها دچار وحشت شد. گاما از او خواست به او حق داده شود که هر قدر ادویه که می خواهد ، با هر قیمتی که خود تعیین میکند ، بخرد ؛ همچنین راجه با احداث قلعه پرتغالی ها و نمایندگی تجاری آنها در کوشن موافقت کند ! از سوی دیگر ، شاهزاده کالیکوت با یک ناوگان قوی راهی کوشن شده بود . راجه کوشن ، که این امتیازهای سنگین را به پرتغالیها داده بود و به دوستی آنها می نازید ، از آنها تقاضای کمک کرد ؛ اما واسکودوگاما عقب نشینی را عاقلانه تر تشخیص داد و راجه کوشن را به حال خودش واگذاشت و با محموله گران بهایی از ادویه به سوی پرتغال بازگشت. 📚سرگذشت استعمار جلد اول، صفحه 33 ┏━━ °•🖌•°━━┓ @darya88888 ┗━━ °•🖌•°━━┛
برگی از تاریخ قسمت سوم "مردم مهربان مقاومت نمی کنند" در دو قسمت گذشته خواندیم که چطور پرتغالی ها با واسکودوگاما به هند راه یافتند بعد از پرتغالی ها ، اسپانیایی ها هم خواستند به این ماجراجویی ملحق شوند که مردی ایتالیایی به نام کریستف کلمب این کار را انجام داد اما ادامه داستان..... کلمب دوباره به سمت غرب به راه افتاد . او باید به هندوستان می رسید و این جزایر فقط ایستگاه هایی بین راهی بودند . آن طور که کلمب در خاطرات مارکوپولو خوانده بود ، از هند می توانست به ژاپن برسد و جزیره ثروتمنـد جیپانگو را فتح کند . کشتی های او تقریبا روزی دویست کیلومتر را در دریا طی می کردند . اکنون بار دیگرترس در چهره ملوانان پیدا شد هیچ خبری خشکی نبود . سرانجام ، گروهی از آنان سر به شورش برداشت « ما باید به اسپانیا بازگردیم.» کلمب به ملوانانش قول داد که اگر تا سه روز دیگر به ساحلی نرسند ، مسیر بازگشت را پیش می گیرد اما دو روز بعد ، چیزهایی روی آب پدیدار شد. شاخه ای سبز با گل سرخی کوچک و یک تخته چوبی ساخته و پرداخته شده. این یعنی انسان هایی در همین نزدیکی بودند. سرانجام در نخستین دقایق طلوع خورشید ، فریاد دیده بان کشتی بلند شد : « خشکی..... خشکی .....» او ساحل ریگزار درخشانی را از دور دیده بود. کلمب در ساحل زانو زد و در حالی که اشک می ریخت زمین را بوسید. او تصور می کرد به هند رسیده است و این ساحل را « سان سالوادور » نامید. جایی که امروز پایتخت کشور السالوادور در آمریکای مرکزی است. کلمب منشی خود و همچنین بازرس دربار را صدا زد و در برابر آن ها خود را از طرف پادشاهان کاتولیک اسپانیا مالک این سرزمین خواند . آن ها نیز او را نایب السلطنه و نماینده دربار در هندوستان خواندند. بومی ها از مراســــم و فـریادهای این سه نفر چیری نمی فهمیدند . چشمان آن ها دنبال مهره های شیشه ای و کلاه بره های سرخی بود که کلمب در میانشان تقسیم کرده بود . پس از آن ، شیره قند در میان بومی ها تقسیم شد . آن ها با لذتي فوق العاده از شیره قند می خوردند ؛ چون هنوز با گیاه نی شکر که سالها بعد فاتحان به این سرزمین آوردند ، آشنا نشده بودند . کلمب در یادداشت هایش نوشته است : « با توجه به و 3مهربانی ساکنان این جزایر ، به می توان آنها را کرد . » 📚سرگذشت استعمار جلد اول، صفحه 51 ┏━━ °•🖌•°━━┓ @darya88888 ┗━━ °•🖌•°━━┛
✍️نامه دردناک شهید رستمعلی آقا باباپور در هشتمین روز کمین، گلوله تک تیرانداز نشست وسط دو اَبروی رستمعلی و پیشانیش را شکافت. صدای یا زهرایش بلند شد و مغزش پاشید روی تنم و کیسه های کمین، با پشت سر آرام نشست روی زمین، سریع عکس گرفتم، به سه ثانیه نکشید که شهید شد. ناگهان از توی کانال یک نفر داد زد که رستمعلی نامه داری فرمانده نامه را گرفت و باز کرد، از طرف همسرش بود ، نوشته بود : رستمعلی جان، امروز پدر شدی، وای ببخشید من هول شدم، سلام عزیزم، نمیدونی چقدر قشنگه، بابا ابوالقاسم اسم پسرت رو گذاشته مهدی، عین خودته، کشیده و سبزه، کی میای عزیزم ؟ از جهاد اومده بودن دنبالت، می خوان اخراجت کنن، خندم گرفته بود.‏ مگه بهشون نگفتی که جبهه ای ؟ گفتن بخاطر غیبت اخراج شدی، مهم نیست، وقتی آمدی دوباره سر زمین ، کار می کنی، این یه ذره حقوق کفاف زندگیمون نمیده، همون بهتر که اخراجت کنن. عزیزم زود برگرد، دلم واست تنگ شده..🕊🕊🕊💔🥀🥀🥀 قرآن کریم «گمان نکنید شهدا مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی میخورند» ♡شادی روح♡ ♡تمام شهدا♡ ♡ صلوات♡ ┏━━ °•🖌•°━━┓ @darya88888 ┗━━ °•🖌•°━━┛
8.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظر به قرآن نظر به امام زمان (عج) است... آیت الله بهجت رضوان‌الله تعالی علیه ┏━━ °•🖌•°━━┓ @darya88888 ┗━━ °•🖌•°━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5794301672788332097.mp3
15.79M
🌺🍃... ۱ در سوره مبارکه النساء در بیان جناب استاد حاج آقا حسن صدیقین @darya88888
شبهه 15.mp3
1.94M
🇮🇷 🔊 | پیشرفت های ۴۳ ساله جمهوری اسلامی بسیار طبیعی است، اگر شاه هم بود، همین قدر پیشرفت صورت می گرفت.! @darya88888
💠 امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام 🔹🔸 دانش ميراثى گرانبها، آداب پسنديده زيورهاى تازه، و انديشه آيينه اى صاف است. 📗نهج البلاغه، حکمت 5 ┏━━ °•🖌•°━━┓ @darya88888 ┗━━ °•🖌•°━━┛
✍️ پیام سازنده‌ی اتفاق مهمی که در فضای مجازی بسیار استقبال شد... 📆 ۱۴۰۲ ┏━━ °•🖌•°━━┓ @darya88888
🟠 رشد ۲۷ درصدی تعداد فرودگاه‌های معین مدیرعامل شرکت فرودگاه‌ها و ناوبری هوایی ایران: 🔹به برکت نام امام حسین(ع) امسال ۵ فرودگاه به جمع معین فرودگاههای اربعین اضافه شد. 🔹سال گذشته عملیات اربعین حسینی فقط در ۱۸ فرودگاه کشورمان صورت می‌گرفت، در حالی که این آمار امسال با رشد ۲۷ درصدی، به عدد ۲۳ فرودگاه رسیده است که پرواز به مقصد شهرهای نجف و بغداد را انجام می‌دهند. 🔹در بازه زمانی ۲۷ مرداد تا ۱۱ شهریورماه امسال ۷۴ هزار و ۵۹۸ زائر در فرودگاه‌های کشورمان اعزام و پذیرش شد‌ه‌اند. ┏━━ °•🖌•°━━┓ @darya88888 ┗━━ °•🖌•°━━┛
🔴لوازم آرایش ممنوع! 🔹یه زمانی هم استفاده از لوازم آرایشی تو دانشگاه تهران ممنوع شده بود. 🔸چرا؟! دانشگاه تهران به کلیه دانشجویان دختر ابلاغ کرد که چون اقتضای محیط علم و ادب شادگی و رفتار عاری از کلف است از پوشیدن لباسهای نامناسب و هرگونه آرایش مخالف با شئونات دانشگاهی خودداری نمایند و سعی کنند طرز لباس پوشیدن ورفتارشان مناسب محیط معنوی دانشگاه باشد. 📚روزنامه اطلاعات، شماره ۱۲۱۴۹، ۱۴ آذر ۱۳۴۵ ┏━━ °•🖌•°━━┓ @darya88888 ┗━━ °•🖌•°━━┛