eitaa logo
_𝗗𝗮𝗥𝘆𝗔
310 دنبال‌کننده
17 عکس
7 ویدیو
0 فایل
- 𝖭𝖺𝖬𝖾 : ִֶָ֙ 𝗗𝗮𝗥𝘆𝗔|دَریآ💘 - Malek¹ : @Pv_Da3 - Malek² : @Pvhklg #تـابـع_قـوانـیـن_جـمـهـوری_اسـلامـی #تـابـع_قـوانـیـن_ایتا 𝟷- @Eitaa🇮🇷 𝟸- @slave_of_love🇮🇷 𝟹- @adrakny_313🇮🇷
مشاهده در ایتا
دانلود
تو حرفامو جدی نگرفتی منم بودنتو .
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
خودت یه خاطره مsبت 18 تعریف کن ꫂ᭪ ندارم
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
خونه خالم بودم شب اونجا موندم کرا*شمم اونجا بود شب ساعت های 4بود اومد پیشم و دست مال**یم کرد و کی**رش و کرد ل**ای پ**ام ꫂ᭪ شتت پشمام ریخت🤣😐😐😐
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
خونه خالم بودم شب اونجا موندم کرا*شمم اونجا بود شب ساعت های 4بود اومد پیشم و دست مال**یم کرد و کی**رش و کرد ل**ای پ**ام ꫂ᭪ شتت پشمام ریخت🤣😐😐😐
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
ناشناس مsبت 18 داریم بیاد ناشناس خاtره های بدبدتونو بگید 😼 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bqe8k32&btn=حرفام https://eitaa.com/Mywords313
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
سلام میشه هرکی هر داستانی گفت کامل بزارینش ما هم ببینیم اگه این موضوع رو قبول کنین من هم داستان بگم ꫂ᭪ البته
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
خونه خالم بودم شب اونجا موندم کرا*شمم اونجا بود شب ساعت های 4بود اومد پیشم و دست مال**یم کرد و کی**رش و کرد ل**ای پ**ام ꫂ᭪ شتت پشمام ریخت🤣😐😐😐
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
یه روز پسر فامیلامون اومده بود خونمون بعدش ما یه اتاق اضافی داریم منو برد اونجا گفت چشا بسته منم چشممو بستم بعدش منو لخ**ت کرد بعدشم منو کر.. د ꫂ᭪ تو دیگه کی هستی🤣😑
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
یه روز پسر فامیلامون اومده بود خونمون بعدش ما یه اتاق اضافی داریم منو برد اونجا گفت چشا بسته منم چشممو بستم بعدش منو لخ**ت کرد بعدشم منو کر.. د ꫂ᭪ تو دیگه کی هستی🤣😑
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
ناشناس مsبت 18 داریم بیاد ناشناس خاtره های بدبدتونو بگید 😼 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bqe8k32&btn=حرفام https://eitaa.com/Mywords313
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
یه شب پسر فامیلامون بغلم کرد منو برد رو ت**خت بعد یه دفعه لباسامو دراورد بعدش خودش هم لباساشو درآورد کی***ر... شو روم مال**ید بعدش سی**.. نه هام رو فش**ار داد بعد برام خو**ردش ꫂ᭪ پشمام من خجالت کشیدم😑😑😂
هدایت شده از 𝙈𝙮 𝙬𝙤𝙧𝙙𝙨
سال ی پیش مامان و بابام قرار شد.برای کارشون و اینا برن ترکیه منم یه دوس پسر داشتم که ۵ سال باهم بودیم خیلی دوسش داشتم بعد شب که شد یه صدا هایی میومد منم خیلی میترسیدم زنگ زدم دوس پسرم اومد شب خونمون و اینا بعد چند ساعت که فیلم و اینا دیدیم گفت من میرم حم**وم منم گفتم باشه بعد ۲۰ دقیقه گفت حوله بده منم حولمو بردم براش اومد بگیره دستمو گرفت کشید توحموم منم ع**ین س*گ ترسیده بودم و جیغ زدم اونم دهنمو گرفت چسبوندم به دیوار و کی***رش و کردم تو**م و بردن سر تخ*ت تا صب س*ک**س کردیم........... خیلیییییی حالللل داددددد ꫂ᭪ ینی الان دختر نیسی😔😂 رابططون هنو ادامه داره یان؟🗿