محمد دشتی
بعثت در خویدک! اینجا خویدک است؛ روستایی با حدوداً هزار نفر جمعیت و در فاصلهی ۱۰ کیلومتری شهر یزد
به همین مناسبت شاید بد نباشه گریزی بزنم به معرفی #شهید_محمدرضا_آرزو (آروز)؛ شهیدی که توی همین جنگ اخیر شهید شد و برای من نماد جوان مومن انقلابی بود و هر بار میدیدمش روحیه میگرفتم.
کسی که توی خارج از روستای خویدک بزرگ شد، توی خارج از شهر یزد دانشگاه رفت، تحصیلاتش رو کامل کرد و بعد از اینکه تحصیلات دانشگاهیش رو تموم کرد، به #شوق_خدمت به مردم، روستا رو برای زندگی انتخاب کرد. اومد خویدک و توی منزل مادربزرگش ساکن شد و توی روستا موند.
اول از همه پایگاه بسیج رو متحول کرد، پایگاه رو رونق بخشید و زنده کرد. بعدش وارد شورای روستا شد و شد دهیار روستای خویدک. تو مدت دهیاریاش، روستا رو از لحاظ زیرساختی و آبادانی واقعاً از این رو به اون رو کرد. جدولکشی خیابون اصلی، آسفالت کردن کوچهها و خلاصه رسیدگی به روستا و مردمش از جمله کارهایی بود که توی مدت فعالیتش انجام داد.
چون رشتهی تحصیلیاش مرتبط بود، دامداری و کشاورزی روستا رو ارتقا بخشید. بعد از اون هم میدون رو به جوونها و بقیه دوستانش سپرد، ولی در کنارشون بود و حامیشون تا اینکه توی همین جنگ اخیر به شهادت رسید.
یکی از یادگاریهای به جا مونده از شهید، گلزار شهدای خویدک هست. گلزاری که وصیت کرده بود خودش رو اونجا دفن نکنند؛ بلکه در کنار مردم عادی روستا دفن بشه!
اون شب که با آقا محمود دشتی، فرماندهی فعلی پایگاه و رفیق قدیمی شهید صحبت میکردم میگفت «بعد از محمدرضا آرزو، این دنیا دیگه جای موندن نیست. محمدرضا با رفتنش پشت ما رو شکست.»
شب جمعه است؛ شهدا رو یاد کنیم که اونها هم در محضر ارباب یادمون کنند.
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
هدایت شده از تحولات عراق 🇮🇶
🔴 واکنش کاربران به بازی کودکانه حلبوسی
🔹پس از انتشار تصویری از سوی محمدباقر قالیباف که در آن از عنوان «خلیج فارس» استفاده شده بود، هیبت حلبوسی، رئیس مجلس نمایندگان عراق تصویری منتشر کرد که در آن عنوان «الخلیج العربي» به چشم میخورد؛ پستی که بهسرعت در شبکه اجتماعی ایکس بازتاب یافت.
🔸در میان واکنشهای کاربران عراقی، شمار قابل توجهی از نظرات در حمایت از ایران و استفاده از عنوان «خلیج فارس» قرار داشت. برخی کاربران با انتقاد از حلبوسی، اقدام او را در تقابل با موضع ایران دانسته و بر پیوندهای تاریخی و اجتماعی میان دو ملت تأکید کردند.
🔹 شماری نیز صراحتاً نوشتند که اختلاف بر سر نام خلیج نباید به موضوعی برای تقابل میان ایران و عراق تبدیل شود.
🔸 در مقابل، گروهی دیگر نیز از عنوان الخلیج العربي حمایت کرده یا استفاده از خلیج البصرة را پیشنهاد دادهاند.
🔹 بیشک این گونه اقدامات مورد تأیید بزرگان عراق نیز نبوده و منتظر موضعگیری صریح ایشان خواهیم بود.
@iraqevents 🇮🇶 تحولات عراق
هدایت شده از انسان انقلاب اسلامی
حجتالاسلام محمد دشتی PWAC-20260822_114833_006.mp3
زمان:
حجم:
19.2M
#صوت_سخنرانی
#نشست_چهارم
🌱 وَ "هَيِّئْ" لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا...
نشست پرچمداران جریان دانشجویی استان یزد
🔻 با موضوع :
| عراق امروز؛ بستر کنشگری فردا |
(تحلیلی بر زمینههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و ظرفیتهای کنش فعال)
💠 با ارائه: حجت الاسلام محمد دشتی
(مسئول موسسه سلمان و کارشناس مسائل عراق)
لینک کانال شخصی حجت الاسلام محمد دشتی
انسان انقلاب اسلامی 🕯
_____________________
🔘 @ensanenghelab_yazd
هدایت شده از موسسه فرهنگی اجتماعی سلمان
مؤسسه فرهنگی ـ اجتماعی سلمان با هدف تقویت مبانی و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی در کشور عراق، فعالیت خود را از سال ۱۳۹۷ آغاز کرده است. یکی از مأموریتهای اصلی مؤسسه، تولید دانش و تعمیق شناخت تخصصی از کشور عراق است که این مأموریت در معاونت پژوهش دنبال میشود.
این معاونت طی سالهای گذشته، مجموعهای از پژوهشها و محصولات تخصصی در حوزه عراق تولید کرده است؛ از جمله:
🔹بررسی آثار، اماکن و ظرفیتهای گردشگری عراق
🔸تقویم اتفاقات معاصر عراق
🔹حزب الدعوة؛ نخستین حزب اسلامی شیعی عراق
🔸پیشینه، افکار و روند رشد و افول حزب بعث در عراق
🔹 و همچنین درسنامههای تخصصی همچون درسنامه تاریخ عراق، مردمشناسی، جریانشناسی و ساختار سیاسی
همچنین پروژههای پژوهشی متعددی از سوی نهادها و مراکز مختلف به این معاونت ارجاع شده و توسط پژوهشگران و کارشناسان ایرانی و عراقی به انجام رسیده است.
معاونت مذکور با برخورداری از:
🔻تجربه تخصصی در مطالعات عراق
🔻شبکهای از پژوهشگران و صاحبنظران ایرانی و عراقی
🔻ارتباط با مراکز علمی و فکری دو کشور
🔻و امکان انجام مطالعات کتابخانهای و میدانی در عراق
ظرفیت لازم جهت طراحی و اجرای پژوهشهای متناسب با نیاز مجموعههای مختلف را داراست.
از این رو آمادگی دارد پروژهها و مسائل پژوهشی مورد نیاز نهادها، مراکز علمی و مجموعههای فرهنگی را در زمینههای مختلف دریافت و اجرا نماید.
جهت هماهنگی در این زمینه میتوانید با شماره ۰۹۹۱۳۵۱۲۰۴۰ تماس حاصل نموده یا به آیدی موسسه در پیامرسان ایتا به آیدی @salman_adm مراجعه نمایید.
#موسسه_فرهنگی_اجتماعی_سلمان
https://eitaa.com/joinchat/259195060C69c4a7dd4b
پیش یکی از شیوخ عراقی بودیم. میگفت تاریخ از اول تا به امروز، مسئولینی به خوبی و کاردرستی مسئولان ایرانی ندیده (مگر امیرالمومنین). تاکید هم داشت نه فقط رهبران و بزرگان که منظورم تک تک مسئولان و مدیران جمهوری اسلامیه.
نظر شما چیه؟
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
کاش همیشه اینجوری بطلبید!
هر بار ما #تدبیر میکردیم خدا #تقدیر رو جور دیگهای رقم میزد. ما هم که محکوم بودیم به «عرفت الله بفسخ العزائم».
این بار برنامه رو جور دیگهای چیده بودیم. مقصد اول و آخر سفر رو ناصریه گذاشته بودم و با اینکه دلم نمیخواست تا عراق میرم #کربلا و #نجف نرم، اما حساب فشردگی زمان و زیادی کارها و ... اجازه رفتن نمیداد. دل نمیخواست بدون زیارت برگرده ایران اما عقل حساب و کتاب خودش رو داشت.
رفقای همسفر هم که میپرسیدن میگفتم «زیارت رو باید بطلبن؛ دعا کنید بطلبن بریم». حتی شیخ حسین که سناریوهای مختلف رو بررسی میکرد برای رفتن هم تهش با همین جواب مواجه میشد.
اما ته دلم با خدا بسته بودم که ببین این بار تو تدبیر کن. اگه قراره بریم، خودت مقدماتش رو جور کن و موخراتش رو تنظیم.
روز آخر بعد از آخرین جلسه، همسفرها از رفقای عراقی در مورد مسافت ناصریه تا نجف و هزینهاش پرسیدن. بندگان خدا هم گفتن نماز مغرب رو بخونید با هم میریم که ما هم به زیارتی کرده باشیم. اینجوری شد که بالاخره طلبیدن! شب ولادت حضرت رسول نایب الزیارة شدیم در حرم حضرت امیر ...
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
محمد دشتی
بالرفاه و البنین!
بذارید از همون اول اعتراف کنم که این جزء معدود مراسمات عقدی بود که شرکت کردم. برنامه عقد عراقی که برای اولین بار بود!
دو سه روزی تو جنوب عراق کار داشتم و مشغول هماهنگی با دوستان بودم برای برنامههای اون طرف. در اثناء برنامهریزیها، شاهداماد دعوت کرد که جمعه مراسم عقدم هست و باید بیای! من هم دعوتش رو رد نکردم و حضور در برنامه رو گذاشتم جزء سرلیست کارها.
یکی از دغدغههای ذهنیام اما هدیه بود؛ چیزی که هم فاخر باشه و هم کاربردی، هم به درد دنیای آدم بخوره و هم تو مسیر آخرت کمککارش باشه. البته با مشارکت شما عزیزان این مسئله برطرف و هدیهی خوبی تدارک دیده شد.
بریم سراغ اصل مطلب؛ برنامه از ساعت ۴ عصر شروع میشد. اول تعجب کردیم که حالا چرا برنامه رو گذاشتید این ساعت؟! اما با توضیحات دوستان فهمیدیم رسم اینجا اینجوریه.
بعضی دیگه از خرده فرهنگهای عروسی رو هم مرور کردیم و فهمیدیم در عین شباهتهای زیادی که داریم، چه تفاوتهای ریزی هم بینمون وجود داره.
خلاصه ساعت ۴ شد و تیم ما شامل بنده و دو نفر از دوستان موسسه با ماشین یکی دیگه از دوستان راه افتادیم.
شروع برنامه از دم در خونه داماد بود و بنابر عُرف مرسوم، داماد با پدر و برادراش همراه با بزرگان عشیره، دوستان و آشناها برای مراسم عقد راهی میشن سمت خونه عروس خانم.
تصورم یه کاروان ۱۰ یا حداکثر ۱۵ نفری بود که وقتی رسیدیم جلو خونه داماد، با برخورد به دیوار واقعیت شکست و تازه فهمیدم داستان از چه قراره!
یه کاروان ماشینی متشکل از حدودا ۴۰ تا ماشین! و توی هر ماشین ۳ـ۴ نفر، از شیوخ و بزرگان بگیر تا رفقای داماد حرکت کردیم سمت خونه عروس.
مقابل خونه عروس چادر زده بودن. چادری سفید و تزیین شده با گل و بادکنک با عرض تقریباً ۴ و طول حدودا ۲۰ متر که دورتادورش رو صندلی چیده بودن.
کاروان با استقبال خانواده عروس وارد شد. نوع ورود هم جالب بود. کل کاروان به صف شدن و به ترتیب از بزرگ تا کوچیک یکی یکی با خانواده عروس روبوسی کردن و داخل شدن.
چون ما هم ملبس بودیم و هم مهمون خارجی، لطف ویژه داشتند و توی گرمای ساعت ۴ بعد از ظهر جنوب عراق، ما رو فرستادن جلو و با بزرگان عشیره وارد شدیم.
وقتی هم وارد شدیم دعوت کردن که بیاییم بالای مجلس و در کنار شیخ حامد، از مجاهدین قدیم و عاقد فعلی مراسم بشینیم.
بعد از تحیت و خوش و بش اولیه، مراسم اصلی شروع شد. سیستم مهریه در عراق (جنوب) اینجوریه که یه مبلغی به عنوان مهریه مشخص میشه و همونجا هم معین میکنن که این مقدارش رو داماد نقدا پرداخت میکنه و مابقی رو بعد.
البته که خانمها قبلاً همه چی رو توافق کرده بودند و ما فقط نقش بازی میکردیم (مثل خیلی از امور زندگی!). بعد هم میان میگن ما مردا دیکتاتوریم و زنستیز! بگذریم.
این مرحله هم گذشت و شیخ با آقا داماد و یکی دو نفر دیگه رفتن برای اجرای خطبه عقد. در این فرصت پذیرایی هم بین حاضرین پخش شد. خود پذیرایی و مدل بستهبندیاش هم جالب توجه بود.
شیرینی، یک تیکه کیک و یه خوراکی خوشمزه دیگه که اسمش رو نمیدونم رو هنرمندانه داخل یک جعبهی شیک و به صورت هدیه بسته بندی کرده بودن و به هر نفر یکی میدادن.
بعد هم که آقا داماد برگشتن و بازار عکس یادگاری و تبریک داغ شد. ماهداماد اول یه دور زدن و با همه روبوسی کردن، بعد هم با افراد مختلف به صورت فردی و گروهی عکس گرفتن.
با همه این برنامهها، هنوز غروب نشده بود که برنامه تموم شد و راه افتادیم سمت خونه. البته نزدیکان و رفقای داماد اومدن خونه داماد و بقیه هم که برگشتن سر خونه زندگیشون.
ما اما هنوز نمیدونستیم قسمت اصلی ماجرا مونده. حالا اینکه تو خونه آقا داماد چه خبر بود رو تو قسمت بعدی میگم.
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad
محمد دشتی
بالرفاه و البنین
قسمت دوم
اول رفتیم خونه پدربزرگ داماد. جایی که مهمانی خانوادگی برقرار بود و اطرافیان اومده بودند برای تبریک. ما تو یه اتاق نشسته بودیم اما صدای کر کشیدن و دست زدن از اتاق بغلی میومد.
تبریکات خانوادگی که تموم شد، همراه با داماد رفتیم خونه خودشون. خونه داماد تازه شروع ماجرا بود! یکی از رفقا یه اسپیکر بزرگ آورد و مولودی چند زبانهی «علی علی مولا»ی نزار قطری رو گذاشت.
حاضرین هم مشارکت کردند توی برنامه تا وقت اذان شد. نماز مغرب رو به صورت جماعت اقامه کردیم و برای اینکه نماز عشاء جمع هم به حداکثر ثواب برسه، نماز قضای یکی از اموات رو نیت کردم؛ بعدش هم نماز عشای خودم رو فرادی خوندم.
بعد از نماز نوبت #هوسه شد. هوسه همون شعرخوانی دست جمعی عربی همراه با حرکت پا و چرخیدن افراد هست که احتمالا بارها تو مراسمات مختلف دیدید.
(البته ما فقط تماشاچی بودیم؛ فیلمهاش موجوده 😉)
در میان هوسه یکی از جوانهای جمع که ذوق شاعری داشت شعری رو که برای داماد سرود بود خوند. این شعر روحیه جمع رو بالا برد و هوسه دوباره گُر گرفت.
اومدن پرچم یکی از گروههای #مقاومت، روح تازهای به هوسه دمید و شادی عروسی رو با حماسهی مقاومت تلفیق کرد.
اینجا آدم یاد رزمندههای #دفاع_مقدس میفته که تو مراسم عروسیشون هم با لباس رزم حاضر میشدن.
برای رزمنده، جبههی جنگ یا مقاومت چیزی جدای از زندگی روزمره نیست و اون رو بخشی از روند زندگی میدونه؛ نه یک موضوع مقطعی یا سیاسی.
و چه ساده است اونی که میخواد با یه اولتیماتوم مقاومت رو #خلع_سلاح کنه!
رسیدن عطر شام، نقطه پایان هوسه است. کم کم جوونها میشینن و سفره شام توسط میزبانها پهن میشه. سفرهای به یاد موندنی با دیسهای بزرگ برنج و مرغ، سبزی، نوشیدنی و انواع مخلفات.
مکانکم فارغ!
#محمد_دشتی
@dashti_mohammad