eitaa logo
داستانهای کوتاه و آموزنده
3.5هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
5.2هزار ویدیو
36 فایل
﷽   کپی مطالب و نشر با ذکرصلوات تبلیغ و تبادل  🇮🇷https://eitaa.com/dastan9 🇮🇷http://Splus.ir/dastan9 🇮🇷 https://rubika.ir/dastan9 مدیریت کانال  https://eitaa.com/yazahra_9
مشاهده در ایتا
دانلود
با اعصاب خورد سوار اتوبوس شد و نشست کنارم. با مهربونی سر صحبتو باز کردم و دلیلشو پرسیدم. بعد از یه عالمه طفره رفتن بالاخره گفت سر راه که میومده یه مرد میانسال بهش پیشنهاد بد داده بوده و اونم از اینکه طرف چنین قضاوت زشتی درباره‌اش کرده بوده، حسابی شاکی بود!! 😠 تو فکر بودم چی بگم؛ که یه‌دفعه تو سمت مردونه چشمم افتاد به یه جوون که پیرهنشو انداخته بود رو شلوارِ شیش‌جیبش و ریش گذاشته بود. + اون پسره رو میبینی؟ - کدوم؟ + همون که صندلی دوم تنها نشسته. - آره...اون یارو بسیجیه؛ خب؟! + از کجا میدونی بسیجیه؟ - از قیافش معلومه دیگه! ریششو ببین! + آفرین...اون مرده هم همینطور فکر میکرد که اون حرفو زد! - چطور فکر می‌کرد؟! + از روی قیافه می‌کرد. 😒 متوجه حرفم شد... بعد از یه مکث کوتاه گفت: - هیچکس نباید از روی قیافه قضاوت کنه😐 + درسته! ولی دیدی که خودتم از روی ظاهر قضاوت کردی 😑 🔎 - ولی من درست قضاوت کردم + شاید...شایدم نه! مثل قضاوت همون مَرده! ⭕️ @dastan9 🏴 ⭕️ splus.ir/dastan9 🏴 ⭕️ https://eitaa.com/dastan9 🏴