eitaa logo
داناب (داستانک+نکات‌ناب)
11.7هزار دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
5هزار ویدیو
110 فایل
﷽، #داناب (داستانک‌های آموزنده و نکات ناب کاربردی) 🔹کاری از مؤسسه جهادی #مصباح 🔻سایر صفحات: 🔹پاسخ به‌شبهات؛ @shobhe_Shenasi 🔹سخنرانی‌ها: @ghorbanimoghadam_ir 🌐 سایت: ghorbanimoghadam.ir 🔻تبادل و تبلیغ @tabligh_arzan
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پاسخ به شبهات فجازی
1_165607222.mp3
1.06M
#مهم خوابی چند شب پیش مقام معظم رهبری از قول آیت الله شب زنده دار #پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: این ساختمان را تمامش کن 🚩 پاسخ شبهات ف. مجازی👇 http://eitaa.com/joinchat/1042808834C1d4becaa06
با انجام گام پنجم و آخرین اقدام ایران در مورد انرژی هسته‌ای ‏برای شادی روح برجام یک فاتحه بخونید برگشتیم به آن زمان که: " انرژی هسته ای حق مسلم ماست " ‌‌‌‌ــــــــــــــــ 🚩 هر روز یک 👇 🆔 @dastanak_ir
هدایت شده از پاسخ به شبهات فجازی
مداحی_محمود_کریمی_برای_شهادت_حاج.mp3
6.38M
🌷وای فرشته بی پر اومد وای امید رهبر اومد وای علی اکبر اومد 🚩 پاسخ شبهات ف. مجازی👇 🆔 @shobhe_shenasi
8.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️گریه های آیت‌الله‌جوادی‌آملی(دامت‌برکاته) در فراق #سردارسلیمانی داستان #کفن و شهادت دهی ایشان... #آیت_الله_جوادی_آملی #انتقام_سخت #حاج_قاسم_سلیمانی ‌ــــــــــــــــ 🚩 هر روز یک #داستانک👇 🆔 @dastanak_ir
📸 اشک‌های‌ مقام معظم رهبری در هنگام اقامه نماز بر پیکر شهید سپهبد سلیمانی و همرزمان شهیدش ‌‌‌‌ــــــــــــــــ 🚩 هر روز یک 👇 🆔 @dastanak_ir
هدایت شده از پاسخ به شبهات فجازی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
گریه رهبر معظم انقلاب در هنگام اقامه نماز بر پیکرهای مطهر شهدای جبهه مقاومت 🚩 پاسخ شبهات ف. مجازی👇 🆔 @shobhe_shenasi
! برو کشک‌ت را بساب! می‌گویند روزی مرد کشک سابی نزد شیخ بهائی رفت و از بیکاری و درماندگی شکوه نمود و از او خواست تا اسم اعظم را به او بیاموزد، چون شنیده بود کسی که اسم اعظم را بداند درمانده نشود و به تمام آرزوهایش برسد. شیخ مدتی او را سر گرداند و بعد به او می‌گوید اسم اعظم از اسرار خلقت است و نباید دست نااهل بیافتد و ریاضت لازم دارد و برای این کار به او دستور پختن فرنی را یاد می‌دهد و می‌گوید آن را پخته و بفروشد بصورتی که نه شاگرد بیاورد و نه دستور پخت را به کسی یاد دهد. مرد کشک ساب می‌رود و پاتیل و پیاله ای می‌خرد شروع به پختن و فروختن فرنی می‌کند و چون کار و بارش رواج می‌گیرد طمع کرده و شاگردی می‌گیرد و کار پختن را به او می‌سپارد. بعد از مدتی شاگرد می‌رود بالا دست مرد کشک ساب دکانی باز می‌کند و مشغول فرنی فروشی می‌شود به طوری که کار مرد کشک ساب کساد می‌شود. کشک ساب دوباره نزد شیخ بهائی می‌رود و با ناله و زاری طلب اسم اعظم می‌کند. شیخ چون از چند و چون کارش خبردار شده بود به او می‌گوید: «تو راز یک فرنی‌پزی را نتوانستی حفظ کنی حالا می‌خواهی راز اسم اعظم را حفظ کنی؟ برو همان کشکت را بساب.» ‌‌‌‌ــــــــــــــــ 🚩 هر روز یک 👇 🆔 @dastanak_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 لحظات دیده نشده‌ای از گفتگوی رهبر انقلاب با خانواده سردار سلیمانی ➕انتشار بخش‌هایی از دستخط رهبر انقلاب در نگارش پیام شهادت سردار سلیمانی ‌‌‌‌ــــــــــــــــ 🚩 هر روز یک 👇 🆔 @dastanak_ir
هدایت شده از پاسخ به شبهات فجازی
به فراز آخر ذکر نماز آقا دقت کنید آقا ظاهراً رزق شهادت خودش را گرفته!! الحمدلله الذی رزقنا الشهادة فی سبیله! سپاس خدایی را که شهادت را روزی ما کرد؟💔 🚩 پاسخ شبهات ف. مجازی👇 🆔 @shobhe_shenasi
پایگاهاشو بزنم؟ ناواشونو بزنم؟ مایک‌و بزنم؟ جان‌و بزنم؟ ماینس‌و بزنم؟ پمپئو رو بزنم؟ خود نحس ترامپو بزنم؟ کدومو بزنم؟! . . +هَمّشو بزن! ‌‌‌‌ــــــــــــــــ 🚩 هر روز یک 👇 🆔 @dastanak_ir
حماسه تشییع یار لبریز کنید از نفس آمایش خط را تا باز روایت بکند این حرکت را این نعره دیوافکن پنهان شده در بغض پر کرده تن لشکر یل های به خط را دندان بفشارید و به آتش بکشانید از میمنه و میسره تا ساق وسط را این موج که سر می زند این گونه به صخره با طعنه نشان داده به برکه حرکت را این گونه ببینید که سردار اگر رفت خونش به تن شیعه دمید این برکت را این گونه بگویید: خروشید! خروشید! این گونه روایت بکنید این عظمت را: چوبیست که بر ساحل شن پنجه کشیده پارویی اگر بشکند آرامش شط را ‌‌‌‌ــــــــــــــــ 🚩 هر روز یک 👇 🆔 @dastanak_ir
🎬 خاطره شیخ حسون مفتی سوریه از اولین ملاقات با سردار سلیمانی ◽️اکنون یک امت برای سردار شهید گریه میکند. تنها همّ و غم سردار سلیمانی یاری مستضعفین و آزادی مسجد الاقصی بود. ایرانی‌ها از سوریه چیزی جز هموار ماندن راه قدس نخواستند. ◽️... 15 سال پیش، در هواپیما نشسته بودم که یک جوان نزدیک آمد و من او را نمی شناختم. نزدیک آمد و مرا بوسید. گفتم شما که هستی؟ گفت برادرت قاسم و با این تواضع و مهربانی نزد من نشست. گفتم قهرمان کجا رهسپاری؟ گفت: به جنوب لبنان. گفتم آنجا چه کاری داری؟ تو که اهل ایرانی گفت میخواهم آنجا باشم تا چشمم به فلسطین باشد و از تهران به بغداد و به دمشق و بیروت و مسجدالاقصی بسازم و این دغدغه و هدف او بود. این گذشت و من چند سال او را ندیدم تا اینکه در جای دیگری او را دیدم. گفتم کجا بوده ای؟ گفت: به خدا قسم سلاح و غذا به غزه می رساندیم. گفتم به غزه؟! گفت: بله و بالاخره سلاح و غذا به آنها رساندیم. ‌‌‌‌ــــــــــــــــ 🚩 هر روز یک 👇 🆔 @dastanak_ir