♥️🍃
از درخت بیاموزیم.
برای بعضی ها باید ریشه بود
تا امید به زندگی را به آنها بدهیم...
برای بعضی ها باید تنه بود
تا تکیه گاه آنها باشیم...
برای بعضی ها باید شاخ و برگ بود
تا عیب های آنها را بپوشانیم...
برای بعضی ها باید میوه بود
تا طعم زندگی کردن را به آنها بیاموزیم نه زنده ماندن را.
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
♥️🍃
تو بهترین دارایی خداوند هستی، به عشق تو کائنات را خلق کرد قدر خودت را بدان. او فراتر از آنچه فکر میکنی تو را دوست دارد و هدفش این است که تمامی روزهای زندگیت را به بهترین شکل ممکن به سرانجام برسانی
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
339.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 به نام روزی ده رهنما
🇮🇷 امروز جمعه
07 / شهریور / 1404
05 / ربیع الاول/ 1447
29/ آگوست / 2025
🍃 صبح آمده تا
🥀عشق بڪارد
🍃باراڹ محبـّـت بہ سرت
🥀 باز ببارد
🍃 خورشید رسیدهاست
🥀ڪہ با جوهرِ نورش
🍃نقشي زخدا
🥀بر دڸ پاڪت بِنِگارد
🌹مهربانان سلام
🍃صبح زیباتون بخیر
💖تنور دلتون گرم
🍃روزتون مملو از نگاه مهربون خدا
💠 ذکر امروز « اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
اعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
❤️الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَى وَ ثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
❤️ستايش مخصوص خداوندي است كه آفريننده آسمانها و زمين است، خداوندي كه فرشتگان را رسولاني قرار داد كه صاحب بالهاي دو گانه و سه گانه و چهار گانه اند او هر چه بخواهد در آفرينش ميافزايد، او بر هر چيزي قادر است.
👈🏼 "سوره فاطر آیه ۱ "
🚩اللهم عجل لولیک الفرج 🚩
🤲اَللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن
🤲 اَللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَةِ الْقُرآن
🤲 اَللّهُمَّ ارْزُقنا شَفاعَةَ الْقُرآن
♥ التماس دعا♥
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
♥️🍃
اثر لحن در زندگی👇
آقایان و خانمهای عزیز بدانید لحن شما موقع صدا کردن همسرتان به او میفهماند که یک گفتگوی عاشقانه منتظرش است یا یک دعوا.
پس سعی کنید بر روی آرامش لحنتان و نحوه گفتن کلمات بیشتر تمرکز کنید.
لحن شما، قدرت بالا و پایین بردن صمیمیت و محبتِ بین شما را دارد.
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
♥️🍃
.
یادمه یه جا خونده بودم:
«دوست داشتنِ یه آدم، دوست داشتنِ داستانِ اون آدمه...»
سعی نکنیم آدمارو عوض کنیم...
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
♥️🍃
برایت
دلخوشیهای بسیار آرزو میکنم
تا غمگین که شدی
یکی از آن خوشیهای کوچک
لبخندی بر لبت بنشاند
دعا میکنم همیشه
دستت پر باشد نه دلت
لحظه هاتون مملو از عشق و لبخند
صبحتون بخیر🌺
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
#سرگذشت_زندگی
#رویای_زندگی
#قسمت_107
وقتی یازده سالم بود منو به مردی هفتاد ساله که زنش مرده بود شوهر دادن
چی بگم شاید ده بار رفت تا دم در و برمی گشت و من جیگرم برای پولایی که می تونستم برای بچه هام خرج کنم و نکردم می سوخت بیشتر ترسم این بود که باز بیاد بگه خونه تموم نشد و دوباره پول لازم دارم ……و همین طور هم شد در حالیکه من برای دیدن رجب لحظه شماری می کردم او با خیال راحت پولا رو خرج می کرد و من حرص می خوردم.
ولی اونقدر دوستش داشتم و دلم نمی خواست از دستش بدم که حرفی نمی زدم ….و اون روز خیلی زود رسید و باز غمبرک زد کنج خونه .
بعدازظهر هم پنج ,شش تا کارگر اومدن دم در و سر و صدا کردن که پول می خواستن خودش رفت دم در و یه جوری ساکتشون کرد …
بعد اومد گفت : که آخر کار و به خاطر پول نمی تونه جمعش کنه …… این بار می دونستم که نمی تونه از جایی پول تهیه کنه….
به عشق رجب و تموم شدن خونه بقیه پول هامو آوردم تا بهش بدم و قال قضیه رو بکنم …… این بار پولو گذاشتم جلوش و گفتم: به قران این آخرین پول منه تو رو خدا اوس عباس این دفعه فقط خرج خونه بکن حیف و میل نشه …… ناراحت شد و پولها رو محکم کوبید زمین و داد زد نمی خوام خودم یه کاریش می کنم خاک بر سر من که از زنم پول میگیرم دیگه امکان نداره دست به این پول بزنم….
من حیف و میل می کنم من بی عرضه و بی لیاقتم ولش کن خودم یه فکری می کنم که کسی به من این حرفا رو نزنه بردم کجا خرج کردم هر چی بودِ تو این خونه بودِ.بعدم عصبانی شد و از در زد بیرون.شب شد و اون نیومد شام سرد شد زهرا رو خوابوندم و خودم نشستم تو ایوون و چشم به در دوختم همسایه ها یکی یکی رفتن خوابیدن ولی از اوس عباس خبری نبود.بدتر از همه این بود که من احمق احساس می کردم تقصیر منه.دلواپس بودم و این اولین تجربه ی من برای انتظار کشیدن برای اون بود.شب از نیمه گذشت ولی از اوس عباس خبری نبوددلم مثل سیر و سرکه می جوشیدرفتم دم درو توی کوچه سرک کشیدم ولی بازم خبری نبود به جز پارس سگ هیچ صدایی نمی اومد.
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
یادتون باشه!
اگر چه گاهی تکه ابری جلویِ
تابش خورشید رو میگیره
ولی خورشید پابرجاست…
نگذارید لکههایِ اَبرِ غم و مشکلات
مانعِ تابشِ خورشید به زندگیتون بشه
از زندگی لذت ببرید....
╔#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
+هَـرچِہ غُصّہ هـٰایَت بُزرگــتربٰاشـد٬
یٰادِ خُـدٰا آرٰامتـرات میڪِنـد ...!
خۅشـٰابِہحـٰالِهَرآنڪَسڪِہمُبتَلـٰاۍِ
اوست...
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
.
با آدم چشم و دل سیر هرگز به مشکل نمیخوری .
حرف میزنه و عمل میکنه، اصالت داره، کنارش پیشرفت میکنی، حرمت بلده، پا پس نمیکشه، زخم نمیزنه، عقده نداره، مرهم میشه، رفیق میشه، یار میشه .
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
درخت که باشی ...
تا آخرین لحظه بودنت
زندگی می بخشی و همه جا را زیبا می کنی
فرقی نمی کند
ایستاده باشی یا زمین بخوری ...
در دلت هزار گل می روید
درست مثل خاک آفتاب خورده بهاران...
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh
بی احترامی دیگران
از کتاب فرضیه دل آسودگی مل رابینز
#داستانهای_آموزنده
•✾📚 https://eitaa.com/dastanamuzandeh