#داستانک_آموزنده
🔖هر بار که امتحان می گرفت باید برگهء امتحانی را خودمان تصحیح می کردیم
آن هم در خانه ، دور از چشم همه.
🔖اولین باری که برگهء امتحان خودم را تصحیح کردم پنج غلط داشتم نمی دانم ترس بود یا هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم . به خودم نمرهء ۱۵ دادم
🔖اما فردای آن روز در کلاس وقتی همهء بچه ها برگه هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده اند به جز من . به جز من که از خودم غلط گرفته بودم. من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم .
🔖بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می کردم تا در امتحان بعدی نمرهء بهتری بگیرم .مدت ها گذشت تا اینکه یک روز امتحان که تمام شد ، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت وبرای تصحیح ، با خود بُرد
🔖چهره هم کلاسی هایم دیدنی بود...
آنها فکر می کردند این امتحان را هم مثل همهء امتحانات دیگر خودشان تصحیح می کنند اما این بار فرق داشت . این بار قرار بود حقیقت مشخص شود ، فردای آن روز وقتی معلم نمره ها را خواند فقط من بیست شدم،،،،،،،
🔖چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می گرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمی کردم و خودم را فریب نمی دادم،،،،،
🔍بنظرم داستان جالبی بودگفتم بزارم تو کانال شمام دربارش فکرکنید این حکایت زندگی همه ماست زندگی پر از امتحان،،،،،
🗓به ما توصيه شده هرشب نفس خودمون رو محاسبه كنيم خیلی از ماها اشتباهاتمون رو نادیده می گیریم ، تا خودمون رو فریب بدیم،تا خودمون رو بالاتر از چیزی که هستیم نشون بدیم 😳
🗓اما یک روز برگهء امتحانمون دست معلم می افته . اون روز هستش که چهره ها دیدنیه،،،،😉
اون روز حقیقت مشخص می شه و نمره واقعی رو می گیریم،،،،،
امیدوارم اگرم بیست نشیم نمره قبولی رو بگیریم.
به ما بپیوندید 】↷
https://eitaa.com/dastanemabareshohada
👇👇
🌺🍃 @mabareshohada 🌺🍃