من امنترین و قشنگترین خونهای بودم که میتونستی داشته باشی، ولی تو لیاقتت آوارگیه.
آدما خیلی دیر میرسن، خیلی دیر محبت کنن، خیلی دیر میفهمنت، خیلی دیر پشیمون میشن و دقیقا همین فاصله هاست که از چشمت میوفتن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمیکنی.
چطوری ببخشمت؟ من تو رو امن دونستم و جای زخمهام و نقطه ضعفهام رو بهت نشون دادم ولی تو دقیقا از همون جاها بهم ضربه زدی.