eitaa logo
ستاد مادران ایران
3.1هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.4هزار ویدیو
114 فایل
وظایف مادران در جنگ با دشمن آمریکایی_صهیونی 🧕اینجا ما مادران پیشرو و تاثیرگذار گرد هم آمده‌ایم. گریه‌ها بماند برای بعد. الان وقت جهاد ماست. قدرتمندتر از همیشه در این شرایط دشوار برای خانواده و کشورمان مادری کنیم.🇮🇷 ارتباط با ادمین کانال: @NabaviFar
مشاهده در ایتا
دانلود
⚠️از نگاه استاد عرفان امام خمینی چه عاملی سبب ایجاد و عمیق شدن پیوندهای ارتباطی در شبکه‌سازی‌های تخصصی و شبکه‌سازی‌های فردی می‌شود؟! نگاه یک استاد عرفان بسیار برجسته نسبت به مقوله سازماندهی و شبکه‌سازی چیست؟ 🎓 وبینار تخصصی و کاربردی: 💥 مهندسی شبکه‌های ماندگار 💥 (الگوی شبکه‌سازی مومنانه از منظر آیت‌الله شاه‌آبادی -استاد عرفان امام خمینی ره-) ▫️ ویژه مدیران و اعضای شبکه‌ها، کنشگران و متخصصین شبکه‌سازی و البته بسیار متناسب برای شبکه‌سازی‌های فردی ▫️ ارائه توسط: محمدهادی هوشیار ▫️ هزینه: ظرفیت رایگان محدود است + اعطای گواهی معتبر 🗓 چهارشنبه ۶ آبان | ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ ⚠️سرفصل‌ها و سایر توضیحات مربوط به دوره به‌زودی در کانال ارسال میشه⚠️ ⛔️ظرفیت محدود است! 👇برای ثبت‌نام و دریافت لینک جلسه به کانال خانه سازماندهی و شبکه‌سازی کوثر بپیوندید👇 🆔 https://eitaa.com/Kosarshouse 🔰مجمع ملی فعالان جمعیت 🆔 @populationir
✨رویش امید در دل روزهای پرچالش زندگی 🧕مادری جوان که در دوران عقد، چشم‌انتظار تولد فرزندش شد، این روزها با حمایت‌های معنوی و مادی مؤسسه، دوران بارداری خود را با امید و آرامش بیشتری سپری می‌کند. اهدای سیسمونی به این مادر، گامی در مسیر کاهش دغدغه‌های او و فراهم‌کردن آغازی امن‌تر و شیرین‌تر برای نوزادش است؛ تا این مادر جوان بداند که در مسیر مادر شدن تنها نیست و دستان مهربانی برای حمایت از او و فرزندش همراهش هستند. ❤️ ✅سازندگان جمعیت جوان کاشان https://eitaa.com/sazandegan_ir دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
┄┅═❁﷽❁═┅┄ 🌿 خاطره‌ی خانم دکتر نسرین ف — استاد فیزیک دانشگاه تهران مادر ۷ کودک و همسر شهید در جنگ ۱۲ روزه «شبی که عدد هفت، معنای تازه‌ای گرفت» راستش هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه روزی بشینم و بنویسم که هفتمین بچه‌م رو باردارم. اونم من، خانم دکتر، استاد فیزیک دانشگاه تهران، زنی که یه روز فقط به معادله‌های میدان مغناطیسی فکر می‌کرد، نه به لج‌بازی‌های یه نوزاد با نصف شب‌های بی‌خوابی مادرش. شوهرم، «حمید»، خودش هم فیزیک خونده بود. آدم شوخ‌طبعی بود، ولی توی دلش، یه ایمان عجیب داشت — از اون مدل مردایی که وسط سختی لبخند می‌زنن. همیشه می‌گفت: «نسرین، تو جهان رو بهتر از هرکسی می‌فهمی، ولی هنوز راز یه نوزاد رو اندازه‌ی یک سطرش نمی‌دونی.» با دوتا بچه زندگیمون در حال حرکت بود که، شد سه‌تا، شد پنج‌تا... و هر بار من می‌گفتم: «دیگه بسه، مغزم به اندازه کافی مشغوله!» اما اون فقط می‌خندید و می‌گفت: «مث فیزیکه، هر بار که فکر می‌کنی تهش رو فهمیدی، تازه شروعشه.» وقتی ششمین پسرم سه ساله بود، خبر دادم که دوباره باردارم. اون لبخند زد، ولی اون بار یه‌کم فرق داشت... نگران بود. گفت: «امیدوارم این نوزاد بیاد و خونه‌مون رو پر از صدا کنه، حتی اگه من نباشم.» همون موقع رفتم توی کارهای روزمره، فکر کردم شوخی کرده، ولی چند ماه بعد چشمم سیاه شد. توی مأموریت امداد داوطلبانه‌، جنگ ۱۲ روزه رفته بود که انگار همه چیز فریز شد... موندم و یه خونه‌ی اجاره‌ای توی نیاوران پایین، با شش تا فرزند و یه قلب ترک‌خورده. روزای اول بعد از شهادتش نمی‌دونستم چطور باید نفس بکشم. صبح می‌رفتم دانشگاه، سر کلاس درباره‌ی «نظریه‌ی کوانتوم» درس می‌دادم، شب می‌رفتم خونه‌ای که هر دیوارش با صدای بچه‌ها پر می‌شد، اما وقتی چراغا خاموش می‌شد، خونه خالی‌تر از همیشه می‌شد. بچه‌هام کوچیک بودن، معصومانه منتظر بودن باباشون برگرده. یه شب، پسر وسطی‌م ازم پرسید: «مامان، چرا خدا بابا رو زودتر خواست؟ مگه خدا نمی‌دونه ما بهش نیاز داریم؟» اون لحظه یه چیزی توی دلم شکست. دستش رو گرفتم و گفتم: «خدا گفت من بابا رو می‌خوام، اما شماها رو گذاشته تا من بفهمم قوی بودن یعنی چی.» حقیقتش، بارداری هفتم مثل کوهنوردی بود. دکتر گفته بود که بدنت خسته‌ست، احتیاط کن، ولی من با هر تقلایی، با هر بوی شیر، با هر تپش، حس می‌کردم حمید کنارمه. توی همون روزایی که اجاره‌خونه عقب‌افتاده بود، توی بازار دنبال ارزون‌ترین سیسمونی بودم. یه مادرِ دانشجوی دکترای خودم، وقتی فهمید من باردارم، یه جعبه آورد، گفت: «خانم دکتر، این لباسای نوزاد پسرمه، کوچیک شدن، اما تمیزن. بخواین برای شما.» اون شب زار زدم، نه از دلسوزی، از عشق؛ از اینکه دنیا هنوز دل‌هایی داره کوچک، ولی بزرگ‌تر از هر عظمت فیزیکی. الان که دارم اینو می‌نویسم، هفتمین بچه‌م، یه دختر کوچولو، خوابیده کنارم. با صدای نفسش، دانشگاه، مقاله‌ها، جلسه‌ها... همه برام یه جور دیگه معنی شدن. دیگه نه حجابم سنگینه، نه نالیدن از سختی معنی داره. من از توی سختی‌ها یه نور دیدم. با شش تا پسر و یه دختر توی خونه‌ی اجاره‌ای، شاید زندگی مرفهی نداشته باشیم، ولی خوشبختی‌مون قابل اندازه‌گیری نیست… شاید چون فهمیدم: بچه‌ها فقط نعمت خدا نیستن، یادآور ادامه‌ی زندگی‌ان، حتی وقتی یه زندگی تموم شده. هر وقت یکی از شاگردام توی دانشگاه می‌گه: «خانم دکتر، من هنوز نمی‌دونم بچه‌دار شم یا نه، سخته، هزینه‌ داره...» فقط لبخند می‌زنم و می‌گم: «سخته، ولی ببین، من هنوز زنده‌ام، هنوز می‌خندم، هنوز عشق دارم. سختی آدمو نمی‌کُشه، بی‌نور بودن می‌کُشه. و هیچ نوری قشنگ‌تر از صدای یه بچه نیست.» شادی روح شهدای جنگ ۱۲ روزه صلوات دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
🔔 شماره ۲۶ نشریه امید آینده با موضوع منتشر شد 📖 مادری واقعا چه جایگاهی برای شخصیت زن دارد ؟ 🕋 احادیث در فضائل مادری ؛ نگاهی نو به مادری ⁉️آیا مادرشدن ، با فعالیت های اجتماعی تعارض ندارد ؟ ⚫️ سیره حضرت زهرا سلام الله علیها در خانه ☑️ این مطالب و دیگر محتوای مربوط به مادری را در شماره ۲۶ نشریه امید آینده بخوانید 📥 برای دانلود اینجا را کلیک کنید 🗞 نشریه امید آینده | اولین نشریه جامع الکترونیکی جمعیت کشور ✅ @omide_ayande دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فک کردین گل زعفرون بیاد تجمع نمیرن پرقدرت درصحنه ایم😂👌 خانم های همیشه در صحنه💫 دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran
پنجشنبه‌ای به رنگ مواسات؛ ۱۴۰۵/۰۸/۰۷ پنجشنبه‌ای دیگر از راه رسید و بار دیگر به رسم هفتگی مواسات، فرصتی فراهم شد تا بازهم دورهمی مواسات مادرانه البرزبرگزارشود اینبار با طعم نوجوان 🌷 بخش مادرانه؛ گفتگویی برای شناخت دنیای نوجوان ساعاتی در خدمت سرکار خانم حبیبی بودیم. 🌸 بخش دختران نوجوان؛ دختران نوجوان نیز در جمعی اختصاصی و در کنار کارشناس برنامه؛سرکار خانم خدایی در کارگاهی ویژه حضور پیدا کردند. 🌿 بخش پسران نوجوان؛ پسران نیز در کنار مربی تربیتی خود، وارد دنیای بازی‌های هدفمند شدند. 🧸 بخش کودکان خردسال؛ کوچولوهای دوست‌داشتنی ما هم از این دورهمی بی‌نصیب نماندند. 💚 و اما آنچه در تمام بخش‌های این دورهمی مشترک بود...☺️ باور به اینکه تربیت، مسیری جمعی است؛ اینجا قرار نیست فقط دور هم جمع شویم؛ قرار است حال خوبمان را با هم قسمت کنیم به امید دیدار در پنجشنبه‌ای دیگر و قراری دیگر از جنس مواسات... @movasate_madaraneh_alborz دایاران | ستادمادران‌ایران 🇮🇷🧕 https://eitaa.com/dayaran