𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊 #قسمت_80 وای اومدم ادامه حرفشو جواب بدم... صدای جی.غ مامان بلند شد. دست پا
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊
#قسمت_81
دلق..ک بازیاش تمومی نداشت.
زدم پس کل.ش و گفتم:
+اون دختره که گفتم ازش خشم میاد.
مک.ث کردم...
حرصی گفت:
-خب؟یک چیزی میگی درست بگو دیگه سگ
شی..طون ل. .ب زدم:
+خود تویی ،تو دلمو بردی
-خ.فه شو من میندازمت بیرونا بقیه راه و بدوئی، قشنگ تعریف کن ببینم.
+با چیز خاصی نیست تو بیمارستان پرستارم بود
خندید و گفت:
-الهی تب کنم شاید پرستارم تو باشی...
+مر.ض سیا میزنم تو دهنتا.
-تعارف نکن بیا بزن منو یالا
خب بعد پرستارت بود خوشت اومد؟
پل..نگ بود؟
+نه،ساده و نچ.رال بود.
- عجیبه،شمارشو گرفتی؟
+نه، بگ.../.ا رفتم.
متعجب پرسید؟
+ چرا؟
ا..خمام رفت توهم ل. .ب زدم:
-س.حر پاشد اومد بیمارستان رید تو همه چی ...
-چرا گذاشتی بیاد اون بندالو؟
بعد با پوزخند ادامه داد:
-اونو فقط باید بک../.ن./یو در بری گا..و.
🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻
📼 ➣ @Music_Bio
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir
𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
شخصیت عکس: نوا خانم 💻طراح: ماهینا خانم 🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻 📼 ➣ @Music_Bio 🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اج
شخصیت عکس: دکتر فرهاد
💻طراح: ماهینا خانم
🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻
📼 ➣ @Music_Bio
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir
𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊 #قسمت_81 دلق..ک بازیاش تمومی نداشت. زدم پس کل.ش و گفتم: +اون دختره که گفتم
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊
#قسمت_82
به روی خودم نیاوردم رفتم بالا .
ساکمو جمع کردم، آماده شدم...
رفتم پایین شام بخورم راه بیوفتیم.
مامان یک طور مشکوک نگام میکرد،انگار مچمو گرفته بود.
خندم گرفت،ولی به روی خودم نیاوردم .
شام تموم شد وسایل و گذاشتیم تو ماشین که حرکت کنیم ...
#امیر
سیاوش خستم کرد از بس پرسید طرف کیه.
عجب گ.هی خوردیم به این یک چیزی گفتیما.
چشم غ.ره ای بهش رفتم که گفت:
+اگه نگی میندازمت پایین امیر.
از حرص غ.ریدم:
-سیا فکتو میارم پایین رو م..خم نرو لا./..شی
به صورت قهر روشو کرد اونور.
خندم گرفت .
نگاهش کردم و گفتم:
+ سیا کسیو دوست ندارم صرفا از یکی یکم خشم اومد که الان نمیاد.
هنوز قهر بود جوابمو نمیداد .
از کی تاحالا پسر قهر میکنه من نمیدونستم؟
+ مگه دختری قهر کردی؟
صداشو نازک کرد با ع..شوه گفت:
- برام پا.ستیل بخر تا باهات دوست شم عش..قم.
🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻
📼 ➣ @Music_Bio
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir
𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊 #قسمت_82 به روی خودم نیاوردم رفتم بالا . ساکمو جمع کردم، آماده شدم... رفتم
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊
#پارت_83
با حر.ص غ.ریدم:
+خستم کرده سیا.
دختره ی هر./..زه خ.یمه زده رو زندگیم ولم نمیکنه.
نف.سمو با حر.ص دادم بیرون و گفتم:
کاش تو اون مهمونی لا.مصب نمیدمش .
سیا اروم ل. .ب زد:
-بیخیال حر.ص خوردن فایده نداره.
الان یعنی هیچ جوره نمیتونی د.ختره رو اوکی کنی؟
دستمو کلافه تو موهام کشیدم
+ فکر نکنم،از شانس گهم د.ختر شریک بابامه
خندید گفت:
-اوه اوه عجب شیر تو شیریه حر.ص نخور حالا اوکی میشه.
چشامو بستم تا شمال یکم بخوابم.
این چند وقت جز اعصاب خوردی هیچی نداشتم.
#نوا
تو مسیر یهو یادم افتاد تلفن رو روی فرهاد قطع کردم.
وای چقد اح.مقم ، چقد بیش/عورم.
پیامک بهش دادم:
+ فرهاد من دارم میرم شمال با خانواده...
برگردم همو میبینیم اوکیه؟
جواب پیاممو بعد ۱۰دقیقه داد:
- خوش بگذره بهت،مراقبت کنبچه.
ولی یگ دلشوره ریزی داشتم ...
از وقتی فهمیدم اون امیر لا./..شی ام قراره بیاد شمال اینجوری شدم.
🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻
📼 ➣ @Music_Bio
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir
𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊 #پارت_83 با حر.ص غ.ریدم: +خستم کرده سیا. دختره ی هر./..زه خ.یمه زده رو زندگی
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊
#قسمت_84
اه.نگ د.پ گذاشته بود و از راه مسیر توماشین لا..یو گذاشته بود.
عجیب بود د.ختر نبرده بود...
شایدم د.خترا بعدا قرار بود بشون ملحق بشن.
مادر پدر امیرم بلاخره اومدن .
قرار شد بریم یکم بیرون تاب بخوریم.
اونام تنها بودن ...
امیر یک برادرم داشت که خارج بود، درواقع الان تعدادشون مثل ما بود.
منم که تک فرزند بودنم، و همین باعث میشد همیشه تو کانون توجه باشم.
مشغول دیدن لا..یو بودم که یهو یک د.ختری به اسم س.حر کام/نت گذاشت...
#امیر
رسیدیم جاده چالوس سیا صدام زد...
هم بریم یک ق/لیون بکشیم هم از جاده لذت ببرم.
حوصلم سر رفته بود یک موزیک گذاشتم ...
رفتم این/ستا و لا/یو گذاشتم.
اروم اروم تعداد رفت بالا.
چشم خورد به یک پی.جی که داد میزد ف/یکه.
حتمی س.حر یا دوستای لا./ ..شی تر از خودش بودن.
محل ندادم خیلی.
تا دیدم س.حر با پی/ج خودش تو لا/یو کام-/نت گذاشت،خوش میگذره؟
🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻
📼 ➣ @Music_Bio
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir
𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊 #قسمت_84 اه.نگ د.پ گذاشته بود و از راه مسیر توماشین لا..یو گذاشته بود. عجیب
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊
#قسمت_85
محل ندادم که باز نوشت،معلومه کجایی؟امیر با تواما...
بازم جوابشو ندادم.
د.ختره همچنان تو لا/یو بود،پس نمیتونه س.حر باشه.
جواب س.حرو ندادم که زنگ زد سریع...
نف.سمو کلافه دادم بیرون ،عص-ابشو نداشتم.
ولی چاره ای نبود نمیخواستم زنگ بزنه باز به بابا خراب کنه مسافرتشونو...
جواب دادم گوشیو.
با صدای لرزون ل. .ب زد:
+رفتی کجا لا/یو گذاشتی، ها؟
با کی رفتی ها؟
عص/بی غر..یدم:
- نکنه باید به تو جواب پس بدم؟
زیادی بت رو دادما...
پاتو اندازه گی-لیمت دراز کن.
سیاوش سکوت کرده بود.
شروع کرد ج.یغ ج.یغ کردن از پشت گوشی:
+نگی کجایی زنگ میزنم به بابات.
کفر.یم کرده بود .
دندونامو از رو حر.ص روهم سائیدم .
شرط میبندم پیشم بود ده.نش الان پر از خون بود .
عر.بده زدم سرش:
- خف..ه شو س.حر خ..فه شو
جر..عت داری زنگ بزن تا همین امشب به داداشت بگم.
انگار فهمید این اداهاش دیگه رنگی نداره.
با مظلوم نمایی و ع../شوه اسممو صدا زد...
🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻
📼 ➣ @Music_Bio
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir
𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
🧑🏻💼گروه دایی امیر چنتا دختر و پسر نیاز داره بیا اینجا توی گپ ما و با دایی امیر آشنا شو و کلی رفیق خ
چالش رفقا تموم بریم گپ چت کنیم
ادامه داستان عصر میزارم
ادامه چالش هم باشه یه وقت دیگه
𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
شخصیت عکس: دکتر فرهاد 💻طراح: ماهینا خانم 🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻 📼 ➣ @Music_Bio 🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین
شخصیت عکس: رها خانم
طراح: ماهینا خانم
🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻
📼 ➣ @Music_Bio
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir
بیو مخصوص حال هر لحظهت 👇🏻🖤
https://eitaa.com/joinchat/3451455158Ce96fa21ac6
فیلمای اینجا عالین برا اس/توری
#همایتی
𝐏𝐚𝐫𝐞𝐬𝐭𝐚𝐫 daye amir👩🏻⚕️
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊 #قسمت_85 محل ندادم که باز نوشت،معلومه کجایی؟امیر با تواما... بازم جوابشو ند
#پرستـــار_بی_hیــا 🩺💊
#قسمت_87
با م.ظلوم نمایی و ع./.شوه اسممو صدا زد:
+امیر جانم
خیلی سرد جواب دادم:
- کارتو بگو
کلی ناز ریخت تو صداش و گفت:
+میشه بگی کجایی عش.قم؟
با کی ای خب؟ بگو بدونم.
سیا نگاهم کرد زیرل. .ب گفت:
+ به این کنه بگو کجایی.
هی نخواد زنگ بزنه بر..ینه تو مسافرتمومن.
سرمو تکون دادم و گفتم:
- شمالم با رفیقام.
زنگ نزن س.حر حصلتو ندارم.
گوشیو روش قطع کردم .
کاملا حقش بود همچین رفتاری...
دیدم باز داره زنگ میزنه ، گوشیو گذاشتم رو حالت پرواز.
مگه چقد آدم میتونه اوزیون باشه؟
رو به سیاه ل. .ب زدم:
+ بچهها کی میان؟
خیلی خونسرد گفت:
-اونام امشب راه میوفتن.
جالب بود پا..تنر سیاه اصلا زنگ نزده بود تو این مدت...
تعجب کردم با اینکه رابط..شون انقد جدیه هیچ پیام و زنگی نبود.
با د.خترخالش بود،خیلیم دوسش داشت.
حس میکردم یکم تو خودشه ولی اصلا حواسم به این قضیه نبود.
صداش کردم توفکر بود...
🪴کانال بیو و آهنگام👇🏻
📼 ➣ @Music_Bio
🪴کانال زاپ/اس 👇🏻جوین اجباری..
💉𝘇𝗮𝗽𝗮𝘀 ➣ @zapas_Parestar_daye_amir
🪴کانال حذ/فیامون👇🏻
🩺𝐇𝐚𝐳𝐟𝐢 ➣ @Parestar_bi
🪴کانال اصلی👇🏻
👩🏻⚕️𝗣𝗮𝗿𝗲𝘀𝘁𝗮𝗿 ➣ @daye_amir