از باقیموندهی تابستونم تا جایی که تونستم استفاده کردم. آیسکافی درست کردم و زیر کولر کتاب خوندم، با بچهها تو خونهی مامانبزرگ آببازی کردیم، رفتم بالای درخت انجیر چیدم، نقاشی های جدید کشیدم، لباسای خنکم رو پوشیدم و تنهایی بیرون قدم زدم. شهریور داره تموم میشه و من هنوز دلم میخواد چندتا خاطرهی دیگه ازش داشته باشم.
نمیدونم چطوری ولی میخوام این آخر هفته یه مقداری بهتر زندگی کنم و سعی کنم بهتر باشم.