هدایت شده از ارغــوان ( نسخه پژمرده)
Anna
سالها درد نازکی بودم
که به خون آبیاریام کردم؛
درد محکم عمیق شد غم شد
و من از غم بدل به ریگ شدم
و به پای خودم فرو رفتم..
ما گوشمان تیز و
زنگولا ناامن است
ای بره! ای بره!
تا در امان باشی
زنگوله را حتماً
از گردنت وا کن