«دلم برای همه انسان هایی که به دنیا آمده بودند تا رنج بکشند و سپس بمیرند میسوخت.
میدانستم آدم ها از همان جایی که یکدیگر را ترک میکنند دوباره به هم نمیرسند.»
-دستم را به نزدیکترین سایه میدهم
•مژگان شعرباف
Strange as she appears to be,
Oldest friend invisibly..
She brushes my hair with a physical hand
Lowers my body down to the land..
My angel... :)