🌹🌹🌹ولادت با سعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها مبارک باد🌹🌹🌹
#السلام_علیک_یا_زینب_الکبری
بر قرار و در مدارِ باوفایی زیستی
ای که پیش از کربلا هم کربلایی زیستی
با محمّد زخم خوردی، با علی فرقت شکافت
مصطفایی زیستی و مرتضایی زیستی
دم به دم با پهلوی مادر شکستی در خودت
لحظهها را در تبِ داغِ جدایی زیستی
خونجگر بودی تمامِ عمر از زهرِ جفا
مجتبایی، مجتبایی، مجتبایی زیستی
بیزمان در بارگاهِ قدس، با عشقِ حسین
پیش از آنی که به این دنیا بیایی زیستی
آمدی از جانِ عالَم خود پرستاری کنی
دورِ او هر لحظه گشتی و فدایی زیستی
بارها تیرِ سهشعبه با گلویت خون گریست
با علیاصغر در اوجی کبریایی زیستی
هر چه تشنه با حسینت سر بریدند از قفا
شُکر کردی دم به دم خونِ خدایی زیستی
غیرِ زیبایی ندیدی در بلابارانِ عشق
از اَلَستِ عاشقی قالوا بلییی زیستی
نذرِ شکرِ بیشکایت بر درِ تسلیمِ محض
سر نهادی البلاءُ للولایی زیستی
از نیستان دور ماندی داغِ غربت بر جگر
در هوای نالههای نینوایی زیستی
خطبه خواندی حیدری از مصحفی آتش به جان
همنَفَس با آیههای روشنایی زیستی
نورِ چشمِ آفرینش هم تو بودی از ازل
تا ابد بَدرُالدُّجا شمسُالضُّحایی زیستی
عالَمی دیگر مگر سازند و از نو آدمی
تا عیان گردد که بودی و کجایی زیستی
پر بزن، وقتِ پریدن آمد ای که سالها
در قفس هر لحظه با شوقِ رهایی زیستی
#مبین_اردستانی
از مجموعه شعر #لحظههای_بیملاحظه
انتشارات #شهرستان_ادب
حسین بود و تو بودی، تو خواهری كردی
حسینِ فاطمه را گرم، یاوری كردی
غریب تا كه نماند حسین بی عباس
به جای خواهری آنجا برادری كردی
گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین
چه خواهری تو برادر؟ كه مادری كردی
تو خواهری و برادر، تو مادری و پدر
تو راه بودی و رهرو، تو رهبری كردی
پس از حسین چه بر تو گذشت وارث درد!
به خون نشستی و در خون شناوری كردی
به روی نیزه سر آفتاب را دیدی
ولی شكست نخوردی و سروری كردی
چه زخمها كه نزد خطبهات به خفاشان
زبان گشودی و روشن سخنوری كردی
زبان نبود، خود ذوالفقار مولا بود
سخن درست بگویم تو حیدری كردی
تویی مفسر آن رستخیز ناگاهان
یگانه قاصد امت! پیمبری كردی
بدل به آینه شد خاك كربلا با تو
تو كیمیاگری و كیمیاگری كردی
من از كجا و غزل گفتن از غم تو كجا؟
تو ای بزرگ! خودت ذرهپروری كردی
#یا_زینب_کبری
#مرتضی_امیری_اسفندقه
در شهر رنگ و نیرنگ، مردهست زندگانی
باری به روز روشن، گرگ آمده شبانی
خنجر به کشتن من از پیش و پس کشیدند
آن جانیان دشمن، این دوستان جانی!
ما گوش گوش گوشیم آنها فقط زبانند
این است نزد بعضی معنای همزبانی!
اینسو به صف پلنگان در فکر فتح ماهند
آنسوی موش کورند دنبال قرص نانی
سروم اگر که طوفان، سدّم اگر که سیلی
ناچار اینچنینم، وقتی تو آنچنانی!
حجت الاسلام حسین_مودب
🔻دقیقۀ ۸۸
(شعری از #مهدی_جهاندار به مناسبت نهم دیماه)
▪️بگو به طبل بکوبند و بر دهل بزنند
بگو به غرب از آنسوی شرق پل بزنند
بگو دومرتبه قرآن به روی نیزه کنند
دوباره طعنه به «یا ایّها الرّسل» بزنند
بگو دروغ سرِ هم کنند پشت دروغ
و راست راست به چشمان خلق زل بزنند
بگو به لشکر تیمور اعتماد کنند
دم از معامله با لشکر مغول بزنند
بگو که فتنهگران فتنهها ز سر گیرند
دوباره طبل بکوبند و بر دهل بزنند
هنوز ۲۲ بر صفر، ما جلو هستیم
ولو دقیقۀ ۸۸ گل بزنند
☑️ @ShahrestanAdab
از مرز ظریف کفر و ایمان می گفت
از آدم و دام های شیطان می گفت
در کرببلا حسین را می کشتند
در گوشه ی حجره شیخ عرفان می گفت
حجت الاسلام
سیدمحمدمهدی شفیعی
🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃🍂
درد عاشق را دوایی بهتر از معشوق نیست
شربت بیماری فرهاد را شیرین کنید...
#صبری_تبریزی
🍂🍃🍂🍃🌹🍃🍂🍃🍂
هزار لعنت و نفرین بر التفات خلایق
که هرچه ننگ کشیدم برای نام کشیدم
حجت الاسلام علی مقدم
عاصی خراسانی
🌹بوستان سعدی
🌹باب تواضع
🌹حکایت در معنی عزت نفس مردان
سگی پای صحرا نشینی گزید
به خشمی که زهرش ز دندان چکید
شب از درد بیچاره خوابش نبرد
به خیل اندرش دختری بود خرد
پدر را جفا کرد و تندی نمود
که آخر تو را نیز دندان نبود؟
پس از گریه مرد پراگنده روز
بخندید کای مامک دلفروز
مرا گر چه هم سلطنت بود و بیش
دریغ آمدم کام و دندان خویش
محال است اگر تیغ بر سر خورم
که دندان به پای سگ اندر برم
توان کرد با ناکسان بدرگی
ولیکن نیاید ز مردم سگی
سعدی