eitaa logo
شاعرِ آیینه‌ها
330 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
28 ویدیو
1 فایل
در بهبه‌ی جریان بی‌روح اطراف؛ من زندگی می‌کنم در اعماق جنگل ذهنم! در اینجا همه پیمان می‌بندیم برای باهم بودن، ما‌ گوش می‌سپاریم به‌موسیقی طبیعت، قدم‌ می‌زنیم در میان پیچک‌های سبز‌رنگ ‌و سرمی‌کشیم فنجان‌تلخ زندگی را؛
مشاهده در ایتا
دانلود
از اولین روزِ فصلِ موردعلاقه‌ام')
ببخشید اگر خیلی ساکت و خجالتی به نظر می‌رسم، معمولا فقط با درخت‌ها صحبت می‌کنم.
گربه‌ی ناز.
ماه‌پیشونی‌های خورشید، این پیام رو + با یه پیام دل‌خواه فوروارد کنین و یک کلمه بگین تا من براتون یه متن بنویسم، کوتاه و بلند و هرچی که قلم لایق بود.
برخی چَشم‌ها پنجره‌اند؛ گویی دعوتی به تماشای روحِ کسی باشند و دریچه‌ای به رازی سر به مُهر. لیک عزیزم، چشمانِ او پنجره نبود، آیینه بود؛ انعکاس جهان را، آسمان را، خودت را در آن می‌دیدی. امّا من_من دَر بودم. هرکه نگاهم می‌کرد، نگاهش گویی از من رد می‌شد. از من می‌گذشت، دیده نمی‌شدم. نبودم.