هدایت شده از خوراکِلوبیا با قارچوپنیر
ببخشید اگر خیلی ساکت و خجالتی به نظر میرسم، معمولا فقط با درختها صحبت میکنم.
هدایت شده از آهوها باز میگَردند.
ماهپیشونیهای خورشید، این پیام رو + با یه پیام دلخواه فوروارد کنین و یک کلمه بگین تا من براتون یه متن بنویسم، کوتاه و بلند و هرچی که قلم لایق بود.
هدایت شده از آهوها باز میگَردند.
برخی چَشمها پنجرهاند؛ گویی دعوتی به تماشای روحِ کسی باشند و دریچهای به رازی سر به مُهر. لیک عزیزم، چشمانِ او پنجره نبود، آیینه بود؛ انعکاس جهان را، آسمان را، خودت را در آن میدیدی. امّا من_من دَر بودم. هرکه نگاهم میکرد، نگاهش گویی از من رد میشد. از من میگذشت، دیده نمیشدم. نبودم.