بعداً تصمیم میگیرم
«چهها بر سرم آمد که نتوانستم به تو گویم
مرا چندینبار زدند، امّا نام تو را فاش نکردم».
حرف ما را هیچکس از شخص ما نشنیده است
صاحب نطقایم، اما چون قلم لالیم ما
رفتن ما را به خندیدن تناسب بستهاند
مرگ ما را عید میگیرند، چون سالیم ما
با رقیبان کاه میسنجند و با ما زعفران
دیگران خروار اگر باشند، مثقالیم ما
جمع اضدادیم، هم پَستیم هم والامقام
روضهٔ ما خواندناش سخت است، گودالیم ما
مهربون ترین و زیبا ترین دختر دنیا ، کوثره که نصیب من شده تو این زندگی ، اصلی هارو خودش میدونه فقط در همین حد بگم که ، تولدش مبارک من و همهی آدمای اطرافش .🤍