eitaa logo
دژاوو🕊️
28.4هزار دنبال‌کننده
225 عکس
1.9هزار ویدیو
9 فایل
یه لحظه صبر کن؛ من قبلاً اینجا نبودم؟! . . اشتراک تنها با نام کانال🌙 @Fateme_khlqi . https://eitaa.com/joinchat/2870411913C3430f4c088 👈🏻 تبلیغات شما
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم می‌خواست بگویم چقدر خسته‌ام از دویدن‌های زندگی. از دغدغه‌هایی که تمام نمی‌شوند. از پیچیدگی معاشرت‌ها و آدم‌ها. دلم می‌‌خواست بگویم خسته‌ام از جزئیاتی که می‌بینم و کلیاتی که نمی‌بینم. دلم می‌خواست بگویم بغلم کن. من از تمام جهان فقط یک آغوش می‌خواستم، گم شدم... وگرنه برای آرامش و شادی من، همان یک آغوش، کفایت می‌کرد.
‏هر رشدی، با خودش یه «از دست دادن» میاره. قرار نیست همون آدم قبلی و با همون شرایط قبلی بمونی و فقط پیشرفت کنی.
هر چقدر اصیل‌تر، عمیق‌تر، ارزشمندتر و قابل اعتمادتر باشی به‌خاطر آسیب‌های زیادی که تجربه کردی به کسی زخم نمی‌زنی، چون از میزان درد و ذات رنج خبر داری! تو زمانی یک انسان درست هستی که اجازه ندی تکه های وجودت باعث شکستن دیگران بشه ...
الان به اونجایی رسیدم که فروغ فرخزاد میگه: در برابر بی‌مهری آدم‌ها هیچ نمی‌گویم. سکوت و سکوت و سکوت. انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر. دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله‌اش را.
‏ولی باور کنید غم وزن داره.. وقتی غمگینی کندتر میشی، اگر دراز کشیده باشی نمیتونی بلند شی، راه رفتنی دوست داری پخش زمین شی. اصلا انگار دستگاه پرس داره بهت فشار وارد میکنه.
گاهی فقط بغل می‌خواستیم! گاهی غمگین‌ترین انسان روی زمین بودیم و بار جهان، روی دوشمان سنگینی می‌کرد و به نظر می‌رسید از هیچ چیز و هیچ‌کس کاری ساخته نیست، اما ساخته‌بود! ما را فقط یک آغوش گرم و پناه‌دهنده نجات می‌داد، از قعر عمیق‌ترین اقیانوس‌های تنهایی و از لبه‌ی بلندترین پرتگاه‌های اندوه... عجیب بود، اما گاهی فقط یک آغوش کفایت می‌کرد. "همین که کسی می‌گفت: حق داری خسته و غمگین باشی و بدون هیچ قضاوتی در آغوشمان می‌گرفت" کافی بود تا بلند شویم، به بازیِ نیمه‌کاره‌ی دنیا برگردیم و همه چیز را درست کنیم...
اتاقی که در آن همیشه به تو فکر میکنم را دوست می دارم ؛ پنجره اَش را فرشی که بر روی آن به خواب می روم دیوار ساده اَش با یک تابلو نقاشی ، کمد اَش با لباس های خسته و بی جان ، این ها آخرین چیز هایی ست که مرا خوشحال می کند.