آدما خیلی دیر می رسن،خیلی دیر محبت می کنن،
خیلی دیر میفهمنت ، خیلی دیر پشیمون میشن ،و دقیقا بین همین فاصلههاست که از چشمت می افتن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمی کنی.
ترسناک ترین بخش وجود من اینه که میتونم دنیا رو بهت بدم و به همون سرعت ازت پس بگیرم، وفاداری من عمیقه؛
ولی احترامی که برای خودم قائلم عمیق تره.
بدترین قسمتش اونجا بود که از خواب بیدار شدم و متوجه شدم که واقعا رفتی، اون روز صبح برای اولین بار بدونِ جراحت دردِ فیزیکی رو احساس کردم.
تو خراب کردی، بد هم خراب کردی، اما درد اینجاست که من هنوز، وسط تمام این خرابهها دلم برات تنگ شده.